پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |ترسناک ، علمی تخیلی ، اسرار آمیز

مرد نامرئی

The Invisible Man

۶.۴ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۱۰ رای

منتقدان:

۷

امتیاز دهید:

وقتی که دوست پسر سابق سسیلیا، خودکشی کرد و ثروت خود را به جای گذاشت، سسیلیا شک می‌کند که مرگ او برای فریب و الکی بوده است. بعد از اتفاقات وحشتناکی که پشت‌سر یکدیگر رخ می‌دهد، سسیلیا می‌خواهد ثابت کند که توسط یک مرد نامرئی تحت تعقیب و شکار است.

کارگردان: لی ونل

نقدهای بلند فیلم مرد نامرئی

الیزابت ماس برگ برنده مرد نامرئی


ترجمه اختصاصی سلام سینما

این «مرد نامرئی» آن فیلمی نیست که پدرتان یا پدربزرگتان دیده اند ، بلکه تلاشی جدی از سوی استودیو یونیورسال برای نجات یک اثر مهم ژانر وحشت در دهه 30 یا 40 میلادی برای ارائه به نسل جدید است. کارگردان و نویسنده خلاق این اثر یعنی «لی ونل» که سابقه نویسندگی فیلم «اره» را نیز در کارنامه هنری خویش دارد ، مسیری بسیار متفاوت به لحاظ ادبیاتی و فیگوراتیو را برای روایت داستان فیلمش برگزیده است. همزمان نیز این فیلم با حضور «الیزابت ماس» که به خوبی از پس اجرای فیلمنامه در نقش زنی در خطر نابودی برآمده است ، مدعی اثری نو در ژانر معمایی-وحشت است. این فیلم شروع خوبی برای استودیو یونیورسال است تا به آرشیو آثار خود برگردد و بازسازی های بیشتری از فرنچایزهای قدیمی را شاهد باشیم.

قفسی که دختر جوان «سسلیا کاس» در آن گرفتار آمده ، ورژن مدرن و های-تک خانه ی یک دانشمند دیوانه است. یک ویلای مسکونی بسیار لوکس در کنار سخره که سیستم های امنیت و نظارت الکترونیک آن تمامی ندارد. آلپرازولام دیگر بر کنترل استرس و افسردگی سسلیا کارساز نیست بنابراین به نظر می رسد فکر ناامیدانه فرار در یک شب تاریک و طوفانی ، تنها فرصت او برای رهایی از دوست پسر کنترل گر میلیاردرش «آدرین»(الیور جکسون کوهن) است. او به سمت سن فرانسیسکو(با اینکه فیلمبرداری در استرالیا انجام شده است) می رود زیرا روی خواهرش «امیلی»(هریت دایر) و دوست قدیمی اش «جیمز»(آلدیس هاج) که مامور پلیس نیز هست ، حساب باز کرده است. در ادامه سسلیا بطور رسمی اطلاع پیدا می کند که آدرین از دنیا رفته است و ظاهرا دلیلش خودکشی است. برادر آدرین(مایکل دورمن) به سسلیا اطلاع می دهد که آدرین پنج میلیون دلار برای او به ارث گذاشته است. اوضاع ممکن است در سن فرانسیسکو به سرعت برای سسلیا تغییر کند. او نمی تواند دلیل شرایط بد روانی اش را مصرف داروها بداند و با تمام امکاناتی که اکنون دارد باز هم احساسی بی سرپناه بودن می کند. دیری نمی پاید تا شواهدی به دست سسلیا می رسد که ثابت می کند آدرین زنده است اما راهی پیدا کرده تا خود را نامرئی کند.

امتیازی که باید به ونل داد ، این است که او در این نقطه به خوبی می تواند مخاطبان را تشویق کند به سسلیا و افراد حامی او نزدیک شوند و با آنها ارتباط برقرار کنند. ماس ، هاج و دایر با آغوش باز ما را دعوت می کنند تا به احساسات و مشکلات آنها اعتماد کنیم. در زمانی که گره گشایی ها و لحظات ملودراماتیک رقم می خورند ، آنها از جایگاه خود در درام خارج می شوند و بنظر می رسد که بیشتر در تلاشند تا به احساسات و افکار کاراکتر خود پایبند باشند تا اینکه در ایجاد شوک در لحظات پرتنش کمک کنند. ذره ذره ونل موفق می شود تا به تنش فیلم بیافزاید و مهم ترین ابزار او کاراکتر سسیلیا است. فیلم کم کم از فضای آرام و مثبت به لحظات دلهره آور و دیوانه کننده به سبک هیچکاک حرکت می کند. کاری که الیزابت ماس برای «مرد نامرئی» می کند یادآور نقش آفرینی «اینگرید برگمان» در «بدنام» آلفرد هیچکاک است. ونل به خوبی می داند که کجا نیاز به سرعت روایت و کجا نیاز به مکث دارد. کجا نیاز دارد تا جزئیات را نمایش دهد و کجا آنها را از چشم مخاطب پنهان نگاه دارد. 

