پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |درام ، ترسناک ، اسرار آمیز

موروثی

Hereditary

۵.۶ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۴۰ رای

منتقدان:

۷.۱

امتیاز دهید:

پس از مرگ الن، اعضای خانواده رموز عجیبی درباره اجدادشان کشف می کنند...

کارگردان: آری استر

نقدهای بلند فیلم موروثی

یک تریلر ماوراء الطبیعه که شما را از وحشت میخکوب می‌کند


 ترجمه اختصاصی سلام سینما

فهمیدن اینکه چرا «موروثی» برای اکران در سانس نیمه شب جشنواره فیلم ساندنس انتخاب شد ، ساده است. این فیلم یک تریلر ماوراء الطبیعه است که شما را از وحشت میخکوب می‌کند، داستان فیلم در مورد خانواده‌ای است که به وسیله ی ارواح از هم پاشیده است، و پر از چیزهایی است که تماشای آن باعث می‌شود به آن لقب بهترین فیلم ترسناک هفته را دهیم (استثنائا این فیلم از نظر هنری هم موفق عمل کرده است). این فیلم جن‌ گیری و حرکت رازآلود اجسام را دارد. این فیلم اجساد بدون سر و مورچه‌های سرگردان (برخلاف بقیه فیلم ها معمولا از حشرات موزی استفاده می کنند) را هم در خود جای داده است. در این فیلم شاهد دیدار هایی با شخصیت ها از دیار باقی هم هستیم، موجوداتی که برهنه و ثابت هستند و به گونه‌ ای لبخند می‌زنند که از تمامی سری فیلم‌های «توطئه آمیز»  هم توطئه‌ آمیزتر است. (وقتی که چشمم به اولین روح افتاد، واقعا یک سرمای وحشت آور در وجودم حس کردم.)

سوال من این است که چرا «موروثی» در رقابت با فیلم های درام در جشنواره ساندنس شرکت نکرده است؟ به نظر می‌رسد که برنامه ریزان این جشنواره هم مانند آکادمی اسکار تعصباتی در مورد بعضی ژانرها دارند. آن‎ها شاید «موروثی» را مشاهده کرده‌اند و با خود گفته‌اند: خیلی خوب ساخته شده، ولی به هر حال، این یک فیلم ترسناک است. می توان گفت «موروثی» می‌تواند جذاب‌ترین فیلمی باشد که من امسال در جشنواره ساندنس مشاهده کرده‌ام. هیچ داستانی که در مورد ارواح ، بطور کامل نو نیست، ولی «آری آستر» ، که نویسنده و کارگردان این فیلم به عنوان اولین اثرش، داستان یک خانواده را روایت می کند که به دلیل آسیب های روانی به بدبختی کشیده شده‌اند و در آن ارواح چیزی بیشتر از «استعاره ها ‌» هستند، و تنها کارآیی شان ترساندن شما نیست. آن‌ها بخشی از داستان هستند.

«موروثی»، که توزیع آن بر عهده کمپانی ای ۲۴ (A24) بوده است، قطعا می‎تواند شانس خود را  برای فروش بالا در سینماهای مگاپلکس داشته باشد ، جایی که مخاطبان عمده ای را به خود جذب کند. ولی چیزی که مخاطبان در مورد این فیلم خواهند فهمید، آن است که بر خلاف اکثر فیلم‌های ترسناک معروف این روزها، این یکی آن محتوای کافی را برای ترساندن مخاطب دربردارد. این فیلم دست روی موضوعی علمی دست می گذارد : آسیب‌های روانی و احساسی بخشی از روحیه ی یک خانواده می‎شود، و به شکلی که انگار یک روح است، از مقابل چشمان ما عبور می کند. مهم نیست که دیدگاه شما در رابطه با موضوع فعالیت‌های ماوراء الطبیعه چگونه باشد، چرا که این فیلم یک درام است که در مورد ارتباط ارواح والدین یک فرزند با اوست که در زندگی همه ی ما وجود دارد.

