پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |جنگی

آبادان یازده 60

abadan 1160

۵.۸ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۲۱۱ رای

منتقدان:

۴.۸

امتیاز دهید:

مردم غیور آبادان ... شهر در آستانه سقوط قرار گرفته است!

کارگردان: مهرداد خوشبخت

نقدهای بلند فیلم آبادان یازده 60

آبادانیِ غیر آبادانی


عباس مدحجی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

آبادان یازده شصت،
 

مهرداد خوشبخت با زاویه ی دید خوبی پا به ژانر دفاع مقدس گذاشت. بخشی از جبهه که شاید کمتر دیده شده بود و حق مطلب در قبال زحماتش ادا نشده بود در آبادان یازده شصت دیده شد، خبر و خبر نگاری!
 

آبادان یازده شصت حکایت گردانندگان رادیوملی نفت آبادان در روزهای جنگ است. روزهایی که لحظه به لحظه اش‌ با خون و مرگ پایمردی تلفیق شده. فیلم خط روایت صاف و مستقیمی دارد و چند شخصیت را در یک موقعیت تعلیق آور بین رفتن و نجات جان و ماندن بر سر آرمان ها و احتمالا مرگ قرار میدهد، اما فیلمساز راه های آسانی را برای پیشروی فیلم انتخاب میکند.
 همه ی کارکتر ها در این موقعیت هم عقیده و همراه هستند و حتی در اندک اختلافاتشان هم کنار می آیند درصورتی که میشد با خورده پیرنگها و داستانکهای جانبی شخصیتها را در چالشهای مختلف پخت‌ و موقعیت های جذابی تری ساخت و ایضا احتمال تشتت عقاید در مواجهه با دفاع مقدس را بررسی کرد.
 

فیلم خیلی تلاش کرده با استفاده از صدا و تصاویر ارشیوی ، فضا را بیشتر به روزهای جنگ نزدیک کند ، تلاشی که تاثیری چندانی روی ذهنیت مخاطب ایجاد نمیکند و بیننده در پایان فیلم تصویر خاطره انگیزی از روزهای سخت آبادان را با خود به خانه نمیبرد.
 

فیلم در بهترین حالت تاحد یک خاطره بازی دوست داشتنی برای آبادانی ها یا رزمندگانی که در آبادان جنگیده اند تنزل میابد و بار جذابیتش صرفا روی دوش شوخی های جنوبی و لهجه ی شیرین آبادانی و معدود سکانس های جنگی سوار میشود. فیلمساز در حرکتی سطحی با قرار دادن پوشش بختیاری ، پوشش عربی و روحانیت خواسته ثابت کند همه در دفاع از آبادان حضور داشتند ولی آنقدر کم‌جان اینکار را کرده که بطری مشروب اریک پررنگ تر از آنها در یاد میماند.
آبادان یازده شصت خیز خوبی دارد و میتوانست به یکی از آثار شاخص دفاع مقدس تبدیل شود اما نفسش در بازی ها ، ضعف سناریو و حتی محتوا آنقدر مشهود است که بعد از خیز ، زمین میخورد. پُر بیراه نیست اگر پوسترش را بیشتر خودش دوست داشته باشیم.
 

این مطلب بعلت تنظیم در ایام جشنواره ممکن است دارای نواقصی باشد. تیتر از سر مقاله روزنامه ی سازندگی برداشته شده است
 

