پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |درام ، خانوادگی

چهل و هفت

Forty Seven

۵.۱ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۳۸ رای

منتقدان:

۴.۵

امتیاز دهید:

«چهل و 7» روایتگر داستان سه زن از سه طبقه اجتماعی در شب آغاز زمستان است. *** تماشای این فیلم به افراد زیر 15سال توصیه نمی‌شود ***

نقدهای بلند فیلم چهل و هفت

الگوی تکرارشده


یاسمن خلیلی فرد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

  

«چهل و هفت» دست کم از نظر من فیلمیست که بر طبق الگوی رواییِ بسیار تکرارشده ای ساخته شده است.
در این نوع از روایت چند داستان مرتبط با هم به صورت روایت های متقاطع بین اپیزودهایی منفک نشده اتفاق می افتند و در پایان به یکدیگر پیوند می خورند.این، الگوییست که بارها در سینمای ایران دستمایه قرار گرفته است و متأسفانه باید اعتراف کنم که دیگر برای بسیاری از تماشاگران چندان واجد جذابیت نیست.
آنچه باید این داستان های مجزا را به هم متصل کند مرکز ثقل مناسبی ندارد و انگار آدم های فیلم، به زور به هم وصل می شوند تا کل واحدی را تشکیل دهند.
بسیاری از تصمیمات شخصیت های اصلی فیلم فاقد منطق است و این بی منطق بودن منجر به ضعف در منطق روایی کل درام شده است. ساختار فیلم ارتباطی با ژانر انتخاب شده برای آن ندارد و به نظرم فیلمساز اصطلاحاً کمی همه چیز را "شلوغ" کرده تا بتواند با شلوغ بازی های بی منطق به کارش اعتبار دهد.
فصل فرار زن اول از خانه تا حدودی منطقی ست و به رغم تکراری بودنش می تواند آغاز دلگرم کننده ای برای شکل گیری یک درام اصولی باشد اما بلافاصله ربط پیدا کردن او با زن دوم – کتی- (با بازی لادن مستوفی) که به خنده دار ترین شکل ممکن هم اتفاق می افتد لحن ماسیده و شعارگونه ای به فیلم می دهد که با جنس کار مطابقت ندارد. چرا کتی که زنی شاغل است و در کار و زندگی خصوصی اش آدمِ مدیری به نظر می رسد به همین راحتی ها به زنی که او را در خیابان دیده – بعبارتی در با او تصادف کرده است- اعتماد می کند و بدون اطلاع به همسرش او را به مطب او می برد؟ یعنی واقعاً هیچ راه حل منطقی تری به ذهنش نمی رسد؟ اصلاً چرا کتی که تا این حد نگران موقعیت زن است همان اول و پس از تصادف اصراری برای بردن او به بیمارستان ندارد؟ حتا اگر فرض را بر این بگیریم که رفتار او از سر دلسوزی است باز هم به نظر می رسد این تصمیم او بیشتر "دوستی خاله خرسه" باشد تا درایت و کمک به طرف مقابل! نقش آن سرایدار در پیشبرد درام (در اپیزود دوم) چیست؟ آیا او فقط ابزاری ست برای ربط دادن زن سوم (ریما رامین فر) به کتی؟ اپیزود آخر هم که رسماً ناموزون است و گنگ و تا حدودی کودکانه! فکر نمی کنم پزشکی با موقعیت بهرام (مهدی احمدی) راضی شود در ازای دریافت مبلغی ناچیز دست به عملی غیرقانونی چون سقط جنین بزند! آن هم برای فامیل های دور سرایدارش! اگر هم این کار را بکند قاعدتاً باید در راه رضای خدا باشد و نه در ازای دریافت پول ... پزشکی با آن دم و دستگاه قطعاً نمی پذیرد موقعیت شغلی خود را برای انجام کاری غیرقانونی به خطر بیندازد؛ گیریم که او راضی به انجام این کار شده باشد و زن جوان مرده باشد! چه طور ممکن است مادر دختر دست به شکایت از دکتر نزند؟ اصلاً چرا نباید این کار را انجام دهد؟ این پرسشی است که اتفاقاً بازجو هم از مادر می پرسد و زن گیج و گنگ پاسخ می دهد "نمی دانم"؛ فکر نمی کنم تا این حد بی پاسخی و بی منطقی در روایت بتواند برای مخاطب شگفت انگیزباشد و او را به تأمل وادارد.
درواقع «چهل و هفت» درامی است که از نقطه ی نسبتاً مناسبی آغاز می شود اما هر چه رو به جلو می رود دچار اشکالات بیشتر و ایرادهای بزرگتری می شود که عملاً امکان همراهی را از مخاطبش سلب می نماید.
اما این که چرا عنوان فیلم «چهل و هفت» است؟! این را هم فقط در تیتراژ پایانی فیلم متوجه می شویم که ظاهراً سن همه ی این زنان از سه قشر و طبقه اجتماعی متفاوت 47 سال است و این نقطه ی اشتراک باعث می شود عنوان فیلم به این شکل انتخاب شود که تازه به نظر من این هم خیلی جالب نیست زیرا "47 ساله بودن" ِ این زنان هیچگونه نقشی در پیشبرد درام ندارد و این زنان می توانستند سن و سال های دیگری داشته باشند بدون آن که این مسئله تأثیری بر فیلم بگذارد.
و اما فکر می کنم این کار می توانست با راحتی در مدیومی دیگر ساخته شود؛ به نظرم "تله فیلم" شکل ایده آل تری برای ساخته شدن «چهل و هفت» بود.
بازی های فیلم معمولی اند؛ البته به جز ریما رامین فر که نشان داده است قابلیت ایفای نقش های گوناگون را دارد و همه ی نقش هایش را بی اغراق ایفا می کند.
امیدوارم در جشنواره های بعد شاهد فیلم های متفاوت تری از سینمای ایران باشیم.

