پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی

شیفت شب

Night shift

۵.۲ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۲۶۵ رای

منتقدان:

۲.۵

امتیاز دهید:

روایت زنی به نام ناهید است که در خیابان‌های تهران به دنبال شوهرش می‌گردد تا راز زندگی‌شان را کشف کند.

کارگردان: نیکی کریمی

نقدهای بلند فیلم شیفت شب

نقد در نگاه اول / روايت جديدی از بازی زيرپوستی


شبنم محمودی شرق
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
اين فيلم قرار بوده در زمره فيلم‌هايي با روايت مدرن در رده فيلم‌هاي موج نوي سينماي ايران جاي‌ بگيرد که نتوانسته است و فيلمي است متاسفانه بسيار ناموفق و امتيازي منفي در کارنامه نه‌چندان پر‌برگ خانم کريمي بازيگر پرکار و کارگردان کم‌کار. اما دليل اين عدم موفقيت چيست؟ بايد ديد که آيا اصلا فيلمنامه کار را مي‌توان در زمره آثار مدرن قرار داد يا نه. راستش نکته‌اي که اين روزها بعد از تماشاي خيلي از فيلم‌هاي ايراني توجه‌ام را جلب کرده ساختارهاي عجيب و غريب است که انگار هرچه ناموزون‌تر باشد بهتر است. نمي‌توان منکر قاعده‌شکني در هنر شد که اين خود باعث به وجود آمدن سبک‌هاي جديد هنري شده است اما قاعده‌شکني با شلختگي و بي‌فکري خيلي فرق دارد. براي نمونه همين اثر خانم کريمي. فيلمنامه قرار است در زمان حال و آينده نزديک بگذرد بدون اينکه چيزي از گذشته به نمايش گذاشته شود و يا شناسنامه‌اي از قهرمانان قصه در اختيار بيننده قرار گيرد. پايان فيلم باز است و زمان نقش چنداني در پيشبرد حادثه ندارد و اصلا مهم نيست که زمان وقوع حوادث شب است روز است يا هر زمان ديگري اما بايد توجه داشت که در اين ساختار هم داستان درست به اندازه سينماي کلاسيک مهم است با اين تفاوت مهم که نوع روايت و قصه‌گويي فرق دارد وگرنه نوشتن يک قصه با اين مشخصات بدون ايجاد گره‌افکني يا وارد کردن يک حادثه در سير داستان که کاري ندارد و از عهده هر کسي بر مي‌آيد. کافي است به داستان اين فيلم توجه کنيم. با ناهيد و فرهاد و دختر و پسري که در پارکينگ با هم قرار مي‌گذارند از همان اول آشنا مي‌شويم. البته اين آشنايي يک چيزي حدود بيست دقيقه طول مي‌کشد و بعد کم کم پاي افراد ديگري به قصه باز مي‌شود که بودنشان هيچ تفاوتي با نبودنشان ندارد- زن همسايه و نوشين دوست ناهيد و مرد آبدارچي – و نکته بامزه اينجاست که بعد از گذشت حدود چهل دقيقه از فيلم بيننده اصلا نمي‌فهمد چه خبر است و براي فرهاد به جز اخراج چه اتفاقي افتاده و همين هم اصلا براي بيننده جذاب و جالب نيست و به جز اينکه فهميده براي فرهاد خيلي اتفاق بدي افتاده است که قرار است همه خانواده‌اش را به قتل برساند و خودش را هم بکشد و مرگ موش خريده و البته اصلا به بيننده ربطي ندارد که بفهمد چرا اين اتفاقات افتاده و چطور ناهيد که در صحنه‌هاي بعدي فردي مسوول و خانواده دوست نشان داده مي‌شود نفهميده که سه ماه است شوهرش بيکار است و او چطور فرد تحصيلکرده‌اي است که اينقدر به نظر ابله مي‌رسد و هزاران سوال ديگر. در ادامه داستان قرار است بيننده بفهمد که در جامعه مشکلاتي وجود دارد و خيلي‌ها در اين چند سال اخير پولدارتر از قبل و خيلي‌ها هم يک شبه فقير‌تر شده‌اند که البته حرف درستي است و اتفاقا موضوعي که مردم جامعه ايران حداقل اين روزها به آن توجه نشان مي‌دهند اما بايد ديد که آيا بيننده مي‌تواند با يک فرد که خود دزد است و از بد روزگار يک شاه دزد به او زده همذات‌پنداري کند يا نه؟ بعد از آن فيلم به ورطه شعار و بي‌منطقي مفرط سقوط مي‌کند. ناهيد مقدار زيادي از پول را جمع مي‌کند که با توجه به قيمت خانه در تهران و پول پيش يک خانه معمولي که ناهيد ساکن آن است و کمک از ديگران مي‌توانند قرض و بدهي فرهاد را جمع کنند و اينجا هم فيلمساز در نشان دادن ناهيد به عنوان يک زن مستقل و فداکار که براي حفظ زندگي‌اش حاضر است هرکاري بکند نيز بي ثمر مانده است چرا که ناهيد همان کاري را مي‌کند که هر زن ديگري در زندگي واقعي اين کار را انجام مي‌دهد و کاري که خاص باشد و از يک قهرمان داستان يا فيلمنامه بر بيايد انجام نمي‌دهد که بيننده را با خود درگير کند. ازهمه اين‌ها مي‌گذريم و به پايان فيلم مي‌رسيم که خود شاهکاري در عرصه ساخت فيلم‌هاي فارسي است! واقعا قرار است چه مفهوم فلسفي يا انتزاعي يا اجتماعي يا اعتراضي پشت موش کشتن با تفنگ باشد؟ يک داستاني که نه سر دارد و نه ته و آنقدر خامدست و سرسري است که حتي لحظه‌اي ذهن بيننده را با خود درگير نمي‌کند تا براي اين پايان به اصطلاح باز يک فاينال در ذهن خود طراحي کند و با شخصيت‌ها همدلي کند چرا‌که هيچکدام از شخصيت‌هاي داستان جذاب نيستند و ريتم فيلم آنقدر کشدار و کند است و داستان آنقدر ضعيف و الکن که حوصله تماشاگر از همان يک سوم ابتدايي فيلم سر مي‌رود. درباره کارگرداني راستش نمي‌دانم چه بايد بگويم چون به عنوان يک بيننده آن حرکات عجيب و غريب دوربين روي دست با لرزش‌هاي عمدي و آن تکان‌هاي بي‌مورد و بازي‌هاي نچسب و بيروني و چند دست و ناهماهنگ و طراحي صحنه عجيب و غريب‌تر که قرار بوده سرد باشد و سردي فضا را القا کند اما فقط بي‌رنگ و روست را اصلا نتوانستم درک کنم و بهتر است آدمي درباره چيزي که هيچ از آن نفهميده اصولا صحبتي نکند! خانم کريمي معتقد هستند که بازي‌هاي فيلم زير‌پوستي است. يا ما تعريف بازي زير‌پوستي را کلا بد فهميده‌ايم يا خانم کريمي بايد يک تجديد نظري درباره کارگرداني در سينما بکنند که اين يکي البته موجب تشکر فراوان است.
بستن