بستن

یک تراژدی انسانی


یاسمن خلیلی فرد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

 «آبادان یازده 60» دست کم برای من، یکی از اصلیترین غافلگیریهای جشنواره ی سال گذشته به حساب می آید؛ فیلمی که با توقع یک فیلم معمولی ژانر دفاع مقدس به تماشایش نشستم و بسیار فراتر از انتظارم از آب درآمد.
مهرداد خوشبخت کارگردان باسابقه تلویزیون و سینما برای ساخت جدیدترین فیلم خود به سراغ یک سوژه درخشان رفته است؛ تلاش کارمندان رادیو نفت آبادان در نخستین روزهای جنگ تحمیلی برای خدمت به مردم و کمک به آن ها برای دفاع از شهرشان. ایده ی مرکزی فیلمنامه یکی از آن سوژه هایی است که آدم با خودش فکر می کند چه طور در تمام این سال ها هیچ کس به آن فکر نکرده بود؟
فهرست بازیگران فیلم به مخاطب ثابت می کند که فیلمساز در کمال کم ادعایی فیلم خود را جلوی دوربین برده است. در «آبادان یازده 60» نه خبری از ویترین ستارگان مشهور و پرطرفدار سینما به چشم می خورد، نه پروداکشن آن قدر که انتظارش را داریم عظیم است و نه فیلمساز دست به تکرار برخی الگوهای نخ نما و کلیشه ای چنین فیلم هایی زده است. در عین حال همین بازیگران حضوری درخشان در فیلم دارند.
خوشبخت درام خود را با ضرباهنگ درستی جلو می برد، موقعیت ها در متن به قصه تبدیل می شوند و در هر مقطع از نقطه عطف داستان غافلگیری درست و هوشمندانه ای خلق میشود.
فیلمساز در ادغام و تلفیق واقعیت و داستان عملکرد درستی دارد. فیلم درواقع برداشتی از یک واقعه است اما بسیاری از جزییات تغییریافته و حتی زاده ی ذهن نویسنده اند و این ترکیب در بستر منطق روایی داستان و رویدادهای متنوع آن به بار نشسته است و نمره قبولی می گیرد. به همین جهت است که فیلم در کنار سوژه ی اولیه ی مبتکرانه اش لحظه های خوب و قابل توجه نیز کم ندارد.
«آبادان یازده 60» قرار است ادای دینی باشد به مردمِ خطه ی خوزستان؛ مردم شریفی که با دست خالی به نبرد با دشمن می روند تا از مرزها کشور دفاع کنند و فیلمساز با خلاقیت خود نقش "رادیو" را به عنوان یکی از رسانه های مهم دهه های پنجاه و شصت خورشیدی به عنوان موتور محرک فیلم به کار می گیرد.