متاسفانه هنگامی که آدرین شیفته و دلباخته در پی آن است که زندگی را برای کسی که به او اهمیت می دهد یا سابقا اهمیت داد سخت کند ، شرایط برای شخصیت اصلی داستان از بد به سمت بدتر حرکت می کند. با نزدیک شدن مدت فیلم به دو ساعت ، بنظر می رسد که ونل در حال کش دادن داستان فیلم است. اما انکار هوشمندی او در رعایت اصول ژانر و آوردن مخاطب به لبه ی صندلی های سینما غیرممکن است. انتخاب «ماس» در راس فیلم یک نکته ی مثبت برای زدن استارت چنین پروژه ای است. به عنوان دختری پر از ترس و حس خطر ، «ماس» با تکیه بر قدرت و توانایی های درونی اش مخاطبان را قانع می کند تا به نجات او باور داشته باشند. «هاج» کاراکتر پلیس/پدر را با اعتماد به نفس قابل قبولی اجرا می کند ، «رید» حضور یک نوجوان زنده و باطراوت را به خوبی رقم زده و «دایر» نیز از عهده کشیدن بار یک خواهر نگران برآمده است. 

طراح صحنه «الکس هولمز» و طراح لباس «امیلی سرسین» به میزان قابل توجهی بر جایگاه اجتماعی-اقتصادی کاراکترهای داستان واقف بوده اند. همچنین قطعه ای که «بنجامین والفیش» ساخته ، بسیار به فضاسازی کمک کرده است. «مرد نامرئی» با بودجه ی زیادی ساخته شده اما همین که اهمیت و اولویت را بر فیلمنامه و بازیگران قرار داده ، باعث می شود تا مخاطبان پس از خروج از سالن سینما تنها چیزی از فیلم به خاطر می سپارند ، سکانس های ترسناک فیلم نباشد. مشخص نیست که آیا این فیلم تبدیل به یک دنباله سینمایی خواهد شد یا نه اما در هر صورت اگر «ماس» در آن حضور داشته باشد ، فیلمسازان برنده ی بازی خواهند بود. 

منبع : هالیوود ریپورتر

مترجم : وحید فیض خواه

بستن

نقدهای مردمی فیلم مرد نامرئی

گاهی میتوان با تغییر یک کلمه در فیلمنامه زندگی اشخاص.....


به نام خدا

فیلم مرد نامرئی که یک باز سازی از فیلمی ترسناک و قدیمی تر میباشد محصول ۲۰۲۰ کشور استرالیاست.ژانر فیلم ما #درام...دلهره آور...علمی تخیلی است.کارگردان آن نیز لی وِنِلِ معروف است که توانسته با تبحر خود در زمینه ی کارگردانی فیلم های ترسناک و البته بازی خوب الیزابت ماس از پس این فیلم جنجالی بر بیاید.نکته آخر در معرفی فیلم نوع ژانر آن است که شبهاتی را به وجود می آورد.البته در ادامه متوجه دلیل ترسناک نبودن این فیلم از نظر من میشوید......

نقد اثر:

مرد نامرئی یک بازسازی نسبتاً موفق از فیلم قدیمی خود بود که همین موفقیت نسبی برایش پوئن های مثبتی در پی داشت.تنها نکته قابل بحث برای این فیلم شاید ژانر آن باشد.علی رقم عدم مقبولیت نظریه ژانر توسط برخی منتقدان.در مواردی میتوان چشم پوشی کرد و در مورد یک فیلم به اصطلاح ترسناک،واژه تریلر یا همان دلهره آور و هیجانی را به جای آن استفاده کرد تا نیاز های سینمایی اشخاص حقیقیِ مخاطب آشکار و سپس بر آورده شود.بدون مباحث کلیشه ای وارد بحث میشوم؛معمولا به عقیده بسیاری از سبک شناسانِ سینما،ژانر ترسناک یا دلهره آور یا هیجانی وجود ندارد.!!آنان بر این عقیده هستند که یک ژانر کلی به نام ژانر "وحشت" وجود دارد که در بردارنده ی تمامی زیر شاخه هایی میشود که میتواند یک کلّیتی از ترس را به همراه احساس زجر پر تعلیق و کشش دار به مخاطب القا کند.اما عقیده اینکه این فیلم ها را بر اساس میزان القای ترس رده بندی کنند را ندارند و همه را ترسناک مینامند.از نظر من اشتباه آنان در همین موضوع صدق میکند.(البته نظریه هر منتقدی برای خود و دیگران محترم است و نمیتوان گفت که مال او غلط ولی مال من درست است.به خصوص وقتی اختلاف نظر منتقدین در مورد ژانر باشد که خود هزاران نظریه دارد که فقط کمتر از ۱۰ تایشان معتبر است.قصد من نیز معرفی و بررسی ژانر وحشت در فیلم مرد نامرئی به واسطه ی این بهانه است.که فکر میکنم.جزو نظریات معتبر محسوب شود)

از نظر من:ژانر وحشت وجود ندارد ولی زیر شاخه هایش هر کدام به صورت جدا گانه و مستقل یک ژانر را تشکیل میدهند.مثلا همین مرد نامرئی میتواند در رده ترس متوسط،یعنی  های دلهره آور یا همان تریلر قرار بگیرد و بر فرض مثال فیلم آنابل.آفرینش،در رده اول یعنی ترس بالا یا همان ژانر ترسناک قرار بگیرد و فیلمی با ترس و هیجان و تعلیق کم در رده سوم یعنی هیجانی...دلهره آور قرار بگیرد.زیرا ۱-نمیترساند یا ۲-کم میترساند.

من بار ها گفتم که عنصر اصلی هر ژانر باید در اثبات آن نقش کلیدی داشته باشد.مثلا در ژانر ترسناک(رده بالا و ترس واقعی) عناصر اصلی که میتوانند ارواح باشند،اگر با خود ترسی برای مخاطب نیاورند،به صورت اتوماتیک وار ژانر فیلم به دلهره آور یا هیجانی نزول میکند.نه اینکه بگوییم ژانر دلهره آور بد است یا فیلم هایی که در این رده قرار میگیرند.چون ترسناک نیستند پس ضعیف اند و ارزش دیدن را ندارند.نه!!بد این است که فیلمی مانند کینه ۴ به یک باره نسبت به قسمت های قبلی خود سقوط کرده و ترسی در آن مشاهده نمیشد پس ما آن را ترسناک برای مخاطب عامِ این ژانر تلقی نمیکنیم.چه بسا فیلمی مانند مرد نامرئی که کاملا در ادعای ژانر خود نگویدکه من ترسناک هستم من ترسناک هستم.وسپس دلهره آوری تلقی میشود که شاید از بیشتر فیلم های ترسناک هم برتر باشد و هم منسجم تر.(پس نتیجه کلی این بخش این میشود که صرفا ترسناک بودن یک فیلم ترسناک به معنی برتری او نسبت به فیلمی هیجانی یا دلهره آور نیست و چه بسا استثنائاتی بوجود بیاید که حتی فیلمی هیجانی را ترسناک تر از فیلمی ترسناک جلوه دهد.(مصداق مرد نامرئی)البته این موارد به عواملی نظیر فیلمنامه....بازیگر....صدا و موسیقی.....صحنه..محور هیجانی و......بستگی دارد که میتواند ژانر فیلمی را به صورت کلی و بر خلاف انتظار عوض کند و مسیر....

از بحث مرد نامرئی فاصله نگیریم. ژانرمرد نامرئی ژانر دلهره آور‌ و علمی تخیلی بود که این خود جای بحث دارد.دلهره موجود در مرد نامرئی با هیجانی ثبوتی و البته بسیار قوی سر و کار دارد که حتی میتوان آن را ترسناک خطاب کرد ولی امان از ترکیب ژانر و ترکیب عناصر که همیشه میخواستند سینمای وحشت را مورد دگرگونی اساسی قرار دهند ولی موفق نمیشدند.حد اقل بدون رعایت سایر استاندارد هایی که در مواقع ترکیبی بوجود می آیند.

