پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |درام ، اسرار آمیز ، بیوگرافی

بلوند

Blonde

۶.۴ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۸ رای

منتقدان:

۷

امتیاز دهید:

این فیلم برداشتی از زندگی مرلین مونرو، ستاره‌ی فقید هالیوود در دهه‌ی 70 است که بر اساس کتابی از «جویس کارول اوتس» ساخته شده است.

کارگردان: اندرو دامینیک

نقدهای بلند فیلم بلوند

روایتی بین رویا و واقعیت از زندگی پرفراز و نشیب یک ستاره


ترجمه اختصاصی سلام سینما

یک فیلم زندگینامه‌ای خوب کاری می‌کند که مخاطب سوژه را از درون به بیرون ببیند و زندگی و حس و حال او را تجربه کند. این کاری است که است «بلوند» به کارگردانی اندرو دامینیک درباره‌ی مریلین مونرو به مدت 2 ساعت و 46 دقیقه انجام می‌دهد. این فیلم که بر اساس رمان جویس کارول اوتس ساخته شده است، در فضایی سایکودراماتیک و در جایی بین رویا و واقعیت روایت می‌شود. فیلمبرداری نیز در برخی سکانس‌ها به صورت سیاه سفید و در برخی دیگر به صورت رنگی انجام شده است تا این احساس را تقویت کند. اما بخش عمده‌ای از «بلوند» از واقعیت دور است و در رویا می‌گذرد.

«بلوند» نگاهی گذرا به کودکی پر از حادثه‌ی مونرو دارد. در این فیلم می‌توانید به فیلمبرداری سکانس‌های مهم فیلم‌هایش یا حضورهایش در فرش قرمز بنگرید. افتادن او در دام مواد مخدر را تماشا کنید. در جریان چالش‌های زندگی خصوصی‌اش مثل شایعه‌ها، قراردادهای غیرمنصفانه، تنفر از خود قرار بگیرد. نابود شدنش به عنوان یک زن پس از دو حاملگی ناموفق را نظاره‌گر باشید و بیشتر از همه روابط مریلین مونرو و مردان (جو دی ماجیو، آرتور میلر و جان اف کندی) را ببینید که برای او مانند ماه عسلی بودند که تبدیل به کابوس شدند.

«بلوند» در خود روایت‌های شاعرانه‌ای را جای داده که در برخی قسمت‌ها موفق نیست؛ اما بخش عمده‌ای از آن به روایت سلسله مراتبی زندگی معنوی مونرو می‌پردازد. این فیلم مریلین مونرو را در قامت یک ستاره‌ی بزرگ و یک هنرمند نابغه به تصویر می‌کشد؛ زیرا واقعاً اینگونه بوده است؛ ولی بخش عمده‌ای از آن از انظار عمومی دور مانده است. با شور و شوقی که کنجکاوانه، آرام‌بخش و قدرتمند است، «بلوند» بر معمایی تمرکز دارند که همگان هنگام اندیشیدن درباره‌ی مریلین مونرو دچار آن می‌شوند: او واقعاً به عنوان یک شخصیت حقیقی و یک انسان چگونه آدمی بود؟ چرا زندگی او تبدیل به یک تراژدی غیر قابل پیشگیری شد؟

این فیلم ما را بیشتر آنچه که «الویس» درباره‌ی «الویس پریسلی» انجام داد، به مریلین مونرو نزدیک می‌کند و بخش عمده‌ای از آن را مدیون نقش‌آفرینی آنا دی آرماس است. آنا دی آرماس علاوه بر جذابیت و دلنشینی فوق‌العاده‌ای که دارد، با آن چشمان گردتری و لبخند زیباتری نسبت به مونرو دارد، اما تمام تلاشش را کرده است تا به او نزدیک شود. او بهترین کارش را در زمینه‌ی صدا انجام داده است. صدای مریلین مونرو مانند زنی بالغ است که تبدیل به دختر کوچولویی می‌شود که مورد تمسخر قرار گرفته است. آنا دی آرماس در زمینه‌ی ایفای صدای مونرو فوق‌العاده عمل کرده است و به معنای واقعی تبدیل به مریلین مونرو شده است. 

در مورد لهجه کوبایی دی آرماس هم باید بگویم وقتی بازیگرانی مثل گری اولدمن یا آنتونی هاپکینز نقش آمریکایی‌ها را بازی می‌کنند در مواقعی خاص کمی لهجه انگلیسی یا ولزی دارند که مشکلی پیش نمی‌آورد. آنا دی آرماس نیز در مواقعی در فیلم «بلوند» لهجه‌ی کوبایی دارد؛ اما مشکل خاصی نیست و توی ذوق نمی‌زند. این لهجه‌ی بسیار ناچیز در مقابل کار بزرگ او در تقلید صدای مریلین مونرو، کاملاْ قابل چشم‌پوشی است. او مریلین مونرو را به زمان حال منتقل کرده است و نقش او را بسیار گیرا و دیوانه‌وار ایفا می‌کند.