شخصیت­ها به رغم تعددشان دچار فقدان فردیت نمی شوند و گرچه خوشبخت بنای فیلمش را مطابق الگوی قهرمان پرورانه نریخته است اما هر یک از شخصیت ها به خودی خود واجد هویت، پیشینه و شناسنامه اند و از همین رو هریک با انتخاب ها و انگیزه هایشان می توانند مخاطب را غافلگیر کنند؛ از نمونه های بارز این توجه به فردیت کاراکترها می توان به نرگس (ویدا جوان) اشاره کرد که سیر دگردیسی ملایمی را در طول فیلم سپری می کند و در نهایت نیز به آن سرنوشت دچار می گردد. او دختر نازپرورده ای است که از تهران به آبادان می آید. این دختر جوان هیچ پیش زمینه ای از جنگ و حتی "سختی کشیدن" ندارد اما به ناگاه خود را درست در وسط بحرانی نفس گیر می بیند و به جای فرار، با افراد درگیر در آن مهلکه همگام و همسو می شود.
«آبادان یازده 60» را باید فیلمی انسانی دانست، فیلمی که اتحادی دلپذیر را از افرادی با آیین ها، عقاید و حتا اقشار مختلف به تصویر می کشد. آدم های «آبادان ...» که در نقطه آغاز فیلم تفاوت ها و بعضاً اختلافات متعددی با هم دارند، به مرور و با وخامت اوضاع همراه و همدل می شوند. این که فیلمساز برخلاف بسیاری از فیلمهای ژانر دفاع مقدس زن را از فیلم خود حذف نکرده و حتی یک کاراکتر ارمنی در فیلمش دارد که نقش کلیدی هم برعهده اوست، از امتیازات مثبت کار به حساب می آید و اثباتی ست بر انسان دوستانه بودن فیلم و نگاه اومانیستی کارگردان آن.
در بخش هایی از فیلم نماهای مستندی از آبادان و کوی ذوالفقاری دیده می شود که به زعم من قابل حذف اند. البته پیوند خوردن درام با مستنداتِ آن سالها که مشخصاً طی پیگیری های بسیار به دست آمده اند ماهیتاً اتفاق بدی نیست اما «آبادان ...» آنقدر فیلم کاملی هست که نیازی به یادآوری واقعه به واسطه فیلم های مستند نداشته باشد.
یکی دیگر از محرک های ذهن مخاطب در سراسر فیلم شاید انتخاب همین بازیگرانِ نه چندان مشهور و ستاره باشد که جدا از شخصیت های پرورده شده و پرظرافت، بازی هایی به شدت تحسین برانگیز دارند. حضور بازیگر چهره در فیلمی چون «آبادان ...» می توانست فیلم را درگیر ریسک فاصله گذاری بکند؛ به این معنا که مخاطب میان خود با کاراکترهای فیلم (به واسطه بازیگر مشهور) نوعی فاصله را احساس کند اما در شرایط فعلی تماشاگر خود را نه بیننده بلکه عضوی از فیلم می بیند. او آلام و دردهای شخصیت ها را کاملاً لمس می کند و می تواند کاراکترها را فارغ از گذشته شان کاملاً بپذیرد و درک کند و این برآمده از تصمیم هوشمندانه کارگردان برای بهره گیری از بازیگرانی با ترکیب فعلی است. 