بستن

زنان غمگین شهر


آرش پارساپور
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰


علیرضا عطاا... تبریزی و احمد طراقچی دو کارگردان فیلم اولی هستند که اثر سینمایی اجتماعی خود را با نام «چهل و هفت» به هر نحوی که شده وارد جشنواره جهانی فجر كرده‌اند. لابد از خود می‌پرسید چرا از عبارت به هر نحوی که شده استفاده کرده‌ام؛ چون طبق هیچ صراطی نمی‌توان پذیرفت این فیلم پراز اشکال صلاحیت حضور در یک جشنواره سینمایی (آن هم از نوع بین‌المللی) را داشته باشد. فیلم «چهل و هفت » قرار است درباره خشونت علیه زنان باشد و این شعار را چنان پشت اشتباهات مکرر خود پنهان می‌کند که مخاطب بیشتر از آنکه به محتوای اجتماعی فیلم دقت کند، به سوتی‌ها، گاف‌ها و ایرادات فیلمنامه و البته خود سکانس‌ها می‌خندد. فیلم چهل و هفت از سه اپیزود مجزا تشکیل شده که در پیچش‌های داستانی به هم ربط پیدا می‌کنند. این نوع فیلمنامه که چند سالی است در ایران باب شده، به خودی خود می‌تواند دستمایه ساخت آثار جذابی باشد و با وجود کمی نخ‌نما شدن، هنوز در سینمای دنیا از آن استفاده می‌شود و ‌گاه با خلاقیت‌های سناریست، شاهد یک اثر درخور توجه خواهیم بود. اما دو نفری که برای «چهل و هفت» فیلمنامه را نوشته‌اند (و خودشان هم آن را کارگردانی کرده‌اند) نتوانسته‌اند این ربط داستانی را خوب از آب در بیاورند و اشتباهات فاحشی در روایت خود داشته‌اند که فیلم را غیرقابل هضم می‌کند.