آن چیزی که مریلین مونرو را تبدیل به نماد یک قرن کرده است، علاوه بر زیبایی او، جذابیت جسمانی او است. این چیزی است که مردم را دیوانه‌ی کرده بود. در «بلوند» جذابیت هوس‌انگیز مریلین را می‌بینیم که در تنهایی تبدیل به غم، ناامیدی و افسردگی می‌شود. در «بلوند» چیزی را می‌بینیم که درباره‌ی مریلین مونرو زیاد گفته شده هم کمتر درک شده است و آن این جمله است: بزرگترین کاراکتری که مریلین مونرو آن را ایفا کرده است، مریلین مونرو است. چیزی که او را تبدیل به یک بازیگر خارق‌العاده کرده است، همین بود. او تکنیکی نداشت؛ بلکه تکنیک را زندگی می‌کرد. 

«بلوند» حقیقت زندگی شخصی مونرو را به شکل عریانی به تصویر می‌کشد. او هنگام ایفای نقش پشت دوربین، در ملا عام یا هنگام اجرا برای طرفدارانش، یک زن لوند و جذاب بود؛ اما هنگامی که دور از توجه مردم قرار می‌گرفت، شخصیتی فروپاشیده و در معرض نابودی بود. در «بلوند» ما داستان زنی را تماشا می‌کنیم که ضربه‌های زیادی را در کودکی متحمل شد. در بزرگسالی توجه جهانیان را به خود جلب کرد؛ اما هنگام رشد کردن، به خودش اجازه‌ی رشد نداد. 

فیلم با سکانسی آغاز می‌شود که حس ترس و نفرت مونرو از کودکی‌اش را نشان می‌دهد. در سال 1933 در لس آنجلس هنگامی که نورما جین بیکر 7 ساله بود، مادرش را می‌بینیم که دچار شیزوفرنی است و معنای واقعی تجاوز به کودک را درک می‌کنیم. نورما جین از مادرش به دلیل تلاش برای آتش زدن، خفه کردن و بازی با احساسات او درباره‌ی پدرش وحشت داشت. او هرگز پدرش را ندید و حتی نمی‌دانست او چه کسی است. دامینیک قصد ندارد مخاطب را بیش از حد درگیر دوران وحشتناک کودکی مریلین مونرو کند و به قدر کفایت آن را روایت کرده است. در حدی که مخاطب بداند او در پوچی محض خود را ساخته است.

سپس فیلم کات می‌خورد و به زمان بزرگسالی او می‌رود. هنگامی که او برای اجرای ترانه‌ی «هر کسی نیاز به بابا دارد»، سر صحنه‌ی فیلم «بانوان ترانه» و دادن تست بازیگری برای ایفای نقش در فیلم «همه چیز درباره ایو» در سال 1950 آماده می‌شود. هنگام دادن تست او باید فیلمنامه‌ را در دفتر داریل زانوک بخواند. هنگامی که او در حال خواندن فیلمنامه است، زانوک به آرامی به پشت سر مریلین می‌رود و او را مورد تعرض قرار می‌دهد. در این لحظه ما می‌توانیم این را درک کنیم که حفره‌ی احساسی مریلین مونرو به خاطر نداشتن پدر در هالیوود که فرهنگ شوگرددی در آن برای بازیگران زن بسیار رایج است، چقدر می‌تواند مونرو را مورد آسیب قرار دهد و او نیز برای پذیرفته شدن مجبور می‌شود با بدترین رفتارهای جسمی روبرو شود. 

مریلین مونرو یک مازوخیست نبود؛ بلکه در سیستمی کار می‌کرد که مختصات آن غیر قابل تغییر بود. او به همان اندازه از آن مردان استفاده می‌کرد که آنها از او استفاده می‌کردند. او زنی سالم بود که به رابطه‌ی جسمی مثل یک ورزش نگاه می‌کرد. ما این ویژگی او را در اولین سکانس طولانی فیلم می‌بینیم که مسئله‌محورترین سکانس فیلم است. 

در واقع «بلوند» از آنجایی شروع می‌شود که مریلین مونرو، جو دی ماجیو را ملاقات می‌کند. ملاقاتی که تبدیل به رابطه‌ای پر احساس می‌شود تا جایی که دی ماجیو نسبت به مونرو سرد شده و تبدیل به یک هیولا در زندگی او می‌شود. دامینیک کارگردان قدرتمند «به نرمی آنها را بکش» و «قتل جسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل»، شیوه بی‌نظیری را برای روایت زندگی شخصی مریلین مونرو برگزیده است. مخاطب به مونرو بسیار نزدیک است؛ اما در عین حال طوری او را می‌بیند که سایر مردم جهان او را می‌بینند. 

دامینیک به خوبی نشان می‌دهد که چگونه دی ماجیو نمی‌تواند زندگی با یک نماد جذابیت زنانه را تحمل کند. علاوه بر آن فاصله‌ی مونرو و دی ماجیو را وقتی می‌بینیم که بستگان دی ماجیو تلاش می‌کنند برای هم‌صحبتی به او نزدیک شوند؛ اما مونرو در برقراری یک ارتباط عادی با انسان‌های معمولی ناتوان است. شاید برخی اسم این را خجالتی بودن بگذارند؛ اما واضح است که این ناتوانی مونرو در واقع یک اختلال روانی به دلیل سبک زندگی خاص او بوده است. او باهوش و زیبا است اما مانند بچه‌ای می‌ماند که فقط قد کشیده است و نمی‌تواند از خودش بیرون بیاید.