بستن

وجهی کمتر دیده شده از دفاع مقدس


افشین علیار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

 

با اینکه سینمای دفاع مقدس در چند سال اخیر نسبتاً مهجور مانده است، اما بعضی فیلمسازان با ایده‌هایی بکر و روایت‌های جدید سراغ سینمای جنگ می‌روند. قطعاً هشت سال جنگ ابعاد و زوایای مختلفی می‌تواند داشته باشد. فیلم «آبادان یازده شصت» با نگرش درستی روایتگر جنگ از زاویه‌ای دیگر است.

 رادیو آبادان با موج ۱۱۶۰ که در آن دوران نقش مهمی در اطلاع‌رسانی به عهده داشته تبدیل به سوژه فیلم مهرداد خوشبخت شده است. این اثر ساده و بی‌ادعا با ایده‌ای درست و روایتی به اندازه توانسته در بستر سینمای جنگ گوشه‌ای از رشادت آدم‌هایی را نشان بدهد که بدون هیچ چشمداشتی فارغ از هر دین و قومیتی در دفاع از مملکت‌شان دریغ نمی‌ورزند. اگر چه در «آبادان یازده شصت» خبری از خاکریز و منطقه عملیاتی نیست، اما تمهیدات فیلمساز برای گسترش اثرش که بر اساس داستان واقعی ساخته شده توانسته است مخاطب را با فضای مقاومت همراه کند. اساساً ساخت فیلم داستانی درباره یک موضوع واقعی که سند آن اتفاقاً موجود است بسیار سخت است. در این شرایط فیلمساز باید با پژوهش و تحقیق کامل سراغ ایده برود. در تیتراژِ آغازین فیلم «آبادان یازده شصت» نوشته شده داستان این فیلم واقعی است. فیلم‌های زیادی با این پیش‌آگاهی به مخاطب ساخته شده‌اند که می‌شود برای نمونه به «ویلایی‌ها» یا «تنگه ابوقریب» اشاره کرد.
مهرداد خوشبخت در ساخت فیلم «آبادان یازده شصت» با تسلط کامل همراه با روایت داستان‌گونه توانسته فیلمش را جلو ببرد. با توجه به شرایط موضوع فیلم که پتانسیل لازم را برای درگیر کردن احساسات مخاطب دارد، اما فیلمساز به هیچ وجه قصد نداشته است مخاطب را در تنگنای احساسی قرار بدهد. فیلم چند شخصیت دارد که تمامی به درستی معرفی می‌شوند و قصه در فضایی درست و استاندارد در یک لوکیشن محدود مخاطب را با خود همراه می‌کند و همذات‌پنداری مخاطب با پیشروی قصه به تسلط فیلمساز مربوط می‌شود.
در فیلم خبری از خرده‌پیرنگ و شاخه و برگ اضافی نیست یا حتی شخصیت اضافی در فیلم وجود ندارد. مسیر قصه در شرایط جنگی بخشی از یک بحران را نشان می‌دهد و فیلمساز در به تصویر کشیدن یک رخداد واقعی توانسته است با عناصرِ محدود، یک برهه تاریخی را به ما نشان دهد.
سینمای جنگ همیشه خاکریز و اسلحه و شهادت داشته، اما فیلمسازان در دهه ۹۰ فهمیده‌اند حالا باید از خاکریز فاصله گرفت و از زوایایی دیگر به دفاع مقدس نگریست و فیلم ساخت.
قطعاً این فیلم باعث آگاهی مخاطب درباره نقش اساسی رادیو آبادان در جنگ می‌شود، اما باید در نظر داشت که مهرداد خوشبخت یک فیلم درباره دفاع مقدس ساخته، اما هیچ کدام از شخصیت‌های اصلی فیلم بسیجی یا رزمنده به معنای جنگی آن نیستند، آن‌ها در رادیو مشغول کارند و با هنر و فرهنگ سروکار دارند نه با تفنگ، برای همین قالب کمتر دیده شده مضمونی «آبادان یازده شصت» برای مخاطب جذابیت دارد و و این مهارت مهرداد خوشبخت است که توانسته روابط میان شخصیت‌ها را به درستی ترسیم کند، از این فیلم نمی‌توانیم توقع خاصی داشته باشیم چراکه در حد مدیوم و زمان محدود توانسته فیلم قابل توجهی باشد که با روایتی مستندگونه به مخاطب اطلاعات تاریخی می‌دهد؛ فیلمی که سر و شکل مناسب دارد همراه با یک رخداد واقعی و قابل توجه. انتخاب بازیگران به خصوص حسن معجونی (که چه خوب نقش یک مسیحی را بازی می‌کند) از نکات مهم این فیلم محسوب می‌شود.
در بخش اجرایی فیلم هم عناصر به کار گرفته شده و چیدمان میزانسن از اولویت‌های فیلم است. زمانی که فیلمنامه با یک هدف منسجم و استاندارد نوشته می‌شود تمامی ابزار‌های اجرایی و تلاش بازیگر در مسیر موفقیت کلی اثر قرار می‌گیرد.

بستن

پیشرو در «چه» عقب در «چگونه»


محمدرضا چاوشی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

 

اکنون که چهل سال از زمان آغاز جنگ تحمیلی گذشته است برخی بر این باورند  که دیگر پرداخت به این موضوع در سینما، قدیمی شده و چیز تازه‌ای در این  حوزه پیدا نمی‌شود در حالی که هنوز ابعاد بسیاری از جنگ تحمیلی به زبان  تصویر درنیامده است. در سال‌های اخیر تلاش‌هایی در جهت ساخت آثار متفاوتی  که به ابعاد مغفول مانده جنگ بپردازد انجام شد نظیر ویلایی‌ها، شیار 143،  سرو زیر آب و ... که هریک از زاویه‌ای متفاوت به دفاع مقدس می‌نگریستند.  آبادان یازده 60 هم از همین جنس آثار است که به مقوله پشت جنگ و نقش و  اهمیت رسانه در آن برهه حساس می‌پردازد.