فیلم با سکانسی در صبح یک روز خاکسپاری آغاز می‌شود: «آنی گراهام» (با بازی «تونی کالت»)، یک هنرمند گالری که مدل مینیاتورهای تو در تو برای طراحی اتاق‌ها را می‌سازد، آماده دفن مادرش می‌شود، کسی که بعدا متوجه می‌شویم یک مشکل شخصیتی جدی داشته است. آنی با «استیو» (با بازی «گابریل بایرن») که فردی اخمو است ازدواج کرده، و آن‌ها دو بچه نیز دارند: «پیتر» (با بازی «الکس وولف»)، یک نوجوان بی عقل و معتاد به ماری جوانا ولی خوشتیپ که تقریبا با دوستانی همیشه اطراف او هستند ، سنخیت چندانی ندارد، و خواهر کوچک او، «چارلی» (با بازی «میلی شاپیرو»)، یک دختر دست و پا چلفتی که غم و اندوه اش را می‌توان از ویژگی‌های عجیب و حالت تسخیرشده‌اش فهمید(خصوصا چشمان گود افتاده او که به نظر متعلق به فردی با چند دهه سن بیشتر است. «چارلی» خیره می‌شود، به پیاده‌روی‌های حوصله سربر می‌رود و تکه‌های شکلات را با ولع می‎خورد. او همچنین ارواح را می‎بیند) بطور مثل در مراسم خااکسپاری آن روحی که به شکل عجیب و غریبی خوشحال و چشمان او را گرفت.

شاید «چارلی» با جهان پس از مرگ در ارتباط باشد، ولی فیلم بعدتر از رابطه «آنی» با مادرش که فوت شده ، پرده بر می‌دارد، کسی که در جعبه‌هایش در اتاق زیرشیروانی کتاب‌های قدیمی و گرد و خاک گرفته‌ای مرتبط با «معنویت» وجود دارد. ما وقتی متوجه می‌شویم که مادر او واقعا چه کسی بوده که «آنی» در گروهی پشتیبان که برای سوگواری آمده است مونولوگی را بر زبان خود جاری می‎کند که پرده از شخصیت حقیقی و مخرب مادرش و تاثیری که او روی خانواده داشته برمی‌دارد. دروغ نیست اگر بگویم که این سخنرانی – و بازی «تونی کالت»- گویی از قلب دوران «اینگمار برگمان» بیرون آورده شده است. این اشباع شده از شکنجه‌ای است که با آن زندگی کرده است، و اگرچه «آنی» به وضوح نفرت خود از مادرش را بیان می‌دارد، ولی شیاطین، این طور که به تصویر کشیده می‌شود، در او نمودی ندارند.

کاتالیزگر دراماتیک «موروثی» – اتفاق هولناکی که آن را به جایی می‌برد که هرگز انتظارش را نداشته‌اید – زمانی خود را نشان می‌دهد که «پیتر» مجبور می‌شود تا «چارلی» را با خود به یک مهمانی مختص بچه‌های دبیرستانی ببرد. هیچ شکی نیست که اتفاقاتی که پس از آن رخ می‌دهد از آن دست اتفاقاتی است که فقط در دنیای فیلم‌ها شاهدش هستیم، ولی با این حال چنان پس لرزه‌هایی ایجاد می‎کند که شما را سوار بر موج به سمت گردآبی از تلاطم و نگرانی و ترس می‌برد. «پیتر» هم شروع به دریافت علائمی از طرف ارواح می‌کند، و بیشتر از آن، از سوی کسی که مرده است. «آنی» هم توسط یکی از اعضای مهربان و صمیمی گروه پشتیبانی به نام «خوان» (با بازی «آن داود»)، به دنیای جن گیری کشیده می‌شود.  آن‌ها خیلی زود ندای پیش به سوی مرگ را سر می‌دهند.

مخاطبان، البته، سعی می‌کنند تا تمامی این تکه‌ها و اتفاقات را کنار هم بچیندد، ولی چیزی که نمی‌توانند حدس آن را بزنند (حداقل، تا آن موقع) آن است که دیار باقی در «موروثی»، صرفا یک نمایش پر زرق و برق با حضور ارواحی با لباس‌های قشنگ که توسط فیلمسازی باهوش ساخته شده تا شخصیت‌ها (و مخاطبان) را بترساند، نیست. چیزی که ما می‌بینیم آن است که دیار باقی از لحاظ احساسی چگونه زمان و مکان را تصرف می‌کند. نقش آفرینی «کالت» سرسام آور است. او نقش «آنی» را به عنوان زنی ایفا می‌کند که شروع به نشان دادن آن حس خشم و گناه که سال‌ها زیر خاکستر بوده می‎کند. این به نوعی از وجود او بیرون می‌ریزد، گویی که او «تسخیر شده» است، و واقعا هم چنین است، ولی توسط چه یا که؟ ترس و خشونتی که به طور مخفیانه او را تسخیر کرده در قالب ارواحی که قبل از او آمده‌اند نشان داده می‎شود، ولی حالا در قالب کسی ظهور کرده‌اند که در واقع خود اوست.

