پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |درام ، ترسناک ، هیجانی

انزجار

Repulsion

۸ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۲ رای

منتقدان:

-

امتیاز دهید:

«کارول» از لحاظ روحی دختر آشفته و پریشان است و نسبت به مردان احساس بدی دارد. حتی با پسری که شدیداً به او علاقه دارد، نمی‌تواند ارتباط برقرار کند. او در لندن به همراه خواهرش هلن زندگی می‌کند. هنگامی که هلن برای گذراندن تعطیلات به همراه دوست پسر متاهلش (هنری) به ایتالیا می‌رود، کارول تنها می‌ماند. او پس از انزوا در محیط کار، خودش را در آپارتمانشان محبوس می‌کند و به مرور اسیر ترس‌های جنون‌آور و پارانویایی و سرانجام بیماری روانی می‌شود.

کارگردان: رومن پولانسکی

نقدهای مردمی فیلم انزجار

نگاه خیره کارول


معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

 

از ابتدای فیلم و سکانس اول که نگاه خیره کارول را میبینیم در میابیم که با فیلمی شخصیت محور روبه روییم.

کارول در کنار هلن در آپارتمانی زندگی میکند و شاهد رابطه هلن با مردی متاهل است.وی همچنین یک مانیکوریست آرایشگاه است ولی با جامعه رابطه ای ندارد بلکه در ذهنش زندگی میکند.بدین معنا که ارتباطش با واقعیت قطع شده است و این امر قطع رابطه با جامعه را نتیجه میدهد.پس دوری از جامعه موجب ازهم گسیختگی ساختار روانی میشود.ناهنجاری و سرکوب روانی درکنار واپس زدن جامعه اختلالاتی عمیق در ذهن و روان کارول ایجاد میکند تا آنجا که وی دچار بیماری هایی روانی مثل اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی،هذیان و ... شده است.

بیماری هایی که هرکدام قطع ارتباط با دنیای بیرون،ادراک چیزی که وجود خارجی ندارد،هذیان بی منطق مثلا اینکه عده ای قصد آسیب به وی را دارند در پی دارند.

این امر نه تنها موجب سرکوب میل جنسی بلکه باعث به وجودآمدن افکار پارانوییدی و تیکهای عصبی میشود.

برخلاف مستاجر شخصیت اصلی فیلم تاثیرپذیر از دنیای بیرون نیست چون اساسا ارتباطی با دنیای بیرون ندارد بلکه تاثیر خود را از درون خود میگیرد.یعنی کابوسها.

هنگامی که هلن به مسافرت میرود و کارول در خانه تنها میماند کابوسهای ذهنی وی بر او غلبه میکند و اسیر ترس و پارانویا میشود.این دنیایی است که کابوسها آن را میسازند و به طور مستقیم روی کارول تاثیر میگذارد و نمود آن در دنیای بیرونی حس تنفر و انزجار از رابطه هلن و هنری،انزجار نسبت به پسری که عاشق اوست،تنفر نسبت به صاحبخانه و ... است.

دلیل این تنفر و انزجار فشارهایی است که کابوسها به وی وارد میکنند.وقتی دیوارها به او دست درازی میکنند و در توهم خود مورد تجاوز قرار میگیرد،واکنش آن در دنیای بیرونی به قتل رساندن عاشق خود و صاحبخانه خود است.

پولانسکی در این فیلم فروپاشی یک پدیده را لزوما پیچیده نشان نمیدهد.تصویر سیاهی که وی از جامعه کارول با استفاده از المان های سورئالیستی نشان میدهد همان تصویر جامعه واقعی و حقیقی است.

نمادگذاری فیلم و استفاده از دکوپاژ و فضاسازی برای ایجاد حس تعلیق و ترس بسیار مناسب است.

خرگوشی که در طی فیلم مدام رو به اضمحلال است و رو به گندیدگی میرود به مثابه زندگی کارول است و یا سیب زمینی هایی که روی کابینت به تدریج خراب میشوند و از بین میروند.

در پایان قاب عکسی را میبینیم که به صورت موتیف در سراسر فیلم تکرار شده است.عکس،تصویر خانواده کارول را نشان میدهد و دختری که با نگاهی خیره مینگرد و به اصطلاح دچار کودکی ناتمام است ودلیل این امر هم همان اتفاقات نامعلوم کودکی است.رابطه با پدر،رابطه با مادر ،یا خواهرو یا هر چیز دیگر...چیزی که پولانسکی از پرداختن به آن سرباز میزند.

مرد بلوک شرقی فیلمهای خود را همانند زندگی اش سرد،دردناک و بی روح میسازد و این سوال را در تنفر پدید می آورد که آیا واقعیت مطلق است و همان چیزی است که ما میبینیم یا نه ؟

بستن

یک فروپاشی آپارتمانی


حسام الدین حبیبی خوزانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

  

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان: رومن پولانسکی

بازیگران: کاترین دنوو، یونه فرگوس،  ایان هنری، جان فریزر و...