آبادان یازده 60 اساساً فیلم ایده است. بنابراین از این حیث که سراغ  سوژه‌های تکراری و کارشده نرفته و ایده‌ای بکر را در چنته دارد چند گام  جلوست اما به نظر می‌رسد که در مسیر تبدیل ایده به مضمون دچار ضعف‌های  متعددی است و این همان نقطه‌ای است که سینما با آن معنا می‌یابد؛ یعنی  «چگونه». یک ایده هرچقدر هم که خوب و جذاب باشد به تنهایی قادر نیست تا  فیلم را سرپا نگه دارد مگر اینکه در پرداخت، خوب از آب دربیاید. کم مایگی  قصه یکی از اشکالات این فیلم است به طوری که باعث شده فیلم در بخش‌هایی، از  ریتم بیفتد. فیلم‌ساز برای جبران این کم مایگی، به روایت‌های فرعیِ عشق و  عاشقی‌های کلیشه‌ای روی می‌آورد که بیش از آن که در اثر بنشیند، فیلم را به  دام سانتیمانتالیسم می‌کشاند. یکی دیگر از راهکارهای فیلم‌ساز برای پرکردن  قصه، خلق شخصیت‌هایی است که بود و نبودشان در اثر هیچ تأثیری ندارد و  بیشتر شبیه یک پیام زیرنویس عبور می‌کنند مانند نقش حسام‌الدین سراج.

فیلم می‌توانست در ترسیم طیف‌های مختلف مردم و تأثیر زیادی که ادامه  فعالیت رادیو بر روحیه آنان می‌گذارد بهتر عمل کند و تنها به دو کاراکتر  پیرمرد و پیرزنی که در خانه نشسته‌اند و گوششان به رادیوست اکتفا نکند. اما  از سوی دیگر یکی از نقاط قوت اثر، ترسیم نقش‌های چندگانه و مهم رسانه و  عملیات روانی است. رادیو به عنوان مهم‌ترین و در دسترس‌‌ترین رسانه زمان  جنگ، علاوه بر حفظ روحیه مردم و رزمندگان، می‌تواند به طور مستقیم در نتیجه  جنگ تأثیر داشته باشد. گاهی اطلاعات غلط به دشمن ‌دهد و گاهی پیغام رمز  برای انجام عملیات (تخریب پل) بفرستد. مهرداد خوشبخت در یکی از جدی‌ترین  تجربیات دوران حرفه‎‌ای خود دست به تلاشی زده است که نمی‌توان ساده از آن  گذشت اما می‌توانست خیلی پخته‌تر و بهتر از آنچه امروز روی پرده است از آب  دربیاید.

بستن

نقدهای مردمی فیلم آبادان یازده 60

اینجا آبادان است و آبادان می ماند


محمد بزرگ
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

  


آبادان یازده 60» چهارمین فیلم بلند سینمایی مهرداد خوشبخت کارگردان 50 ساله و اصالتا آبادانی سینمای ایران است. وی که سابقه ساخت آثاری چون «عقاب صحرا»، «صدای پای من» و «جای او دیگر خالی نیست» را در کارنامه کاری خود دارد، این بار در چهارمین ساخته سینمایی خود به سراغ سوژه‌ای بدیع و بکر می‌رود،در روزهای ملتهب و سختی که کشور با حجوم دشمن روبرو می‌شود و جنوب کشور در معرض از دست رفتن قرار می‌گیرد یک همبستگی همگی برای دفاع از کشور صورت گرفت اما افرادی که در آن خطه زندگی می‌کردند بخصوص اهالی کوی ذوالفقاری آبادان برای روبرویی با این ترومای وحشت آور آسیب‌های شدیدی را متحمل شدند در این میان نقش اهالی رسانه بسیار در حفظ کشور ارزشمند است که از نگاه فیلمسازان پنهان مانده بود و این اثر بلحاظ سوژه و نقطه نظر پرداخت شده یعنی اشاره به زحمات کارکنان رادیو آبادان بسیار ستودنی است در فیلم دشمن را مخاطب نمی‌بیند و تنها المانی که اشاره به حمله آنها دارد برخورد تیر و خمپاره و شنیدن صدای آنهاسjاین اتفاق می‌تواند خلاقیتی از سوی کارگردان باشد، و اما به دلیل اینکه فیلمنامه سه پرده ای است و داستان بصورت شاه پیرنگ روایت می‌شود مخاطب قرار است با کشمکش‌های بیرونی موجود در فیلم مواجه شود و همراه کاراکترها نفس نفس زنان تا انتها پیش برود و زمانی که فیلم به انتها می‌رسد نفسی راحت بکشد در اینجا عدم حضور عراقی ها به کاهش این حس می‌انجامد اما اتفاق خوب فیلم در نقطه اوج آن است و رسیدن به انتهای فیلم که پایان‌بندی فیلم مخاطب را میخکوب می‌کند و در پایان همه چیز برای او حل می‌شود بخصوص زمانی که کارگردان از صدای اصلی فرد گوینده استفاده می‌کند و با نشان دادن صحنه های واقعی باور ارزشمندی افرادی که برای حفظ کشور جان خود را از دست دادند مخاطب ارتباط بهتری با فیلم برقرار می‌کند نکته دیگر انتخاب بازیگران است که کارگردان می‌توانست با تیم بازیگران سینمایی بهتری نسبت به برخی که سابقه بازی در تلویزیون را دارند داشته باشد البته بازی این نوع بازیگران در سینما ضعف نیست ولی در چنین اثری کارگردان نباید از هیچ عنصری کم می‌گذاشت  