در ستایش بی هدف بودن


علی فرهمند
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

1- اتفاقی که امروزه در سینمای ایران افتاده است، به وجود آمدن موجی از فیلم‌هاست که در عین ِ نیاز به جذب مخاطب عام از طریق یک فیلم‌نامه داستانی، قصد دارند تا به فیلمشان سر و شکل مدرن بدهند. همین طرز فکر ِ ناشی از عدم مطالعه، باعث می‌شود تا در ابتدا با یک فیلم‌نامه قصه‌محور طرف باشیم و پس از طی کردن یک پرده‌ی پر از کشمکش و اوج و فرود، باقی فیلم‌نامه‌ با شخصیت‌هایی کاملاً منفعل در مسیری گنگ که نه دارای نقاط اوج هستند و نه مسیر ِ داستان را از طریق کشمکش به تعادل ثانویه می‌رسانند روایت ‌شود؛ و مانند درام‌های مدرن، شخصیت اصلی را با درونیات خود درگیر می‌کنند و سعی دارند تا به کشمکش فرد با خودش برسند. معمولاً این فیلم‌ها در انتها راه‌حل‌هایی غیر از آنچه‌ها قصد دارند را ارائه می‌دهند و مخاطب با دیدن تیتراژ پایان هاج‌وواج می‌ماند که آیا فیلم به اتمام رسیده است؟ متأسفانه این تئوری نوین (!) سایه‌اش را بر اکثر فیلم‌های سینمای ایران افکنده است و باعث شده تا در جوامع سینمایی بین‌المللی موجب تمسخر عام و خاص شود.