رابطه‌ی او با آرتور میلر نیز به شکل دیگری از بین رفت. آدرین برودی نقش آرتور میلر را به شکل بی‌نظیری در این فیلم ایفا کرده است. میلر به طور سطحی نسبت به مونرو مهربان بود و به مریلین درباره‌ی استفاده از او در کتاب‌هایش دروغ می‌گفت و بدتر از همه هنگامی که مریلین حامله است در صحنه‌ای می‌بینیم که شاید سقط شدن بچه‌ی او است. 

ناتوانی مریلین مونرو در مادر شدن شاید یکی از دلایل اصلی سقوط او بود. در «بلوند» به شکلی داستانی اما ناراحت‌کننده می‌بینیم که او چطور با این مسئله دست و پنجه نرم می‌کند. رابطه‌ی او با آرتور میلر نیز به اندازه‌ی خود او شکننده است و در نهایت فرو می‌پاشد. او در صحنه‌ی «بعضی‌ها داغش را دوست دارند» بعد از دیدن دیالوگی توهین‌آمیز عصبانی می‌شود و آنجاست که می‌فهمد در طول تمام این سالها او و ستاره‌های زن هالیوود چه دردسرهایی را تحمل کرده‌اند. 

سپس فیلم به سال 1962 می‌رود و رابطه‌ی مریلین مونرو و جان اف کندی را روایت می‌کند. سکانسی که دامینیک در آن رئیس جمهور و مریلین مونرو به تصویر می‌کشد، بسیار سیاه و منقلب‌کننده است. کندی با او مانند یک تن‌فروش شخصی و ابزار ارضای امیالش برخورد می‌کند. وقتی مونرو رویارویی جسمی‌اش با کندی را در سکانسی از یکی از فیلم‌هایش تجسم می‌کند، لحظه‌ای فوق‌العاده و جسورانه به لحاظ فیلمسازی خلق می‌شود. هنوز هم می‌گویم کاش آن صحنه با پیچیدگی‌های بیشتری اجرا می‌شد. مریلین مونرو و جان اف کندی از اوایل دهه 50 درگیر رابطه‌ی نامشروع بودند که اگر بیشتر به آن در «بلوند» پرداخته می‌شد، می‌توان جایگاه فیلم را ارتقاء دهد. 

نیم ساعت آخر فیلم گام به گام مسیر نابودی مریلین مونرو و مرگ او به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر را به تصویر می‌کشد. دامینیک ترجیح داد که به چگونگی پوشاندن دلایل مرگ او توسط رسانه‌ها و رابطه‌اش با برادران کندی نپردازد. در واقع مرگ مریلین مونرو نیز مانند زندگی‌اش، در خدمت صنعت تصویر بود. به طور قطع بهترین تصویری که از مونرو وجود دارد، «بلوند» نیست؛ بلکه خود او است. او حتی یک بلوند واقعی نبود، او یک دختر جذاب عشوه‌گر تشنه‌ی نوازش که در فیلم‌هایش می‌دیدیم، نبود. با تمام اوصاف، «بلوند» با تمام نقاط ضعف و قوت، در نمایش معمایی به نام مریلین مونرو، مسیر رسیدن او به قله‌ی جهان به عنوان یک الهه‌ی زیبایی و مشکلات روانی و نیاز شدیدش به خواسته شدن، موفق عمل کرده است.

منبع: ورایتی

مترجم: وحید فیض خواه


بلوند Blonde (2022)

تاریخ اکران: 8 سپتامبر 2022 (جشنواره ونیز)

کارگردان: اندرو دامینیک

نویسنده: اندرو دامینیک

توزیع‌کننده: نتفلیکس

بازیگران: آنا دی آرماس، آدرین برودی، بابی کاناوله، جولیان نیکلسون، توبی هاس، سارا پکستون، دیوید وارشوفسکی، خاویر ساموئل، گرت دیلاهانت، اسکوت مک‌نری، لوسی دویتو

فیلمبردار: چیز اروین

تدوین: آدام رابینسون

موسیقی: نیک کیو، وارن الیس

خلاصه داستان: این فیلم برداشتی از زندگی مرلین مونرو، ستاره‌ی فقید هالیوود در دهه‌ی 70 است که بر اساس کتابی از «جویس کارول اوتس» ساخته شده است.