نویسنده محمد بزرگ 

بستن

رادیو نفت ملی


مهدی شمرتی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

.


مهرداد خوشبخت بعد از هفت سال دوری از سینما قصه ای از دل رسانه های جنگ را روایت کرده!

ایده ای جذاب و جدید از دل جنوب ولی از نوع صدا،

همه میدانند قصه ی حصر آبادان در سینما جدید نیست، اما نگاه و استناد دیگری از دل تاریخ آبادان در روح این فیلم نهادینه شده که برای سینما و مخاطب آن جذابیت بسیار دارد.

نگاهی بر فرکانس یازده شصت که آدرس رادیو آبادان را به مخاطب میدهد

از معدود فیلمهایی که درام درونی خود را به توپ ، تانک و خاکریز ترجیح میدهد، درامی از جنس عشق، کار، انقلاب، موسیقی و سرچشمه ی حیات جنوب؛ نفت! که داستان را پیش برده است.

نکته حائز اهمیتی که منتقدان فیلم را به امتحان میکشد این است که بر خلاف تصور همگان، این فیلم داستان های روایی را درون خود به چالش میکشد نه شخصیت های روایت کننده را، نکته ای که کمتر منتقدی توانسته به آن اشاره کند همین امتیاز است، چالشی از درون داستان و اتصال آن به روایت بازیگر! 

بر خلاف توقع بیننده از یک فیلم جنگی، این فیلم حماسه و نبرد مردم آبادان را از قاب دیگری به تصویر کشیده، از قابی که ؛ اهمیت رادیو در نبرد ها، تاکتیک های جنگی با استفاده از تنها رسانه آبادان در دهه پنجاه، تأثیرات شرکت نفت در پشت جبهه را نشان داده،

این نکات نه تنها ضربه نیستند بلکه از امتیازات ساخت این فیلمنامه محسوب میشوند.

طبیعتا اگر کارگردان داستان را از داخل رادیو و حاشیه های دراماتیک آن به روایت های دیگری مثل جبهه، شرکت نفت، مقاومت مردم و... میبرد، 

مضمون ماجرا را از دست میداد و مجبور به روایت های تیتر وار از جریانات میشد و این روش بیشتر مخاطب را آزار میداد

چیزی که در درجه اول فیلم را از حالت درام دور کرده و به داکیو درام نزدیک میکند ، استفاده بیش اندازه از راش های مستند و تکرار این شیوه در پیشبرد داستان است، چیزی که میتوانست با بازسازی تمیز تر آن صحنه ها باعث از دست رفتن ریتم فیلم نشد.

از دیگر انتقادات این فیلم نپرداختن به خصیصه های شخصی کارکتر های فیلم به جز "موسیو" می توان اشاره کرد، که باعث شده مخاطب با کارکتر ها به راحتی همزاد پنداری نکند و صرفا آن نقش را بشناسد!

در کل می توان از روایت آبادان یازده شصت یک فیلم شریف بیرون کشید، فیلمی که راوی معتبری از تاریخ قبل از جنگ ذوالفقاری ست.