 

2- «فرهاد» مردی به شدت خطرناک است. ظاهراً در کودکی با تفنگ ِ ساچمه‌ای برادر خود را آزار می‌داده و این تمایلات سادیستیک، همراه با «فرهاد» بزرگ شده و حالا برای تخلیه خود نیاز دارد تا دندان‌های همسرش، «ناهید» را خورد کند، یا مچ دست ِ همسایه‌اش را بشکند یا با تفنگ ساچمه‌ای به کشتار موش‌های خیابان روانه شود و یا بدتر از آن، سر یک خرگوش را از تنش جدا کند. سؤال اینجاست که اگر این بیماری از کودکی با «فرهاد» همراه بوده، چطور «ناهید» پس از هشت سال، برای اولین بار است که او را این‌چنین می‌بیند؟ که اگر این‌طور نبود و سادیسم ِ «فرهاد» همیشه قابل رویت بود که همسرش پس از هشت سال به خاطر رفتار شوهرش از دیگران پرس‌وجو نمی‌کرد. ممکن است متذکر شوید که «فرهاد» با یک بحران اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند و پیش از این‌، چنین نبوده است. پاسخ می‌دهم که طبق گفته‌های مادر ِ «ناهید»، «فرهاد» یک حسابدار ِ ساده بوده و همیشه وضعی معمولی داشته است. واضح است که فیلم‌نامه‌نویس برای شروع داستان، بدون هیچ منطقی یک بیمار روانی خلق می‌کند تا قصه‌اش را آغاز کند. مسئله‌ای مهم‌تر نیز وجود دارد؛ به رفتار «فرهاد» با «ناهید» دقت کنید و ببینید چطور با همسر خود صحبت می‌کند. همسری که در ابتدا در جریان هیچ‌چیز نیست امّا باید حرف‌های توهین‌آمیز ِ «فرهاد» را تحمل کند. مشکل اساسی در منطق فیلم‌نامه، چگونگی و چرایی ِ بیماری روانی ِ «فرهاد» است و پس از هشت سال زندگی مشترک، ناگهان «ناهید» با بیماری شوهرش مواجه می‌شود. قطعاً این معضلات ناشی از عدم مطالعه فیلم‌نامه‌نویس درباره علم روان‌شناسی است.

 

3- پس از اینکه بالأخره متوجه می‌شویم که چه مشکلی برای «فرهاد» پیش آمده، همه چیز آشفته‌تر به نظر می‌رسد، در صورتی که این آشفتگی‌ها به پیرنگ داستان ارتباطی ندارد. مثلاً بی هیچ دلیلی باید شاهد دعوای موتورسوار و یک مرد باشیم یا باید جیغ و داد‌ همسایه‌ها و کتک‌کاری «فرهاد» را تحمل کنیم و یا شکستن گلدان توسط مرد ِ «شَرخَر» و واکنش کمیک «ناهید» را مشاهده کنیم. دلیل وجود این صحنه‌های بی‌ربط، این است که بهر حال هر فیلم‌نامه‌ای به اوج و فرود و کشمکش‌های عینی نیاز دارد و این روزها هم که صحنه‌های دعوا در سینما مُد شده است. حالا اگر این صحنه‌ها با پیرنگ اصلی فاقد ارتباط علت و معلولی باشد مهم نیست؛ حداقل «آدرنالین» خون را که افزایش می‌دهد!

 

