پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |ترسناک ، اسرار آمیز

کینه

The Grudge

۵ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۱ رای

منتقدان:

۴.۳

امتیاز دهید:

پس از قتل تمام اعضای یک خانواده توسط زنی جوان در خانه‌شان، مادری مجرد به همراه یک کارآگاه به تحقیق درباره‌ی این قتل مرموز می‌پردازد. او پس از مدتی به این موضوع پی می‌برد که این خانه نفرین شده است و باید از دست ارواح شیطانی فرار کند...

کارگردان: نیکلاس پس

نقدهای بلند فیلم کینه

فرصت‌سوزی بزرگ نیکولاس پس


دیوید فیر
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

ترجمه اختصاصی سلام سینما

گروه بازیگران پرافتخار و باسابقه‌ی «کینه» هم نتوانسته‌اند از سقوط فیلم جلوگیری کنند. این فیلم که در زمینه بازیگری عالی است اما از خط اصلی داستانی‌اش ضربه خورده است. «آندره آ رایزبرو» نقش یک افسر پلیس را ایفا می‌کند که به تازگی بیوه شده است. او که به دنبال حل پرونده‌ای پیچیده است، مورد حمله‌ی موجودات فراطبیعی قرار می‌گیرد. واکنش او برای هر انسانی قابل باور است اما اجرای درست این احساسات جلوی دوربین کار بسیار دشواری است. بازیگر افسانه‌ای فیلم‌های ژانر وحشت «لین شی» در کنار «جکی ویور» بزرگ، کمک شایانی به ایجاد حس وحشت کرده‌اند. «بتی گیلپین» و «جان چو» که در غم فقدان کودکی هستند که هرگز زاده نشد، به نفرین دختر مو بلند ژاپنی دچار می‌شوند. زیرا پیتر که مشاور املاک است برای فروش یک خانه‌ی جن‌زده در بلوار ریبورن 44 شهر کراس ریور وارد آن خانه می‌شود.

نویسنده و کارگردان «نیکولاس پس» که اثری مثل «چشمان مادرم» را از او دیده‌ایم، در «کینه» چندین داستان را با یکدیگر در بازه‌های زمانی متفاوت کولاژ کرده تا به درون‌مایه‌ای ترسناک برسد اما در رعایت اصول اولیه‌ی ژانر وحشت مدرن اشتباهاتی را مرتکب می‌شود و حس وحشت نیز در فیلم دچار کاستی شود. لحن روایت کاملا ثابت است و فیلم تماما بارانی، پر از اجساد گندیده و شورولت‌های دهه هشتادی فرسوده است.

داستان فیلم به سال 2006 بازمی‌گردد وقتی که زنی بیوه(رایزبرو) با پسر کوچک و سگش سعی دارد زندگی جدیدی را شروع کند و همزمان نیز به عنوان کارآگاه جدید شهر کراس ریور منصوب می‌شود. روز اول کاری‌اش به همراه همکارش(دمیان بیچیر)‌ به صحنه‌ی قتلی وحشتناک فراخوانده می‌شوند که ماه‌ها از وقوع آن گذشته است. در سال 2004 یک زن اهل کراس ریور(تارا وستوود) با عجله وارد خانه‌اش در ژاپن می‌شود. 

در پرولوگ فیلم این قانون را درمی‌یابیم که هرگاه کسی دچار نفرین شود، دچار مرگی وحشتناک می‌شود که ناشی از خشم نفرین است و نفرین در همان مکان می‌ماند تا به شخص بعدی که از مکان قتل دیدن می‌کند، منتقل شود. حتی با پارامترهای فیلم‌های ژانر وحشت فراطبیعی،‌ این یک المان فراطبیعی بی‌معنی و احمقانه است. هیچکس خشمی را حس نمی‌کند تا وقتی آنها مورد حمله قرار می‌گیرند و می‌توانیم خشم نفرین را ببینیم.

«ویلیام سدلر» نقش «کاراگاه گودمن» همکار سابق «بیچیر» را ایفا می‌کند. او مردی آسیب‌دیده و بهم‌ریخته است که هرگاه از باورهایش عدول نکرده و هر شب کابوس می‌بیند. «ویور» درنقش یک همدم مهربان ظاهر شده و تلاش می‌کند تا به مردی که با همسر نفرین شده‌اش در کلنجار است، کمک کند. «بیچیر» به جز کشیدن سیگار و گرفتن لیوان ویسکی در دست، هیچ کار دیگری در این فیلم انجام نداده است. 