بستن

شما را می‌بلعد


ترجمه اختصاصی سلام سینما

هیچ اکرانی در ونیز امسال به اندازه فیلم بیوگرافی تجربی مرلین مونرو اثر اندرو دومینیک مورد گمانه‌زنی‌های داغ و پرحاشیه قرار نگرفت. در ژانویه، موارد اقتباسی از این دهه از رمان جویس کارول اوتس در سال 2000 انجام شده است که توسط انجمن تصویر متحرک آمریکا گواهی NC-17 را هم دریافت کرده بود – که رتبه‌ای از سیستم درجه‌بندی فیلم‌ها می‌باشد که است که برای گرافیک جبران‌ناپذیر و غم‌انگیز در نظر گرفته شده است. (هیچ فرد دارای ۱۷ سال سن و کمتر پذیرفته نمی‌شود. فقط بزرگسالان. کودکان اجازه تماشا ندارند)

انتخاب بازیگر کوبایی - آمریکایی، آنا دی آرماس، تعجب برخی‌ها را برانگیخت، به ویژه زمانی که پیش نمایش فیلم تأیید کرد که او از لهجه طبیعی خود استفاده خواهد کرد. صحبت‌های تند دومینیک در مصاحبه‌ها که گفت، «اگر تماشاگران آن را دوست ندارند، این مشکل مخاطبان است» که گویا به نظر می‌رسد که تماشاگران جشنواره فقط برای کوبیدن و انتقاد اثر آمده‌اند؛ بنابراین وقتی در اوایل این ماه شایعاتی در لیدو، مبنی بر اینکه فیلم حاوی نه یک پلان، بلکه دو پلان است که در آن دوربین مستقیماً از کانال تولد مونرو بیرون را می‌بیند، منتشر شد، هیچ‌کس غافلگیر نشد. 

وقتی اندرو دومینیک، نویسنده و کارگردان ادعا کرد که فیلم بلوند، فیلم توهم‌آمیز زندگی‌نامه‌ای او از مرلین مونرو، در تالار آینه‌ها، «همه را می‌رنجاند»، این یعنی دست کم گرفتن نیست. امسال هیچ فیلمی ‌بیشتر از فیلم او مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته و یا به عنوان یک فیلم تفرقه‌افکن ثابت نشده است. برخی بلوند را - که بر اساس رمان داستانی تاریخی جویس کارول اوتس در مورد این نماد ساخته شده است - به دلیل آزادی واقعیت یا کنار گذاشتن دستاوردهای مونرو به نفع معرفی او به عنوان نمادی برای تأثیرات ماندگار سوءاستفاده در دوران کودکی، سرزنش کرده‌اند. برخی دیگر اشاره کرده‌اند که مونرو در طول هجوم بی‌امان بدبختی در فیلم هیچ استقلالی ندارد و از او صرفاً به عنوان ظرفی برای فتیش استفاده می‌کند و این سوال را مطرح کرده‌اند که آیا فردی که به ظاهر در زندگی او چنین استثماری از او شده است، آیا بیش از 60 سال پس از مرگش همچنان مورد توجه قرار می‌گیرد. 

چقدر بی‌دریغ است؟ خوب، صحبت کانال تولد (birth) درست معلوم شد. اما دومینیک، کارگردان استرالیایی فیلم‌های Killing them Softly و The Assassination of Jesse James، می‌گوید که هیچ تحریک‌کننده‌ای بیکار نیست و پلان‌های مورد بحث - در طی دو صحنه طاقت‌فرسای سقط جنین - به ایده اصلی فیلم مونرو به‌عنوان کاری که باید انجام می‌شد، پی بردند. اما همان‌طور که مخاطبانش خواستند حذف شد. 

بلوند یک الویس یا حتی یک اسپنسر نیست - درام پرافتخار دیانا اثر پابلو لارین است که سال گذشته سروصدای مشابهی در لیدو ایجاد کرد. شاید از نظر فرم به فیلم I’m Not There، فیلم باب دیلن در سال 2007 اثر تاد هاینز نزدیک باشد که شش دیدگاه متضاد را در مورد موضوع معروف خود ارائه داد. بلوند رویکردی مشابه دارد و داستان زندگی مونرو را به تکه‌هایی خرد می‌کند که هر کدام سرد و درخشان هستند و به اندازه‌ای ناهموار هستند که خون به پا می‌کنند. 

اگر منتظر یک بیوگرافی دقیق و چندوجهی از مونرو هستید، به شدت از فیلم بلوند ناامید خواهید شد، چرا که به ‌جز تفسیر سطحی فرویدی [مثلا] «مسائل بابا» چیز زیادی برای گفتن در مورد این ستاره ندارد. با این حال، این فیلم به‌عنوان یک ترس روان‌شناختی یا تب‌ یا رویا در مورد اینکه کسی در حال باز کردن است، و اینکه شهرت مثل ماسکی است که چهره را می‌خورد، به طور سرگیجه‌آوری جسورانه است. 

در قلب فیلم یک اجرای لرزاننده و خام از آنا د آرماس در نقش مونرو دیده می‌شود که نه تنها شباهت وحشتناکی به او دارد، بلکه به خصوص در فیلم‌های قدیمی که با دقت بازسازی شده‌اند، شکاف بین نورما جین تسخیر شده و شکار شده و پراکسید زندان بت او می‌شود. در طول یک صحنه در مقابل آینه، او از نظر عاطفی پریشان است و دعا می‌کند تا خودِ دیگر او، او را به دست بگیرد، زیرا تبدیل به ستاره‌ای می‌شود که همه می‌شناسیم. لبخند مگاواتی آشنای او که برای دوربین آماده است، ناگهان شیطانی و دیوانه به نظر می‌رسد. 