داستان از فرار یک زن از دست کتک‌های شوهرش است که با ورود دخترش به منزل شروع می‌شود. دختر به محض ورود به خانه متوجه دعوای مادر و پدرش شده و بعد از بگو مگو با پدرش (با بازی حمیدرضا آذرنگ) به همراه او به سطح شهر رفته تا مادر گریخته را بیابند. در همین حین متوجه می‌شویم که مادر (با بازی شقایق فراهانی) با زن پرستار و پولداري به نام کتی(با بازی لادن مستوفی) تصادف کرده و با او همسفر خیابان‌های شهر تهران در شب یلدا می‌شود. از آنسو مادر دیگری (با بازی ریما رامین فر) را داریم که به دستفروشی مشغول است و شوهر معتاد دخترش به زندان افتاده. او و دخترش بعد از اینکه پی به حاملگی دختر می‌برند، تصمیم می‌گیرند بچه را سقط كند و... .

فارغ از ایرادات فنی فیلم «چهل و هفت» مثل طراحی صحنه و طراحی لباس مضحک بازیگران فیلم و دیگر مواردی که برای شرح دادن آن نیاز به یک طومار است، مشکل اصلی و فاجعه‌بار فیلم فیلمنامه نوشته شده توسط علیرضا عطاا... تبریزی و احمد طراقچی است که ادعا کرده‌اند مشکلات اجتماعی از جمله خشونت زنان را به روی کاغذ آورده‌اند. البته تبریزی به رسم چسباندن آثار سینمایی به آثاری همچون فرهادی در مصاحبه مطبوعاتی خود اصرار داشت که « این فیلم درباره تصمیم‌گیری و انتخاب است اما انتخابی از سر اجبار »؛ گرچه تنها چیزی که در فیلم مشاهده می‌شود انتخاب‌هایی از روی جهالت است و نه اجبار. جهل بودن فیلمنامه از دیالوگ‌ها گرفته (جایی که کتی از روی علم غیب به مادر فراری می‌گوید که خانواده‌ات همین نزدیک هستند، برویم ببینم منزل هستند یا نه) تا خط روایی کلی آن (مادری که دخترش به خاطر عمل جراحی یک پزشک مرده و بی‌خیال است!) یا در ظهور شخصیت‌های اضافی و بی‌ربط (مانند سرایدار مجتمع پزشکی) وجود دارد و این موارد باعث می‌شود که تماشاگر بپندارد به شعور او توهین شده است. به تمام این اشکالات، شروع سرد و حوصله‌سربر فیلم را اضافه کنید که نزدیک به 20 دقیقه هم طول می‌کشد و تماشاگر را دلزده می‌کند.

از آنسو به جز ریما رامین فر، بقیه بازیگران فیلم با اینکه چهره‌های نسبتا مطرحی در سینما هستند، بازی بدی از خود ارائه می‌دهند. حمیدرضا آذرنگ در این بین مصنوعی‌ترین بازی خود را از یک پدر عصبانی نشان می‌دهد و شقایق فراهانی هم با اینکه نسبتا در نقش خود فرو رفته اما گریم بد و از آن بدتر، همان فیلمنامه ضعیف در پرداخت کاراکتر او باعث شده تا بازی‌اش بد به چشم بیاید.بازهم باید تکرار کنم که پاشنه آشیل فیلم دو کارگردان مذکور، فیلمنامه آن است و این دو تن که حالا خبر از نوشتن و ساخت فیلم دیگر خود با نام «هفت و نیم» را داده‌اند، به نظرم بهتر است در امر فیلمنامه با شخص حاذقي مشاوره بگیرند تا تکرار این فاجعه را نظاره‌گر نباشیم. فیلم «چهل و هفت» می‌توانست اثر خوبی باشد؛ چرا که هسته اصلی قصه و ماجرا به درد سینمای ایران و جامعه خشونت‌زده می‌خورد ولی پرداخت ضعیف آن چه در مبحث فنی (تدوین‌های فیلم، کلاس درس چگونه فیلم را بد تدوین کنیم، هستند) و چه در مباحث دیگر باعث سقوط آن شده است.

بستن