ما اینجا و برای مرد نامرئی دو عنصر ترس داریم که هر کدام دیگری را خنثی کرده و کار را تضعیف میکند.حتی اگر معرف یک سبک جدید باشد اما نباید به سبک پایه ای خود که ترس است لطمه ای وارد کند.(با اینکه من با تغییر ژانر موافق هستم اما بدون لطمه به اساس کار.مرد نامرئی کاری کرد و اِلمان هایی که در ژانر علمی تخیلی هستند را وارد حوضه ی وحشت کرد.هشدار:از این قسمت به بعد ممکن است داستان فیلم لو برود...خوب میگفتم که یک تضاد قدیمی میان دو ژانر ترسناک و علمی تخیلی وجود دارد که شاید با همین مرد نامرئی اوج گرفت.در این تضاد،ژانر ترسناک از یک طرف اجازه خنثی شدن ترس خود را به وسیله ی علم نمیدهد و ژانر علمی تخیلی از طرف دیگر با عناصر خود از ترس موجود در بطنِ مخاطب میکاهد و اطمینانی از نترسیدن.هر چقدر هم کم ولی به مخاطب میدهد.(برای اینکه ساده تر متوجه شوید اینجا تشبیهی به کار میبرم:فرض کنید در یک کلبه ی وحشت هستید که تمامی عناصر آن از ربات ها و فناوری پیشرفته ی برنامه نویسی ساخته شدند و برنامه آسیب رساندن آنها به شما در سیستم وجود ندارد.خب مطمئناً اگر فرد نترسی باشید،مطمئنید که دستگاه های ترسناک که برنامه ریزی شده اند حق آسیب به شما را ندارند و شما از آن ها نمیترسید.اینجاست که دیگر همان حس زیبایی که از ترس داشتید را تجربه نمیکنید و یک نقطه از احساس انسان که باید وجود داشته باشد را ندارید.آری ترس و شجاعت.منفی و مثبت.گریه و خنده و شادی و غم همه لازم و با هم در بطن آدمی قرار دارد و نبود هر یک مشکلات زیادی برای انسان به همراه می آورد.)

پس رُبِ کلام این شد که اگر مرد نامرئی خود شوهر الیزابت ماس( نام اصلی بازیگر) و با لباسی علمی نبود و هر چیز دیگری مثلا یک روح یا ..... بود.این فیلم میتوانست به ترسناک ترین فیلم سال بدل شود.حال فهمیدید که گاهی میتوان با حذف یا افزودن یک کلمه به فیلمنامه؛سرنوشت فیلم را عوض کنیم و آن را از ۰ به ۱۰۰ برسانیم.

برخی تصمیمات ما انسان ها در طول زندگی نیز با فیلمنامه دیگر انسان ها که همان عمر آنان است ارتباط مستقیم دارد.گاهی میتوانیم با یک اشاره تا یک جمله یا سخنرانی مختصر.فیلمنامه زندگی اشخاص را به صورت ۱۸۰ درجه تغییر دهیم.سعی کنیم که تغییرات ما در زندگی دیگران که حتی میتواند با یک کلمه شروع شود،تغییراتی مثبت باشند و خود و دیگران را در پایانِ فیلمِ زندگی راضی نگه داریم.نه اینکه آنان را پشیمان از پی گیری فیلم زندگی کنیم و بفهمد که این همه مدت الاف یک فیمنامه ناخوش شده بود که پایانی خوب نداشت.

آری دیدید که با موشکافی های شش لایه ای فیلم میتوان چه درس های زیبایی از آن گرفت.درس هایی که اگر خودمان آنها را در فیلم ها متوجه شویم و کسی به ما گوشزد نکند.تاثیری عمیق تر در روان ما دارد.تاثیری که.......

#پیشنهادی به مخاطبان فیلم های ژانر وحشت که دوست دارند یک فیلم ترسناک منفاوت ببینند.مرحمت بفرمایید علاوه بر خواندن این بحث،آن را انتشار داده و به آن عمل کنید.

تا میتوانید با دستکاری هایی در فیلمنامه اشخاص.فیلم آنها را تغییر ندهیم که اگر اینکار را بکنیم.یقه ی اولین نفری که میگیرند یقه ی شماییست که این تغییر(بد) را شروع کردید........

بستن