خلاصه داستان: کارول دختری است که در یک سالن زیبایی کار می کند و در کنار خواهرش هلن زندگی می کند زندگی او با ورود با مایکل به خانه اش دچار دگرگونی عمیقی می شود...

انزجار  Repulsion

آپارتمان یکی از مهمترین جلوه های زندگی مدرن و صنعتی و دوران جدید در زندگی انسان ها است انسانی که به واسطه ی مناسبات جدید بشری باید از خانه های مستقل و دارای فضای باز و منظره ی سرسبز صرف نظر کند و پای در خانه هایی تنگ و عمودی بگذارد تا بتواند در دل کلانشهرها و شریان اصلی حیات باقی بماند.

انسانی که حس اشتراکی را تجربه می کند که با مفهوم آنچه اجدادش پشت سر گذاشتند متفاوت است حسی که می توان از مناظر مختلفی به آن نگاه کرد.

پولانسکی در سه گانه ی آپارتمانیش یعنی انزجار، بچه ی رزماری و مستأجر به این جلوه از مدرنیته با دیده ی شک و تردید نگاه می کند شک مسمومی که از عنصر کلیدی بی اعتمادی نشأت می گیرد و انسان های پولانسکی را در دل منجلاب هایی جانکاه فرو می برد منجلاب هایی که چه انتزاعی باشند و چه واقعی همواره آپارتمان در آنها به عنوان یک کاتالیزور، سرعت رسیدن به آشفتگی و حتی فروپاشی را افزایش می دهد.

آپارتمان پولانسکی دارای ساختاری است که المان های روتینش شاید یک به یک عادی و پیش افتاده باشند اما همواره برآیندی هولناک دارند ما در آپارتمان فیلم انزجار گاه و بی گاه صدای ناقوس کلیسایی را که در نزدیکی خانه است می شنویم آپارتمانی با دیوارهای نازک که صدای اتاق های کناری در آن شنیده می شود و راهرویی مشترک با همسایه ای مسن و فضول دارد و دری که با کمد مسدود شده تا واحدها را از هم تفکیک کند مثل آن چیزی که در بچه ی رزماری نیز تکرار شده است. آپارتمان روی دیوارهایش ترک هایی دارد که ترمیم نشده اند خانه پر از سایه و زوایای کم نور است هرچه اثاث در این خانه چیده شده به جای آنکه در آن حس زندگی جریان پیدا کند بیشتر به هولناک بودن خانه افزوده است صدای زنگ تلفن، تیک تیک ساعت همه انتخاب های هوشمندانه ای برای تزریق تنش بیشتر به اتمسفر سیاه آپارتمان هستند. 

فیلم با نمایی هیچکاکی از چشم کارول (کاترین دنوو) آغاز می شود او در یک سالن زیبایی کار مانیکور انجام می دهد و در کنار خواهرش هلن (یونه فرگوس) زندگی می کند او در ابتدا به شدت خجالتی و کم رو به نظر می رسد اما رفته رفته نشانگانی مانند آندروفوبیا و ترس جنسی از مردان از خود نشان می دهد.

حضور دوست پسر متأهل هلن یعنی مایکل (ایان هنری) در خانه به تدریج در کارول حس انزجار را تقویت می کند او خوشش نمی آید مایکل تیغ اصلاحش را در لیوان او بگذارد یا با او تماس داشته باشد او شب ها صدای او و خواهرش را در اتاقش می شنود و از طرفی نشانه هایی از سرکوب نیازهای جنسی از خود نشان می دهد او از مردی که به او ابراز علاقه می کند گریزان است کالین (جان فریزر) برای جلب نظر او هرچه می کند به درب بسته می خورد.

وقتی هلن و مایکل به سفر ایتالیا می روند تنها ماندن، کارول را وارد فاز جدیدی از انزجار می کند او شب ها در کابوس ها و بعدتر فانتزی هایش به تجاوز می رسد و روزها را با نگرانی سپری می کند؛ آپارتمان به عنوان المانی کلیدی در محوریت تنش های او قرار می گیرد او زندانی ذهنش است که او را وارد فضایی هولناک و انتزاعی کرده است.

در این دنیای انتزاعی ترک های کوچک روی دیوار در ذهن او جای خود را به ترک هایی غول آسا داده اند که هر لحظه از جایی جدید سر در می آورند درب مسدود شده ی اتاق مجرایی است که گذرگاهی برای تجاوز به اوست؛ از دیوارهای راهرو دست هایی بیرون می آیند تا او را بربایند و به او تعرض کنند؛ حال او بی شباهت به حال خرگوش خامی که او روزها در وسط اتاق در حال گندیدن رها کرد نیست.