4- در پرده آخر که باید همه چیز به حالت تعادل بازگردد می‌بینیم که با سرعت و بی‌منطق، بیش از نصف ِ مبلغی که «فرهاد» به شرکت بدهکار است (بیش از سیصد میلیون تومان) از آسمان می‌رسد (!) و تازه مشکل بعدی آغاز می‌شود: «ناهید» باید در خیابان به دنبال «فرهاد» بگردد. در این میان فیلم‌نامه‌نویس شخصیتی را خلق کرده است با نام «پرویز» که می‌تواند «فرهاد» را از طریق ِ «جی‌پی‌اس ِ معنوی» ردیابی کند و به طور شگفت‌انگیزی نشانی «فرهاد» را به دست «ناهید» بسپارد. کمدی‌ترین صحنه فیلم هم صحنه‌ای است که «ناهید» فرهاد را در خیابان پیدا می‌کند که در شیفتی شبانه، مشغول کشتار ِ موش‌های خیابانی است. تیراژ پایان فیلم بر پرده نقش می‌بندد و مهم‌ترین سؤال‌هایی که مطرح می‌شود این است: «فیلم درباره چه بود؟» یا «هدف از ساخت این فیلم چه بوده؟» و «این فیلم چرا باید ساخته می‌شد؟» و...

بستن

شیفت شب: مرگ موش و رنج زنانه


مهدي تهراني
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

شيفت شب در قالب يك درگيري يا بحران زن و شوهري قصد دارد بحران‌هاي اجتماعي و حتي فراتر از آن معضلات ساختاري جامعه را بيان كند و اينجاست كه اصل و فرع ماجرا يا در هم مي‌پيچد و يا اينكه روايتشان ناقص مي‌ماند.

فيلم نيكي كريمي در باره زن و مردي به نام ناهيد و فرهاد است. هر دو تحصيلكرده و ظاهرا شاخص هستند. در همان ابتداي فيلم در مي‌يابيم كه فرهاد يك اختلاف حساب كلان حدود نيم ميليارد توماني در محل كارش داشته و همين سبب اخراجش شده اما ناهيد هيچ خبري از اين موضوع ندارد. بحران كاري فرهاد و بدبختي هايش او را گوشه گير و منزوي كرده و مخفي‌كاري هايش از ناهيد اين ظن را قوي مي‌كند كه اين شوهر سابقا سربه راه و فداكار حالا يا يك معتاد است يا يك دزد و يا حتي يك خائن به كانون گرم خانواده...

داستان در شيفت شب خطي است. در فيلم ملودرام كه ادعاي مدرن بودن دارد اين روند جواب نمي‌دهد. كريمي از يك طرف قصد دارد معما وارد قصه كند و از آن طرف اين معماها اصلا جذابيت ندارند و تماشاگر با آنها همراه نمي‌شود. نه فلاش فورواردي در كار است و نه نگاهي به گذشته. قصه خطي اينگونه يك جاي كار بالاخره مي‌شكند و اين شكست براي فيلم نيكي كريمي متاسفانه در همان بيست دقيقه ابتدايي فيلم روي مي‌دهد.

شیفت شب

نگاه ديگر به فيلم روايت يك رنج زنانه است. اين زن ماجراست كه بدبختي را تحمل مي‌كند. رفتار شوهر سابقا معقولش به كلي دگرگون شده و او ابتدا به ساكن هر چه تلاش مي‌كند نمي‌تواند بفهمد فرهاد شوهرش چه مرگش است؟ او ابتدا به دورترين احتمالات فكر مي‌كند و در جستجوي چيزهايي است كه تماشاگر مي‌داند وجود ندارد. مثلا خيانت شوهرش يا معتاد شدن وي و چيزهاي ديگر. بدترين مورد اين است كه ناهيد شك مي‌كند كه مبادا شوهرش قصد خودكشي داشته باشد.سرانجام بعد از سه ماه ناهيد در مي‌يابد فرهاد 500 ميليون تومان كم آورده و از محل كارش اخراج شده و از اين جا به بعد است كه تمام همت خود را مصروف اين مهم مي‌كند كه دارو ندارشان را بفروشد و مبلغ بدهي شوهرش را فراهم كند.

شيفت شب در روايت مشكلات اجتماعي خانوادگي و اجتماعي موفق نيست چون هيچ كاراكتر واقعي به جز ناهيد با بازي خوب ليلا زارع ندارد كه رو كند. فروتن در نقش فرهاد واقعا يك بازي تصنعي دارد و مهرباني و به ويژه عصبانيتش در طي فيلم بدجوري توي ذوق مي‌زند. كاراكترهاي زائد نيز تا بخواهيد در فيلم فراوانند. كه البته قرار بوده مثلا بخشي از مشكلات و يا نماد اين مشكلات در اجتماع باشند.ديوانه بازي‌هاي دختر و پسري و گلاويزشدن‌هاي جوانان در كوچه و خيابان همگي داستانك‌هايي بي‌ربط و شعاري هستند. بدبختي اينجاست كه خود كارگردان فيلم يعني نيكي كريمي در مقام بازيگر؛ جزو بيكاره‌هاي فيلم شيفت شب است. اين فيلم را بدون نيكي كريمي و آتيلا حجازي و حتي طرلان پروانه تصور كنيد! بله هيچ اتفاقي بدون حضور آنها نمي‌افتد چون هيچ دخلي جز كشدار‌كردن فيلم ندارند.