نقش نورما جین جوان را لیلی فیشر 12 ساله بازی می‌کند که دومینیک مانند یک ستاره کودک دوران صامت او را کارگردانی می‌کند. او با صراحت دلخراش جکی کوگان در فیلم بچه چارلی چاپلین گریه می‌کند. مادر ناپایدار نورما (یک جولیان نیکلسون تند و تیز) یک فانتزی از شاهزاده خوش‌تیپ را درباره پدر غایب دختر می‌نویسد: او ادعا می‌کند که مرد یک بت ماتینی بود و عکس مردی متین و سایه‌دار را بالای تخت اسپارتان دخترش آویزان می‌کند. 

اولین ازدواج قبل از شهرت مونرو کاملاً نادیده گرفته می‌شود: وقتی فیلم دی آرماس را معرفی می‌کند، او در حال تبدیل شدن به یک مدل پین آپ موفق است که توسط ‌هالیوود شکار شده است. مصاحبه با رئیس استودیو به یک تجاوز عجولانه و بدون کلام ختم می‌شود. ناظران در یک استماع، با عکس‌برداری اعصاب خردکن، کلوزآپ برگمانی (کارگردان سینما - سوئدی)، زمزمه می‌کنند که اجرای اشک‌آور او مانند «تماشای یک بیمار روانی» بود. 

برخی مطمئناً با نمایش فیلم از مونرو به ‌خاطر اینکه یک فیلم بی قدرت و یک استثمار بی‌امان است، مخالفت خواهند کرد. مرلین، در اینجا، کمتر شخصیتی است که با دقت ساخته شده است و بیشتر یک تغییر منفصل است. در یک لحظه ناامیدکننده، او اساساً برای انعکاس خود برای رسیدن به قدرت دعا می‌کند، در حالی که یک میکاپ آرتیست که مشغول کامل کردن چهره خود است، می‌گوید: «او می‌آید ... او تقریباً اینجاست.» اما د آرماس تنش بین سطح بی‌عیب و نقص مونرو و خود درونی تکه تکه شده را با دقت روان‌شناختی خارق‌العاده و عمق واقعی احساسات به تصویر می‌کشد. او نه تنها به آن قسمت نگاه می‌کند، بلکه می‌فهمد که آن قسمت توجه‌ها را از بین می‌برد. (همچنین، در عرض چند دقیقه، تأکید در فیلم حذف می‌شود.)

در سرتاسر فیلم، دومینیک فیلم را برش می‌دهد تا با وضعیت روانی مونرو مطابقت داشته باشد، بین رنگ‌های، تک رنگ و رنگی تغییر می‌کند و نسبت‌های تصویر را برای نشان دادن زندگی درونی‌اش تغییر می‌دهد. نتیجه این احساس را به ما می‌افزاید که هرگز مطمئن نیستیم به چه چیزی اعتماد کنیم، یا چیزی که می‌بینیم واقعی است یا خیر، و تضمین می‌کند که علی‌رغم زمان اجرای 166 دقیقه‌ای آزمایش مثانه، ما احساس ناامیدی می‌کنیم، و ظلم ظالمانه، به همراه یک موسیقی مسحورکننده از نیک کیو و وارن الیس همراه می‌شود.

فیلم با نورما جین جوان شروع می‌شود که با مادر بیمار روانی خود (جولیان نیکلسون) زندگی می‌کند و او را در حالی که در آتش می‌سوزد به ‌هالیوود می‌راند - استعاره‌ای سنگین از Tinseltown - در تلاش برای ماندن با پدر غریبه‌اش، قبل از اینکه تلاش کند او را در یک حمام سوزان غرق کند، با تبدیل شدن به مرلین مونرو، او بیشتر مورد آزار قرار می‌گیرد، از مدیرانی که او را چهره‌ای زیبا می‌دانند تا یک بازیگر جدی، از عاشقانه (با چارلی چاپلین جونیور و ادوارد جی رابینسون جونیور)، تا شوهران (یک جو دی ماجیو خشونت‌آمیز) به مأموریت‌های دارویی با یک رئیس جمهور (JFK). به عنوان اولین فیلم نتفلیکس با رتبه NC-17 که یک فیلم تزلزل‌ناپذیر است، از جمله یک صحنه خوب گزارش شده از دیدگاه کانال تولد که او در طول یک سقط ناخواسته، صحنه پر است از صحبت کردن او جنین. 

دومینیک از ذخیره عظیم عکس‌های ژست و صریح مونرو به عنوان موضوع الهام‌بخش صحنه‌های فردی استفاده می‌کند: با زنده کردن آن‌ها، گویی آن تصاویر فتیش شده را دوباره به طبیعت رها می‌کند. (آدرین برودی – که فوق‌العاده در نقش آرتور میلر ظاهر شد - به نظر می‌رسد که می‌توانست از این‌ها بیرون برود.)