انتخاب بازیگران فیلم را نمیتوان هوشمندانه گفت، ولی انتخاب بازیگران کمتر دیده شده در این اثر همان اندازه که به باور پذیری داستان کمک کرده همان اندازه هم به فروش فیلم کمک منفی میکند، نکته ای که مطمئنا برای تهیه کننده و سرمایه گذار مورد توجه قرار گیرد،

به نظر میرسد موسیقی کمک چندانی به پیشبرد فیلم نکرده و همه بار روی دوش صداگزاری و افکت های صوتی افتاده، چیزی که در تدوین دوباره میتوان آن را تا حدودی حل کرد

تمام حرفها گفته شد تا بیننده بداند با سوژه بکری مواجه نیست، بلکه روایت و نوع نگاهی که به این سوژه شده بکر و منحصر به فرد است.

مسئله ای که در این فیلم به خوبی در قاب تصویر کشیده شده و دغدغه‌ اصلی و روز جامعه ماست، مسئله وحدت است، امری که در فیلم فارغ از دین و تعهد و آیین و نژاد و طبقه نگاه میکند

امری کاملا درست و دقیق که جای خالی آن امروزه حس میشود.


بستن

ساخته مهرداد خوشبخت


  

آبادان یازده 60

با نگاه به پوستر فیلم ، یک دریافت کلی از چهارمین اثر بلند سینمایی مهرداد خوشبخت نصیب مخاطب میشود . پوستر گویای تِم اصلی داستان است ، فیلمساز به موضوع دفاع مقدس پرداخته اما این بار از زاویه ای دیگر . او دست به ساخت فیلمی زده است که به گواهی خودش برگرفته از یک داستان واقعی میباشد و دفاع در سنگر فرهنگ و رسانه را در شهر آبادان به تصویر کشیده. این نوع نگاه و پرداخت به داستان شاید کمی با سایر فیلم های ژانر دفاع مقدس متفاوت باشد ولی بودنش خالی از لطف هم نیست!

فیلم بر روی رسانه ای به نام رادیو در زمان جنگ تحمیلی تأکید ویژه ای دارد. عاملی که اساسا به عنوان تنها مرجع خبری و حتی دلگرمی مردم شهر آبادان به مخاطب معرفی میشود. 

در سکانس های ابتدائی مسئول رادیو آبادان ،  بهمن (علیرضا کمالی) مانع میشود تا رادیو به علت شرایط جنگی تعطیل شود ، همین عامل او را به عنوان قهرمان اصلی داستان مطرح میکند . فیلمساز او را در کنار گروهی از افرادِ مانند خودش نشان میدهد که هر کدام از آن ها یک نوع ویژگی خاصی را دارا میباشند . یکی از عوامل ضعف فیلم این موضوع است که بیننده به هیچ وجه خودش را ما بین آن افراد نمیبیند و گویی یک جدایی از همان ابتدا بین شخصیت های فیلم و مخاطبان ایجاد میشود که به نظرم دلیل آن برمیگردد به شخصیت پردازی ضعیف افراد این گروه . البته باید گفت بر روی شخصیت موسیو (حسن معجونی) به خوبی کار شده است و واکنش هایی که او در طول داستان از خودش بروز میدهد ، به نظرم بخشی از ضعفی که اشاره شد را میپوشاند . ما از او یک شخصیت دلسوز، کنشمند و منطقی میبینیم.

استفاده مدام از افکت زنگ تلفن در مکان رادیو آبادان ، به خوبی به درک احساس تحت فشار بودن افراد گروه کمک کرده است.