ادا و اطوار‌هاي موج نويي نيز در شيفت شب كم نيستند. در سينماي مدرن شما ممكن است به سبب استعداد خاص و يا تجربه‌هاي قبلي قواعد ژانر را ناديده بگيريد و در خلق داستان اصلي به نحوي داستانك‌هايتان را سرو شكل بدهيد كه منطق هم بدنبال آن قرار بگيرد. حتي ممكن است در مقام كارگردان شما يك يا دو كاراكتر به داستانك اضافه كنيد كه اگرچه حضوري دفعتا دارند اما تاثيرشان بر پيشبرد فيلم انكار ناپذير جلوه گري مي‌كند. كارهاي اوليه برادران كوئن و فيلم‌هاي كريستوفر نولان بهترين مثال در اين رابطه هستند. سينماي مدرن و سينمايي كه نخواهد از قواعد ژانر بهره ببرد بايد از يك نابغه يا يك استعداد شگرف پشت دوربين بهره ببرد و ضمنا فيلمنامه‌اي در حد اعلا داشته باشد.  تنها خوب بودن كافي نيست. كارگرداني ششدانگ در اين نوع سينما حرف اصلي است. وگرنه ادا و اصول در سينماي مدرن جز سقوط فيلم نخواهد بود. نيكي كريمي در شيفت شب شديدا در اين زمينه كم آورده است.

از سويي ديگر زمان و مكان در هر فيلمي يا بايد تعريف شود و يا اگر به دلايل منطقي سازنده بي خيال اين دو عنصر حياتي فيلم باشد بايد فيلم قهرمان محور بسازد. يا حداقل زمان را به مكان و مكان را به زمان ترجيح دهد. در شيفت شب نه از نظم زماني خبري هست و نه از نظم مكاني. همه چيز درهم و برهم است. در واقع اسم فيلم نيز غلط انداز است. شيفت شب مي‌توانست هر اسم ديگري نيز داشته باشد. وقتي ساختارها هيچ تقارني و هماهنگي باهم نداشته باشند فرقي نمي‌كند كه شما روي پرده؛ بازيگر نام آشنايي مثل نيكي كريمي ببيند يا يك بازيگر گمنام. تماشاگر اين فيلم را نخواهد پسنديد. يا حداقل تماشاگر شاخص و منتقد؛ فيلم را برنخواهد تابيد.

پرداخت شخصيت‌ها در شيفت شب ناقص است. روايت خطي و تدوين خطي كار را بيش از پيش آشفته كرده است. تماشاگر ناهيد و فرهاد را در همان سكانس افتتاحيه مي‌شناسد. چند كاراكتر فرعي نيز تا نيم ساعته اوليه به او معرفي مي‌شود و در نهايت تنها چيزي كه نصيب بيننده شده اين است كه اين فرهاد يك شوهري بوده كه الان از محل كارش اخراج شده. و حالا ممكن است برود و همه خانواده‌اش را بكشد و سر آخر خودش را نيز ناكار كند و تمام. خب اين پيرنگ و داستانك‌هاي ناقص چه اطلاعاتي به بيننده مي‌دهد كه برايش جذابيت و همذات پنداري آتي پديد بياورد؟ جالب اينجاست كه عامل كشنده و آلت قتاله! نيز به تماشاگر معرفي مي‌شود: مرگ موش! قرار است فرهاد از اين مرگ موش براي خودكشي خود و خاتواده اش بهره ببرد و اين در حالي است كه ناهيد اصلا نمي‌داند چه شده و چه بلايي سر شوهرش آمده و هنگامي كه انواع سو ظن‌ها به او مي‌برد تازه مي‌فهمد كه كه فرهاد كارش را از دست داده و حالا اين زن تلاش مي‌كند هر طور شده 500 ميليون فراهم نمايد حالا يا با فروش خانه و يا رو كردن پس اندازهاي قبلي! و مرگ موش نيز هنوز در كف فرهاد ماجراست.