یک داستان در مورد ارواح به یک خانه تسخیر شده نیاز دارد، و «موروثی» هم یک خانه تسخیر شده بسیار عالی را دارد. خانواده «گراهام» در یک خانه کوهستانی بسیار شیک و ایزوله زندگی می‌کنند (به مانند یک لوژ اسکی با پنجره های شیشه‎ ای لکه دار) که قله ی یک کوهستان جنگلی قرار دارد و به نظر در حومه شمال غربی پسیفیک قرار دارد. (البته فیلم در اصل در ایالت یوتا فیلمبرداری شده است.) این مکان دارای اتاق‌ها و سالن‎های زیادی است، مثل آن جایی که «آنی» در آن مینیاتورهای اتاق شکل خود را با مشقت فراوان می‎سازد، و همچنین یک اتاق زیر شیروانی هم در این عمارت وجود دارد (از همان‌هایی که در موردش می‌گویند، به داخل آن نرو…)، بنابراین این عمارت هم می‌تواند خودش را به عنوان یک لوکیشن جالب گوتیک و شیطانی مطرح کند. با این حال این خانه همچنین گذشته خانواده را به خوبی نشان می‌دهد و مشخص می‌کند که وضع مالی خانواده در گذر زمان همیشه در حدی متوسط بوده است. «آری آستر» به آرامی و با ژرف اندیشی اثر را کارگردانی می‌کند، فیلم را از تمامی آن زرق و برق‌های معمول فیلم‌های ترسناک پاکسازی می‎کند. به جای آن‌ها، او موقعیت های ترسناک متناسبی را برای مخاطبان پدید می‌آورد تا در آن غرق شوند.

او همچنین به شکل استادانه ای بر مخاطب می گذارد. یک توطئه در «موروثی» وجود دارد و به شما لحظات هولناکی را وارد می کند مانند آنچه در «بچه رزماری» به یاد دارید. روشی که فیلم از روح برای نمایش  نشانه‌های مخفی شخصیت‌ها استفاده می‌کند خیلی شبیه به روش فیلم «درخشش» است. همچنین به طور واضحی در به تصویر کشیدن ارواح به عنوان یک نوع کالت هراس‌آور از فیلم «مرد حصیری» الگوبرداری شده است. در «موروثی»، آن‎ها آمده‌اند تا برای ما مزاحمت ایجاد کنند و بترسانند. ولی ناراحت کننده‌ترین چیز این است که آن‌ها خود «ما» هستیم.

منبع : ورایتی

ترجمه : وحید فیض خواه

بستن

نقدهای کوتاه فیلم موروثی

نویسنده

اوون گلیبرمن

این فیلم یک تریلر ماوراء الطبیعه است که شما را از وحشت میخکوب می‌کند. داستان فیلم در مورد خانواده‌ای است که به وسیله‌ی ارواح از هم پاشیده است، و پر از چیزهایی است که تماشای آن باعث می‌شود به آن لقب بهترین فیلم ترسناک هفته را دهیم. این فیلم جن‌ گیری و حرکت رازآلود اجسام را دارد. در «موروثی»، آن‎ها آمده‌اند تا برای ما مزاحمت ایجاد کنند و بترسانند. ولی ناراحت کننده‌ترین چیز این است که آن‌ها خود «ما» هستیم.

نویسنده

رکس رید

در اکثر پلان‌های فیلم عناصر نمادین و استعاره‌ای دیده‌ ‌می‌شود که در پاره‌ای از اوقات باعث می‌شود مخاطب احساس کند توطئه‌ی بزرگی در کار‌ است و این موضوع فارغ از تشابهات اثر با فیلم «بچه رزماری» نیست. در پایان جودی کولینز را می بینیم که در حال خواندن آواز جانی میچل بنام «حالا هردو» است که حتی از خود فیلم هم بی معنی تر است. این روز ها بازیگرانی را می بینیم که نه تنها در فیلم های بد بازی می کنند ، بلکه مجبور می شوند تا خوودشان نیز در ساخت آن افتضاح دست داشته باشند. مانند تونی کولت و گابریل بیرن که به طور مشترک تهیه کنندگی «موروثی» را بر عهده داشتند. آنها به آنچه لیاقتش را داشته اند می رسند یا به قولی قبر خود را کنده اند.