«وس» تمام فرصت‌هایش را به بدترین شکل ممکن از دست می‌دهد. او را «رایزبرو» این فرصت را نداده که حس مادری‌اش برای نجات فرزندش را بازی کند اما از طرفی دیگر زوج «چو» و «گیلپین» را جلوی دوربین قرار داده تا با تصمیمی بسیار غیرمنطقی و ماقبل انسانی خود را درگیر خانه‌ی جن‌زده کنند. اولین سکانس فیلم که موی بدن را سیخ می‌کند بعد از 50 دقیقه رخ می‌دهد اما اصلا فیلم را در به اوج رساندن فیلم موفق عمل نمی‌کند. «پس» با این گروه بازیگران یک فرصت طلایی را سوزاند و بعید می‌دانم پس از این، بازیگران موفق و باسابقه با او همکاری کنند.

منبع : مووی نیشن

مترجم : وحید فیض خواه

بستن

نقدهای کوتاه فیلم کینه

نویسنده

وندی آیدی

این فیلم جزئی از فرنچایزی به نام «جو آن» یا «کینه» است. خالق این فرنچایز فیلمساز ژاپنی-آمریکایی «تاکاشی شیمیزو» است فیلم او مانند هسته‌ی مرکزی خون‌بار داستانش، اشکال مختلفی به خود می‌گیرد. این فرنچایز در ابتدا با دو فیلم کوتاه و دو فیلم مستند داستانی تبدیل به یکی از اعجوبه‌های سینمای ژاپن شد. ساختار موازی داستان فیلم باعث می‌شود که مخاطب سرنوشت کاراکترها را براحتی حدس بزند و آن همه نورپردازی و صداپردازی‌های ترسناک نتواند به قدر کافی تنش ایجاد کنند.

نویسنده

اوون گلیبرمن

از حدود بیست سال پیش موج جدیدی از فیلم‌های ژانر وحشت ژاپنی مانند خونی تازه وارد رگ‌های تاریخ سینما شد و جانی تازه به این ژانر بخشید. «کینه» که با نام اصلی «جو آن» در میان مخاطبان سینما شناخته می‌شود یکی از همین قبیل آثار بود. ترکیب تکنولوژی، آخرالزمان، ارواح و جیغ‌های زنانه از نشانه‌های این قبیل فیلم‌هاست که در «کینه» نیز به چشم می‌خورد. بزرگترین مشکل «کینه» آشنا بودن مخاطب آمریکایی با مختصات آن است که دقیقا از فیلم‌های ترسناک مشهور ژاپنی مثل «حلقه» پیروی می‌کند.

نقدهای مردمی فیلم کینه

کینه ای بدون کینه!


Reza Zafari
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

به نام خدا

فیلم کینه۴ محصول مشترک ۲۰۲۰ کشور های امریکا و ژاپن است.ژانر این فیلم #درام...ترسناک است که به کارگردانی نیکولاس پِشه و بازی زویی فیش توانست در لیست مورد انتظار های ۲۰۲۰ قرار بگیرد ولی به برتری قابل توجهی دست نیافت و در اثبات ادعای خود بسیار ضعف نشان داد.از خلاصه داستان چیزی نمیگویم فقط اینکه این فیلم را ترسناک تلقی نکنید که اگر این کار را کردید؛در واقع ژانر وحشت را زیر سوال بردید.پس......

نقد اثر:

به نظر میرسد که کینه اینبار کینه ای به دل نداشت.اگر قسمت های قبل این فیلم را دیده باشید بدون شک حرف مرا تایید میکنید.کینه ۴ همان اندازه که کینه ۲ ترسناک بود؛ بی محتوا و ضعیف بود و با جدیت کامل قسمت های قبلی خود را زیر سوال برد.قسمت هایی که اگر هر کدام را مستقل و به صورت یک"box"در نظر بگیریم و بدون دید نقادانه به آنها بنگریم،حس رضایتبخشی را را در می یابیم که در عین ترس و وحشت،به ما یک آرامش خاطر کلی از فیلم میدهد و با تمام کشش و تعلیقات هیجانی اش میتوان ارتباط گرفت.کینه یک فیلم شناخته شده و معروف در سطح جهانی میباشد و همانند آنابل،به یک سمبل در ژانر وحشت بدل شده.این چنین فیلمی مشخصا نباید به خاطر ضعف یک قسمت که به نظر میرسد به زور و بیهوده و بدون نیاز سینما ساخته شده به تمسخر گرفته شود و شهرت خود را به عنوان یک ابر غول در ژانر وحشت از دست بدهد.اگر اصطلاحاً غرق شدن در اوج افتِ یک فیلم را قبول داشته باشید باید سَری به مجموعه فیلم های کینه بزنید تا معنای این کلمه را به صورت عملی فرا بگیرید و بفهمید که فیلم ها نیز میتوانند اعتبار خود را در جهان اجتماعی خود از دست بدهند و مانند برخی انسان ها به خاطر کم کاری، تحرک اجتماعی نزولی میان نسلی داشته باشند(جامعه شناسی دهم انسانی)....

شاید اشکال اصلی کینه این است که بسیار جذاب است!!آری درست خواندید.بسیار جذاب و محدود است که دیگر نمیتوانند جذاب تر آن را بسازند.کینه باید خود را یک کینه معرفی میکرد ولی نکرد.زیرا به اوج خود رسیده و دیگر کاری از دستش بر نمی آمد.محدودیت هایی که بیشترشان تقصیر کارگردان بود اجازه ابراز وجود کینه را نداد و فیلمی که عنصر اصلیَش نتواند خود را ثابت کند وای به حال عناصر فرعی اش که اغلب بازیگران هستند.

نکته ای مهم از اشکالات فراوان کینه این بود که از عناصر اصلی وحشت مانند ارواح خبیثه به صورت مستقیم برای به رعب انداختن تن مخاطب استفاده میکرد و نیاز مخاطب خود را که کشش و تعلیق بیشتر در صدا ها....نور پردازی ها....بازیگران...موسیقی و ....بود را نادیده گرفت و آنها را برآورده نکرد.به جایش ریسک کرد ک بدترین کاری که یک کارگردان فیلم ترسناک میتواند انجام دهد را انجام داد.از ارواح کینه ای به صورت مستقیم و با حالتی زامبی وار استفاده میکرد و خیلی ساده روی مغز انسان تاثیر میگذاشت.(البته این را هم بگویم که من به این فیلم های زامبی محور را ترسناک نمیبینم که عنصری برای ترس ارائه نمیکند و به صورت مستقیم زامبی ها را مثلا به جان مردم می اندازد که این فقط در گونه های اکشن...هیجانی و دلهره آور گنجانیده میشود.همچنین هر فیلم دیگری که عناصر زجر دهنده را مستقیما به جان زجر بیننده بیندازد،از نظر من باید دلهره آور یا هیجانی تلقی شود و ترسناک شمردن آن اشتباهی محض است.)

کینه را من به یک طبل Yamaha تشبیه میکنم! نه به خاطر ژاپنی بودنش بلکه به دلیل سر و صدایی که دارد و درونی که خالی است.کینه ۴ آوازه ی بلندی داشت و کمتر سایتی بود که انتشار و اکران آن را گذارش نمیکرد.ولی اصل قضیه چیز دیگری بود و این همه تبلیغ و تشویق باد هوا بودند.دقیقا ویژگی یک طبل همین است.

بسیار خوب.دوباره اشکالات کلی کینه۲۰۲۰ را مرور میکنیم.

۱-عدم جذابیت در فیلمنامه

۲-استفاده مستقیم از عناصر ترس که وحشت را در مخاطب کاست.

۳-عدم کشش کافی از درد و زجر بازیگر به دلیل کارگردانی ضعیف.

۴-اختصار فیلم به پایانی نامعلوم و نا محسوس با وجودکمبود فراوان.

۵-عدم موفقیت در نسبت سنجی های منتقدین.(نسبت به قسمت های قبلی خود)

و...........

#پیشنهاد به افرادی که همیشه میخواستند سینمای وحشت را تجربه کنند اما اینکار برایشان زجر آور و دشوار بود.

حد اقل این کینه ی ضعیف میتواند انتظار آنان را برآورده کند و برایشان مقدمه ای باشد تا وارد عرصه ی وحشت در سینما بشوند.

بستن