ضعف اساسي ديگر شيفت شب كه از همان ابتدا روي اعصاب است؛& همان دوربين روي دست و لرزش‌هاي عمدي است. واقعا اين كار يعني فيلم؛ يك فيلم مدرن است؟ لرزاندن دوربين و گرفتن نماهاي روي دست به چه معناست؟ از داستان اصلي فرهاد و ناهيد كه بيرون بيائيد داستانك‌هاي بي ربطي كه مثلا قصد داشته‌اند معضلات اجتماعي را نشان دهند شاهد هستيم كه هيچ سروتهي ندارند و صرفا با همين لرزش‌هاي دوربين مي‌خواهند سر تكان دهند.

سكانس پاياني نيز واقعا مشمئز كننده است. در حالي كه فرهاد و ناهيد مثلا مشكلات را از سرگذرانيده و بهار زندگيشان از سر گرفته مي‌شود اين موش بدبخت است كه بايد با گلوله يك تفنگ ساچمه اي مغزش پرانده شود. مرگ موش حقيقي اينجاست. نه آن مرگ موشي كه فرهاد قصد داشت با آن خانواده و خودش را ناكار كند.

شيفت شب فيلمي شعاري و پر از داستانك‌هاي بي پيرنگ و مغشوش است. تنها امتياز فيلم بازي خوب ليلا زارع در نقش ناهيد است. نقشي كه البته به تنهايي نمي‌تواند يك فيلم پرمدعاي ظاهرا مدرن را نجات دهد.