عاملی که به نظرم ضعف اساسی در آن نهفته ، دوربین فیلم است . قاب بندی های اشتباه و دوربین روی دست های بی مورد کاملا به اثر ضربه زده است. برای مثال در صحنه ای که دو نفر از افراد ، پشت وانتی داخل شهر دور میزنند ، دوربین تماما مدیوم شات از آنها میگیرد. در این نوع قاب، به مکان هیچ توجهی نمیشود. فیلمساز خلأ این قسمت را میخواهد با به نمایش گذاشتن فیلم ها و مستند های قدیمی از شهر پُـر کند که به نظرم انتخاب کاملا اشتباهی است . چرا که کنار هم گذاشتن و تدوین این دو شکل از فیلم با هم، پاسخگوی این نیاز نیست و به زمان درفیلم ضربه جدی وارد میسازد و گویای طراحی صحنه ی نسبتا ضعیف اثر میشود .

همین عامل قاب های اشتباه از دوربین در سکانس پایانی هم ظاهر میشود ، گرچه ضعف پایانبندی فیلم اساسا برمیگردد به فیلمنامه اثر و در جایی که گویا شخصیت ها در آن رها شده اند تا همگی کشته شوند و فیلم به اتمام برسد ، ولی بازهم لانگ شات های بی مورد از دوربین مهدی جعفری آدم را اذیت میکند . مرگ قهرمان اصلی ، بهمن ، در لانگ شات است. او جوری کشته میشود که فکر میکنم باورپذیری آن برای مخاطبان کمی دشوار و غیرقابل قبول باشد.

در نشست خبری جشنواره فجر برای فیلم آبادان یازده 60 ، خوشبخت ، کارگردان اثر اعلام کرد که به غیر موضوع قطع شدن سیم های رادیو در داستان ، مابقی فیلم بر طبق واقعیت ساخته شده است . بعد از دیدن فیلم متوجه آن شدم فیلمساز ایده خوبی برای پایانبندی فیلمش انتخاب کرده ولی به هیچ وجه نمیتوان با کشته شدن سریع و بی منطق افراد کنار آمد. به نظرم او باید بر روی فیلمنامه ومیزانسن این بخش بیشتر کار میکرد تا کمی باورپذیری آن برایمان ملموس تر میشد.

بستن

اینجا آبادان است


محمد رحمانیان ثابت
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

آبادان یازده 60 به کارگردانی مهرداد خوشبخت روایتی متفاوت رو از جنگ به تصویر می کشه که به شخصه برای من جدید و قابل بررسی در سینمای دفاع مقدسه
شاید بعد از دیدن این فیلم به تاثیر جمله معروف :(تنها صداست که میماند) پی ببرید.
رادیو در این داستان یک شخصیت است و سویه ای قابل اطمینان برای مردم آبادان در باب نقل و قول خبرها
پس ایده ایده ای بکر و سرپاست.
اصولاً بارِ فیلم های تک لوکیشنه و مبتنی بر یک فضای مشخص روی دوش دیالوگ پردازی و بازی بازیگرانه در آبادان یازده 60 از یک جایی به بعد دیالوگ ها قابل حدس میشود و شخصیت پردازی ها ناتمام باقی میماند.
تمرکز فیلمنامه نویس بیشتر جمعِ اتفاق های حوالی جنگ و دفاع از رادیو ست تا پیش داستان های دقیق تر از شخصیت ها.
اگر کارگردان از نماد شناسی استفاده کرده و رادیو رو جامعه ایران و افرادش رو نماینده مردم با دین و مذاهب مختلف معرفی،تاحدودی موفق عمل کرده اما این موفقیت کافی نیست!
فیلمنامه از سی دقیقه پایانی ضربه میخوره و حوصله مخاطب رو سر می‌بره برعکس سی دقیقه اول که سرضرب و ریتم مناسبی داره.
داستانک های شخصیت ها مثل داستان مریم ،موسیو به خودی خود پتانسیل یک داستان جدا و هیجان انگیز رو داره اما در آبادان یازده 60 به راحتی در قالب دیالوگی دو نفره تعریف و رد،بازی گرفتن از بازیگرها ذره ذره ضعیف و غیرقابل باور و در نهایت شعار زده میشه.
آبادان یازده 60 میتونست به یکی از برترین های سینمای جنگ و دفاع مقدس بدل می‌شد اگر فیلمنامه محکم تر و بازی بهتر و تدوین درست تری داشت.
 

بستن