این ساعت آسانی نیست و یک حس ماندگار از فیلم وجود دارد که سعی می‌کند اثر خود را داشته باشد. این نکته بر این نکته تأکید می‌کند که مهارت بازیگری مونرو بدون تمرکز بر هنر او نادیده گرفته شده است. به‌جای اینکه توانایی‌هایی را که در فیلم Some Like It Hot نشان بدهد، روی رفتار دشوار او در صحنه فیلمبرداری متمرکز می‌شود. از او شکایت می‌کند که بی‌خبر با او به‌ عنوان «یک تکه گوشت» رفتار می‌شود، در حالی که دوربین اغلب روی بدن برهنه دی آرماس درنگ می‌کند و شما را متعجب می‌کند: آیا ما شاهد اثرات زن‌ستیزی هستیم یا لااقل با این تفکر در این فیلم همراهی شده است؟ برخی از مصاحبه‌های به ظاهر مشکل‌ساز که توسط دومینیک صورت گرفته است به این امر کمکی نکرده است. اما در اجرای دی آرماس انسانیتی وجود دارد که استثمار را از بین می‌برد و با غوطه‌ور کردن ما در مرکز روانی که به آرامی ‌در حال از هم گسیختگی اوست، تجاوزی جاه‌طلبانه در برابر سلیقه خوب وجود دارد. مانند هر اثر ترسناک موثر دیگری، فیلم بلوند مدت‌ها پس از پخش تیتراژ شما را ناآرام می‌کند. 

بازسازی لحظات فیلم کلاسیک نیز در این فیلم وجود دارد، اما هرگز برای لذت نوستالژیک نیست. در طول سکانس Diamonds Are a Girl's Best Friend از Gentlemen Prefer Blondes، ما مرلین را می‌بینیم که روی صفحه نمایش انگار یک غریبه است، در حالی که فیلمبرداری صحنه‌ای از Some Like It Hot – de Armas از فیلم اصلی بریده شده است. در کنار تونی کورتیس - لحظه‌ای برای او می‌شود که به تلخی در مورد از دست دادن جنین و بارداری اخیر فکر کند. به طور طبیعی لحظه بالا رفتن دامن، در مجموعه فیلم The Seven Year Itch نیز ظاهر می‌شود، اما دومینیک لباس را به آرامی‌ و با یک حالت شوم نشان می‌دهد که مثل یک کلیپ حلقه‌ای از آزمایش اتمی، بارها و بارها به سمت بالا و بیرون حرکت می‌کند. 

فیلم بلوند بسیار جدی و جدی است و تقریباً به خطا می‌رود: شما ترجیح می‌دهید تعجب کنید که پس از اکران محدود آن در نتفلیکس، چند بیننده در خانه آن را تا آخر نخواهند دید. با این حال، در سینما، مثل یک رویای ناآرام، یکباره خیلی آشنا و به شدت غیرواقعی، شما را می‌بلعد. 

منبع: تلگراف

مترجم: وحید فیض خواه


بلوند Blonde (2022)

تاریخ اکران: 16 سپتامبر 2022 

کارگردان: اندرو دامینیک

نویسنده: اندرو دامینیک

توزیع‌کننده: نتفلیکس

بازیگران: آنا دی آرماس، آدرین برودی، بابی کاناوله، جولیان نیکلسون، توبی هاس، سارا پکستون، دیوید وارشوفسکی، خاویر ساموئل، گرت دیلاهانت، اسکوت مک‌نری، لوسی دویتو

فیلمبردار: چیز اروین

تدوین: آدام رابینسون

موسیقی: نیک کیو، وارن الیس

خلاصه داستان: این فیلم برداشتی از زندگی مرلین مونرو، ستاره‌ی فقید هالیوود در دهه‌ی 70 است که بر اساس کتابی از «جویس کارول اوتس» ساخته شده است.

بستن

  

بلوند، موطلایی، فیلمی به کارگردانی اندرو دامینیک به غایت وفادار به زیبایی است. فیلمی که زندگی یک زیباروی بیمار را روایت می‌کند اما دغدغه‌هایی فرای بیوگرافی دارد و به یک اِتنوگرافی، مطالعه نظام‌مند فرهنگ، می‌رسد. تخیلی درباره زندگی مونرو که هدفش اصابت به تالی فاسد‌های روانی-ژنتیکی در کودکی است. نگرانی نورما جین، مریلین مونرو، از موروثی بودن بیماری‌اش و خوشحالی او از این که در یک ارتباط جنسی سه نفره صاحب فرزند شده تضاد روانی شدید و در عین حال زیبایی ایجاد کرده که بیننده توانایی تمیز دادن قهرمان قصه از مادر بیمارش را از دست می‌دهد. همانطور که از عقبه فیلم ساز، دامینیک، انتظار می‌رفت با روایتی غیر متعهد به واقعیت و ایجاد فضایی نئونوآر همانند: «قتل جسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل» و «کشتار با لطافت»، چالشی به نام "مرگ اندیشی" در ناخودآگاه مخاطب می‌زاید.