بستن

فمنیسم به توان ابدیت


امیرمحمد بامداد ماچیانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

سینما،رسانه ای آزاد برای بیان عقاید یک فرد با هر گرایش فکری ست،اما بیان عقاید و عرضه ی تفکر،هیچگاه به معنای تخریب شخصیت ها،جنسیت ها و یا اصولا زیر پا گذاشتن موازین اخلاقی و دیدگاه های مخالف نیست.ما تنها موظف و مسئول در عرضه ی دیدگاه های خودمان میباشیم،فی الجمله اگر نقدی هم بر دیدگاه مخالف وجود داشته باشد باید در قالب فکری ما و با لحن و ادبیات گرایش فکری ما عرضه شود.شیفت شب ساخته ی بانو نیکی کریمی،از جمله فیلم هایی ست که رسانه را دستمایه ی تفکر مخرب خود کرده است، وی در تمام مدت فیلم در ارائه ی محتوای خود به صریح ترین حالت ممکن مردان را موجوداتی ظالم و در عین حال بی مسئولیت و مخل بنیان خانواده و اسیر زنان و محصول حمایت زنان نشان میدهد.این فیلم به صراحت یک سیاه نمایی اجتماعی در زمینه ی اخلاقی و تبعیض میان جنسی است.
آنچه روال معمول نقدهای حقیر است،فیلم را در دو بعد فنی و جامعه شناختی تحلیل و بررسی میکنیم.اما پیش از آن لزوم ذکر این نکته را واجب میدانم که در مقام یک منتقد هیچ دیدگاه ضد زن یا احیانا نگرشی از بالا به پایین به جنس مخالف نداشته و تنها نگرش اجتماعی فیلمساز محترم را در این حوزه محکوم به افراط گرایی میکنم.
هنگامی که از نقد یک فیلم آن هم در حوزه ی فنی صحبت میکنیم،ابتدا به امر باید به سراغ فیلمنامه یعنی پی ریزی و بنیان یک فیلم برویم. شیفت شب،در مقام ایده یک داستان روایی مناسب است،اما در مقام پرداخت، روایتی گسسته از چند فراز و نشیب و یا بعبارتی گسست انتظار در فیلم نامه میباشد.روایت داستان روایتی خطی ست،در روایت های خطی داستان حول محور اشخاص میگردد،و اتفاقات کنش میان یک شخص با جامعه یا یک شخص با خودش است.زوایای پرداخت محدود است اما وسعت پردازش شخصیت ها در روایت خطی یک فیلم نامه میتواند بسیار گسترده باشد.در شیفت شب،این شخصیت پردازی بسیار محدود و گنگ انجام میشود و تنها شخصیت ناهید (لیلا زارع) پرداختی متوسط و پرسوناژی قابل قبول به خود پذیرفته است.و نویسنده فرم را اسیر محتوای فمینیستی خود کرده،و متاسفانه در آن قسمت نیز موفق نبوده و با لکنتی سرشار از سیاه نمایی و افراط تنها به بزرگنمایی و اغراق مسائل دست زده است. از فیلم نامه که بگذریم،یقینا مسئله کارگردانی به میان میآید.شیفت شب،میتوانست حاصل کار یک هنرجوی سینما بعنوان یک پایان دوره و یا یک پروژه ی میان ترم سینمایی ارائه شود، اما در قامت یک فیلم آن هم برای کارگردانی که خود روزی بازیگری مطرح بوده و تجربه ی سینمایی و حتی کارگردانی را پیش از این پشت سر گذاشته است،از لحاظ کارگردانی بسیار متوسط و ناشیانه است.میزانسن های نامشخص، عدم برقراری ارتباط تصویری با موضوع و دیگر مسائلی که اشاره به آنان تنها ارزش کار کریمی را زیر سوال میبرد. اما بازیگران در مقام بازیگری یقینا بازی قابل قبولی ارائه دادند،بازی ستودنی خانم زارع هر چند در سبک یک کپی برداری از بازی لیلا حاتمی یا نگار جواهریان و یا در قالبی فراتر ساره بیات است اما بسیار تاثیر گذار و دارای دید خاصی نسبت به سوژه ها میباشد.محمدرضا فروتن هیچگاه از قالب ثابت خود بیرون نیامد و سینمای فروتن از ابتدا تا انتهای دوران بازیگری وی همیشه به یک منوال بوده است.
اما در یک نتیجه گیری کلی،فیلم چه محتوایی را به مخاطب عرضه میکند؟فیلم مخاطب را ساده لوحانه به یک امیدبخشی سطحی در انتهای فیلم میرساند که به مدد انفاس قدسی چند صد میلیون ناگهان نزول اجلال میکنند بر کرسی مشکلات این خانواده و خانم ناهید نیز در نقش یک زن به مثابه کوه تمام مشکلات خانواده را حل میکند و شوهر محترم ایشان هم با تفنگ ساچمه ای موش میکشد.میتوان این فیلم را عکس نقیض یک کمدی تراژدیک فرض نمود.