کارول با احساس ناامنی در طول روز مواجه است او رفته رفته ارتباطش با دنیا را قطع می کند و بعد از حادثه در محل کارش حتی دیگر به سر کار نمی رود و سیم تلفن خانه را که ما نمی دانیم واقعا همسر مایکل به آن زنگ زده یا تصورات کارول است با تیغ می برد.

حس انزوا طلبی او در این وضعیت بحرانی با برخورد سایرین مواجه می شود او هرکس را که با نگاه جنسی وارد قلمرو او می شود می کشد پس کالین که اصرار دارد وارد دنیای او شود با ضربه ای به سرش کشته می شود.

او روز بعد می خواهد به حمام برود تا از وقوع حادثه در روز قبل مطمئن شود در سکانسی که او به سمت حمام می رود هوشمندانه از لنز واید استفاده شده است تا با تصویری اغراق شده و البته هولناک از محیط آپارتمان مواجه شویم.

کارول که حتی پول صاحب خانه را هم نداده بود باعث می شود او هم وارد قلمروی خانه شود و این بار او را که نگاه جنسی به او دارد با تیغ مایکل می کشد. همان تیغی که حتی حاضر نبود به آن دست بزند حال به عنوان سپر دفاعیش از دستش زمین نمی افتد.

به طور کلی احساسات جنسی دائما سرکوب شده ی او درباره ی مایکل دارای تناقض است و حس او نسبت به مایکل به نوعی فانتزی تجاوزگونه آمیخته شده است. 

فیلم تا پایان به ما نمی گوید رفتار او به طور حتم ریشه در چه چیزی دارد در تحلیل رفتار کارول می توان با نگاه فمنیستی یا ارزشی و اعتقادی او را به عنوان فردی که از نگاه جنسی مردان و روابطی که ناسالم می داند در رنجی دائمی است تحلیل کرد؛ ما در جایی شاهدیم او دو بار با دوستش در محل کارش صحبت کرد وقتی دوستش از مردها اعلام بیزاری کرد مورد حمایت و پشتیبانی او قرار گرفت و وقتی رابطه ای جدید را شروع کرد موجب رنجش شدید او شد البته این تحلیل نمی تواند پاسخگوی ناهنجاری های زیاد رفتاری کارول باشد.

پولانسکی خود گفته است در اثرش به دنبال ریشه های فرویدی نگردیم که به دلیل شرایط خاص زندگی خصوصی پولانسکی به نظر باید حرف او را نادیده گرفت و توهمات کارول را موشکافی کرد!

نشانه هایی در فیلم وجود دارد که به نظر می رسد کارول در کودکی توسط پدرش مورد تعرض یا تجاوز قرار گرفته است از قاب عکسی که فیلم با آن آغاز می شود و با همان هم پایان می گیرد می توان به عنوان یکی از این نشانه ها یاد کرد کارول در یکی از این عکس ها دور از بقیه با نگاهی خیره احتمالا به پدرش زل زده است توهمات ذهنی او مثل دست هایی که در میانه ی راهرو او را می ربایند و به او تعرض می کنند و یا آندروفوبیایی که از خود نشان می دهد و از طرفی کابوس و فانتزی مورد تجاوز قرار گرفتن همه می توانند از نشانه های مورد تجاوز قرار گرفتن کارول در کودکی باشد مایکل با جنبه های مردانه تری که نسبت به کالین دارد و حضورش در خانه می تواند برای کارول یادآور پدرش باشد البته نهایتا باز هم نمی توان با قاطعیت محض گفت در ذهن پولانسکی چه می گذشته و در نگاه های خیره ی کارول چه معمایی پنهان است.

کارول نهایتا با بازگشت خواهرش به همراه مایکل در خانه پیدا می شود او در حالت نیمه هوشیار و شوک زده روی زمین افتاده مایکل او را بلند می کند تا به بیمارستان ببرد او نهایتا در دست هایی که شب ها خوابش را می دید قرار می گیرد و جالب است که مایکل هم به او نگاهی از سر شهوت می کند و ما را با این فرضیه ی لحظه ی آخری که آیا مایکل در تشدید مشکل کارول نقش داشته است یا نه تنها می گذارد.

پولانسکی با فیلم انزجار استاندارد جدیدی را در ژانر وحشت پایه گذاری کرد انزجار بدون تردید در بین مهمترین فیلم های تاریخ سینما جایگاهی دائمی خواهد داشت بسیاری سعی کردند با تکرار فرمول پولانسکی در انزجار به تولید اثری مشابه دست بزنند که تقریبا همگی ناکام مانند شاید نگاه های خیره ی کارول بر روی قاب نقره ای سینما چیزی نیست که بتوان آن را با فرمول های مهندسی معکوسی باز تولید کرد و یا به راحتی آن را فراموش کرد. 

بستن