*شاکله عشق توهمه

در سکانس‌های ابتدایی فیلم مونرو را می‌بینیم که با اصرار بر اشتباه خود در هنگام بیان اسم شخصیت فیلم‌نامه هنگام انجام تست بازیگری، با بازی خوب آنا د آرماس، در توجیه رفتار غیر حرفه‌ای خود می‌گوید: مگر نه مسئله عشق توهمی بیش نیست. این پیام مهم‌ترین ویژگی یک فیلم ‌روانشناسانه است که بیمارگونه قصه‌ای زندگی‌نامه‌وار را روایت می‌کند. میزان جذابیت در نمایش ارتباط نورما، چارلز و ادوارد توهمی برای مخاطب ایجاد می‌کند که آن را عشق می‌پندارد. آیا این رابطه سراسر بیمار گونه عشق است؟ نقطه مقابل این رابطه را فیلم «یکشنبه غم‌انگیز» می‌بینم. اگر این رابطه چند مِهری را بدون هیچ گارد عقیدتی کنار هم قرار دهیم و مقایسه کنیم میزان توهم در رابطه مونرو باعث می‌شود آن را ایده‌آل‌تر و دوست داشتنی‌تر ببینیم. از سویی دیگر تصویر 4:3 و قاب‌هایی شگفت‌انگیز همراه با زیبایی خیره کننده قهرمان قصه باعث می‌شود داده‌هایی از فیلم برای ما مهم شود که اگر هوش سینمایی نداشته باشیم به سرعت رودست می‌خوریم. داشتن یا نداشتن هوش سینمایی به معنایی قدرت تمیز دادن احساسات و منطق در فیلم از یک دیگر است. به عنوان نمونه رابطه میان مونرو و مادرش را در نظر بگیرید. مادری که در وان حمام در حال خفه کردن دختر خود است و در سکانس‌های بعد به مونرو می‌گوید: نورما کجاست؟ تو دیگر کی هستی؟ سال‌ها است که فرزندش را کشته است این وسط روایتی هم که به صورت یک عقده سرکوب شده از پدرش می‌بینیم، که از سلبریتی‌های هالیوود است و خانه‌ای ضد آتش‌سوزی دارد، از شگردهای روایی فیلم‌ساز است که بودن آن تنها عمق کاذب به داستان بخشیده. قصه‌نویس خود متوهمانه روایت می‌کند و این توهم به خاطر ذوب‌شدن در زیبایی بیمارگونه‌ مونرو است. پس باید این‌گونه نتیجه گرفت علاوه بر عشق که از نظر راوی توهمی بیش نیست، قصه‌ای که روایت می‌کند برپایه یک توهم بنا شده است.

*فاصله توهم و تخیل

ایجاد فاصله میان توهم و تخیل و حفظ آن کاملا به میزان منطق در فیلم‌نامه بستگی دارد. فیلم‌نامه قدرت پردازش تصویر در قاب کلاسیک را ندارد و گویی لارنس فورن تریه با تعدیل زیاد پشت دوربین نشسته است. انتقاد من بر چنین فیلمی دقیقا آنجایی شکل می‌گیرد که باید زندگی‌نامه باشد و نه یک روانشناسانه نئونوآر. ما واقعیت را در مورد مونرو در فیلم جست و جو می‌کنیم در حالی که فیلم توهمی است که از شخصیت یک افسانه ساخته و گویی هیچ وقت واقعیت نداشته. فیلم دچار پوششی زیبا است و نه آفرینش زیبا هدفش. فیلم‌ساز چاره‌ای جز روایتی افسانه‌وار از زیبای بی‌همتای هالیوود ندارد. این افسانه از نظر هنری به شدت قابل احترام است و من معتقد هستم که آنا د ارماس یکی از مدعیان اول برای دریافت جایزه بهترین بازیگر زن امسال است. آرماس علاوه بر آنکه شدیدا به نقش آمده تسلط بالایی در بازی زیرپوستی و اشک ریختن‌های گاه و بی‌گاه مونرو دارد. از سویی دیگر میزان ترحم برانگیزی او باعث دوچندان شدن فهم زیبایی‌اش شده. اندام، چهره و صدای جذاب ویژگی‌های دیوانه کننده‎‌ای برای جنس مخالف محسوب می‌شوند اما آنچه که باعث منفک شدن چگونگی جذابیت مونرو از سایرین شده میزان ترحم برانگیزی شخصیت او است. «بلوند» ارزش‌مندترین فیلم منتشر شده در 2022 است؛ هرچند همچنان بر سر توهمی، و نه تخیلی، بودن قصه‌اش مسئله دارم؛ اما اگر فرض را بر این بگیریم که نه هالیوودی بوده و نه مونرویی می‌توان قصه فیلم را پذیرفت. هنگامی که فیلمی ژانر زندگی‌نامه به خود می‌گیرد نمی‌تواند بر اساس توهم مستندسازی کند هرچند که در حال روایت زندگی یک متوهم باشد. 

