پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی

بدون مرز

۵.۰ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۲۵۰ رای

منتقدان:

-

امتیاز دهید:

داستان پسری است که هر روز برای ماهیگیری به کشتی به گل نشسته‌‎ای در نقطه صفر مرزی پا می‌گذارد و آنجا را به محلی برای آرامش خود تبدیل کرده، اما حضور غریبه‌ای این آرامش به هم می‌زند.

کارگردان: امیرحسین عسگری

نقدهای بلند فیلم بدون مرز

نقد در نگاه اول / بدون ديالوگ


از سينمايي ترين فيلم هاي اين چند روز جشنواره فيلم بدون مرز امير حسين عسگري بود ، فيلمي که بايد در زمان مناسب خيلي بيشتر راجع به آن نوشت و از جزيياتش گفت. فيلمي مستقل و بسيار کم خرج ، چشمگير ، ملموس و پر از زندگي. فيلمي جنگي ، اما با کمترين ميزان سروصدا و شلوغي هاي آن نوع فيلم ها. نه سياهي لشگري ، نه اکشن هاي فراوان، نه دکور پر خرج ( اگر آن کشتي البته بازسازي نشده باشد) ، نه لباس ها و صحنه آرايي خيره کننده، نه بازيگران حرفه اي و ستاره، نه موسيقي باشکوه ، نه رنگ هاي درخشان و نه جلوه هاي ويژه ميداني و کامپيوتري. شايد با اين اوصاف چيز دندان گيري به نظر نرسد، اما اينطور نيست. بدون مرز فيلم جزييات است . از همان ابتدا، ميتوان محو حرکات روزانه آن پسر بچه شد که با چه ظرافت و دقتي کار مي کند. چگونه و با چه همتي ماهي مي گيرد. چطور از لحظه لحظه وقتش بهره مي برد و صدف ها را با چه ظرافتي سوراخ مي کند تا از آنها دستبند، گردن بند يا چيزهاي تزييني بسازد . خودش است و تنهايي خودش و همدمش که يک کشتي به گل نشسته است و تمام دنياي اوست . همه حفره ها و سوراخ هاي کشتي در قلمرو اش است . بدون مرز فيلمي است روان و بدون ديالوگ که به نظر حتي با ورود دختر به فيلم و بعدتر آن سرباز آمريکايي باز هم ديالوگي وجود ندارد . با ورود آن دو ، حالا آن پسر بچه و آن کشتي که خانه و مامن اش بود و در مقياسي بزرگتر سمبل و نشانه اي از ايران، ديگر ماهيت اش را از دست مي دهد . اکنون آن کشتي به گل نشسته نماد و نشانه اي است از کل جهان ، جهاني با آدم هاي مختلف و زبان هاي متفاوت که حرف هم را نمي فهمند ، اما نگاه ها را درک مي کنند و همه درد مشترکي دارند . درد تنهايي و تمام فيلم درباره همين است . درد تنهايي و درک متقابل. از اينجا به بعد فيلم از فضاي جنگي فاصله مي گيرد و به فضاي آپوکاليپتيکي مي رود. آن کشتي ، انگار تنها جاي امن در اين دنياست و همه جا و همه کس نابود و ويران گشته و تنها همين سه نفرند و نوزادي که نشانه آينده است. آيا آينده اميد بخشي در انتظار آنهاست؟ بدون مرز فيلم باند صوتي است. صداهايي که يا ساخته شده اند و يا با صداهاي ديگر پيوند و مخلوط گشته اند. صداها ضرباهنگ و ريتم دارند . پسر بچه که راه مي رود صداي پاهايش بيشتر شبيه گلوله ها و بمب هايي است که بر سر اين سرزمين آوار مي شوند و يادآور زندگي هاي برباد رفته است. صداي بهم خوردن فلزات مثل در يا خراشيدن جسمي بر سطوح کشتي و صداي محيط و طبيعت ، هيچکدام مهربان و لطيف و دلنواز نيستند و باعث دلهره در بيننده مي گردند . چقدر بازيگر نقش پسر ، عليرضا بالدي ، خوب در نقش جا افتاده و انگار خود نقش است . بازي گرفتن از او قطعا از امتياز هاي کارگردان آن است . فيلمساز قطعا متاثر از کساني چون امير نادري ، عباس کيارستمي، محمد علي طالبي، جعفر پناهي و ابولفضل جليلي بوده است و تنها در کار آنها ، بازيگران کودک و نوجوان ، اينگونه نقش ها را باورپذير و درک شده بازي کرده اند. مي ماند يک افسوس براي دکوپاژ فيلم. مي شد به جاي اين همه نما و قطع کردن به يکديگر با توجه به توان خوب بازيگر و خلاقيت کارگردان از نماهاي بلند و سکانس پلان هايي با ميزانسن هاي دقيق و طراحي شده استفاده کرد. شايد کارگردان به دليل تک لوکيشن بودن و شائبه تئاتري شدن فيلم از اين امر امتناع کرده باشد ، به هر حال فيلمساز دستي هم در کار تئاتر داشته و تجربياتي در آن زمينه . به هر حال او از آيندگان سينماي ايران خواهد شد.
بستن

نقدهای کوتاه فیلم بدون مرز

نویسنده

علی شیرازی

بدون مرز فیلمی است با موضوعی صددرصد انسانی و ضدجنگ. اتفاقاً این‌که آن را با جهنم در اقیانوس آرام (جان بورمن) مقایسه می‌کنند اصلاً عیب فیلم محسوب نمی‌شود. به علاوه، رگه‌ها و اشتراک‌هایی از رابینسون کروزو به همراه دونده‌یامیر نادری، کلید ابراهیم فروش و حتی تنها در خانه نیز در بدون مرز به چشم می‌خورد یا دست‌کم تداعی می‌شود. اما فیلم عسکری کاملاً سرپا و با تکیه بر حیات مستقل خودش تماشاگر را درگیر می‌کند. کیفیت بصری، تصویرهای چشم‌نواز، تدوین و بقیه‌ی ویژگی‌های فنی فیلم به دل می‌نشیند و از حضور کارگردانی آینده‌دار نشان می‌دهد و در نهایت این‌گونه است که حرف بدون مرز در دل‌ها اثر می‌کند.