نویسنده: علی رفیعی وردنجانی

بستن

نقدهای کوتاه فیلم بلوند


نویسنده

اون گلیبرمن

آنا د آرماس همان کاری را می‌کند که می‌خواهید. او در فیلم زندگی‌نامه‌ای ناقص اما به‌یادماندنی اندرو دامینیک، مرلین مونرو می‌شود. یک اثر زندگی‌نامه‌ای خوب، موضوع خود را از سرتاپا به تماشاگر می‌شناساند. فیلم «بلوند» اندرو دامینیک دقیقاً همین کار را در مدت‌زمان 2 ساعت و 46 دقیقه و به‌درستی انجام می‌دهد.

نویسنده

سوفی مانکس کافمن

پرتره تیره‌بخت اندرو دامینیک از مرلین مونرو، نام این ستاره را لکه‌دارتر می‌کند. آنا د آرماس خود را داخل داستانی درام پرتاب می‌کند که به نظر می‌آید تنها قصد آن نشان‌دادن یک‌عمر قربانی بودن و بهره‌کشی است. اندرو دامینیک با فیلم «بلوند» انگشت اتهام خود را به سمت افرادی می‌گیرد که به مرلین مونرو آسیب جدی وارد کردند. افرادی چون مادر او و ماشین سوءاستفاده‌گر هالیوود.

نویسنده

لزلی فلپرین

فیلم «بلوند» از جهاتی مسحورکننده، تکان‌دهنده و به‌شدت آزاردهنده است. اندرو دامینیک داستان مرلین مونرو را به یک اپرای بی‌نظیر تبدیل کرده است با این تفاوت که در آن آوازی وجود ندارد. این فیلم پرتره‌ای از مرلین مونرو است و بر رنج و عذاب این ستاره تأکید می‌کند. او یک فمینیست قدیس بود که به دلیل سوءاستفاده از زیبایی و استعدادش، توسط جامعه، نابود شد.

نقدهای مردمی فیلم بلوند

زاوایای پنهان و تاریک مرلین مونرو


فیلم بلوند به نویسندگی و کارگردانی اندرو دامینیک 

با بازی آنا دی آرماس ، آدرین برودی، بابی کاناوله ،  جولیان نیکلسون و برداشتی تخیلی از زندگی ستاره سینما و نماد قرن بیستم،مرلین مونرو ی درام رو میسازه.

اسم مرلین مونرو کافیه تا ذهن مخاطب پر بشه از داستان ها و روایت ها و خرده مثل های مختلف یا حاشیه ها بنابراین پرتره ای داریم از یک شخصیت کاملا دراماتیک و قابل پردازش 

در مرحله اول این که کارگردان ،مرلین مونرو رو به شخصیتی شعار زده و قهرمان محور و تجاری تبدیل نکرده،بلوند رو برای من خوشایند و زمانی که متوجه شدم به لایه های درونی این شخصیت پرداخته و قرار است با فیلمی جدی و درام مواجه شوم، بلوند رو برای من خوشایند تر کرد.

کاشت و برداشت های فیلم (به اصطلاح  حوصله سربر و خشک نبود)همذات پنداری ها ،نفرت ها ،خوشحالی ها و غمگین بودن ها تا حدودی درست تنظیم شده بود و دلیلی برای اینکه زمان از دستم در برود.کاری که کمتر در آثار زندگی نامه ای میتوانم ببینم! 

با اینکه داستان بر پایه شخصیت طراحی شده و یک پرتره از زمان کودکی تا معروف شدن مرلین مونرو داریم اگر کلمه ((تخیل)) در کنار تعاریف و توضیحات فیلم قید نمیشد بلوند رو به دیگران پیشنهاد نمیدادم و یک اثر غیرقابل ارجاع می دانستم اما زیر سایه کلمه( تخیل) میتوانم این حجم از تاریکی و سیاهی مطلق رو پذیرا باشم.

همانقدر که سیاهی و تاریکی مرلین مونرو در این فیلم قابل لمس و درک زوایای مثبت و اثر گذاری شخصیت در جامعه کم رنگ و فراموش شده ست.

حتی در اتنوگرافی هم مرلین مونرو یک شخصیت خاکستری و نه چندان محبوب تعریف میشود که این دیدگاه در فیلم بلوند کمی اغراق شده و باورناپذیر است.

روند شخصیت پردازی در بلوند دست و پا شکسته ست همانقدر که از خود مونرو میدانیم به اندازه کافی مگر در بیست دقیقه اول از  نورما جین مورتنسون چیزی  نمیدانیم!

با وجود اینکه بلوند اثری بیوگرافی است و میتواند تا حدودی از پی رنگ ها و خط داستانی و نوع روایت فاصله بگیرد اما قدرت منطق و کشش بیشتر در مورد بیماری مرلین مونرو و حواشی هایش را از دست میدهد.

با وجود این که خرده داستانک ها و روایت ها درمورد مرلین مونرو تمامی ندارد ((بلوند)) در بیوگرافی

 اثری قابل قبول است ولی در  درام سیاه نمایی می کند.

بستن