اما گمان میکنم این فیلم در حوزه ی اجتماعی حرف های بیشتری برای گفتن دارد، زمانی که آغاز این سطور را رقم میزدم،به دنبال تیتری مناسب برای این نقد میگشتم،نمیدانشتم میان رنج های یک زن و مشکلاتی که در طی یک زندگی تقبل میکند، سر به نشانه ی تاسف تکان بدهم یا آنکه این افراط در تخریب مرد را مورد انتقاد قرار بدهم،در هر حال بدان نتیجه رسیدم که بخشی از فیلم را بعنوان واقعیت بپذیرم،اما به بخشی دیگر نقد وارد کنم که یقینا همان سیاه نمایی یا از نظر بسیاری روشن فکری ست.(البته که هیچگاه روشن فکری و سیاه نمایی در کنار یکدیگر همنشینی مسالمت آمیزی نخواهند داشت).آنچه واقعیت فیلم است،تلاش یک زن برای حل مشکلات شوهر و خانواده ی خویش است،در واقع مدلاسیون یک زن ایرانی هر چند هم که مدرنیته در او تاثیر گذاشته باشد و اسیر شبکه های ماهواره ای بنا بر آنچه در فیلم شاهد آن بودیم_باشد،باز هم یک زن با غیرت ایرانی ست و برای حل مشکلات خانواده و آرام کردن جو خانواده دست به هر کاری میزند.اما اینکه یک زن با آن صلابت سه ماه از نزدیکترین فرد در زندگی خود بی خبر باشد،در حالی که در نزدیک ترین شرایط روحی و جسمی با او قرار دارد،نکته ی عجیبی ست که جای بسی تامل دارد.از یک سو بحرانی را به تصویر میکشد که حاصل آن گسست درون خانوادگی ست،اما از یک سو بسیار اغراق آمیز زن ایرانی را درون گرا نشان میدهد،در حالی که زن ایرانی به حدی برون گراست که نمیتوان کرانی برای آن تعیین نمود.مگر میشود ناهید با آن همه مشکل با مادر و خواهرش حتی مسائلش را در میان نگذارد؟این مدل یک زن ایرانی نیست،اصلا و ابدا این مدل یک زن نیست،این شخصیت چه چیزی را با سکوت خود ثابت میکند؟همبستگی از ارکان یک خانواده ی ایرانی ست.تلاش این زن ستودنی ست اما چرا اینقدر دیر؟
فروتن و بازی وی در این فیلم واقعا مرا یاد جمله ی خودش در جشنواره می اندازد: " دیگر خسته شدم از بس در فیلمهایم زن ها را کتک زده ام". فروتن در این فیلم چه میکند؟ به راستی او یک پدر است یا یک مرد است؟ این شکاف میان وی و همسرش از کجا نشات میگیرد؟ما در فیلم شاهد آن هستیم که وی هیچ محبتی نسبت به فرزند خودش نشان نمیدهد.آیا یک پدر و یا اصولا یک مرد در خانواده ی ایرانی همچین جایگاهی دارد؟
اما یکی از دردناک ترین صحنه های این فیلم که به نظرم جای تامل و حرف بسیار دارد،لحظه ی کتک زدن ناهید توسط همسرش است و اینکه میخواهد وی را با شالش خفه کند.خشونت علیه زنان امری واقعی ست.خشونت در خانواده های ایرانی از مرز هشدار نیز گذشته است.این مسئله و حمایت از حقوق زنان مسئله ی مهمی ست.اما سینما کات دارد.لزومی بر نشان دادن این بیرحمی مرگبار در این صحنه از این فیلم نبود،تنها یک استیصال و یک حمله بسمت ناهید میتوانست پایان این سکانس را رقم بزند.
شیفت شب،مخاطب را سردرگم میکند.نیکی کریمی رنج را درک نکرده است.نیکی کریمی جنس بدبختی را نمیفهمد._تا غمت پیش نیاید،غم مردم نخوری_.این سبکبارانه ترین مسئولیت اجتماعی یک فیلمسار است که در حدود یکساعت و اندی حال کمی بیشتر یا کمتر مخاطب را حداقل دچار یک تحول سطحی کند.اما شیفت شب،مخاطب را تنها به سخره میگیرد.تجربه های سینمایی پس از انتشار کارنامه ی فکری یک سینماگر را رقم میزنند،نیکی کریمی با ساخت این فیلم در ذهن مخاطبان وی،یک کارگردان افراطی در مسئله ی حمایت از زنان است.هر چند که ما بر آن باوریم که جایگاه زنان در این مملکت کمی تا قسمتی نادیده گرفته شده است اما رشد های اخیر زنان ایرانی هیچگاه در قاب دوربین کارگردانان به ظاهر حامی زنان قرار نگرفته است.کمی خوش بینانه گره از انبان عقایدمان باز کنیم.

بستن

نقدهای کوتاه فیلم شیفت شب

نویسنده

شبنم محمودی شرق

فيلمنامه قرار است در زمان حال و آينده نزديک بگذرد بدون اينکه چيزي از گذشته به نمايش گذاشته شود و يا شناسنامه‌اي از قهرمانان قصه در اختيار بيننده قرار گيرد. پايان فيلم باز است و زمان نقش چنداني در پيشبرد حادثه ندارد و اصلا مهم نيست که زمان وقوع حوادث شب است روز است يا هر زمان ديگري اما بايد توجه داشت که در اين ساختار هم داستان درست به اندازه سينماي کلاسيک مهم است با اين تفاوت مهم که نوع روايت و قصه‌گويي فرق دارد وگرنه نوشتن يک قصه با اين مشخصات بدون ايجاد گره‌افکني يا وارد کردن يک حادثه در سير داستان که کاري ندارد و از عهده هر کسي بر مي‌آيد.

نویسنده

مسعود فراستی

آن هم فیلم اولی است(؟!). گناه دارد. دوربین روی دستش دیگر معرکه است. چقدر استیصال؟ مجبورید مگر فیلم بسازید. این همه کار در عالم هست. مثلا بازیگری…

نقدهای مردمی فیلم شیفت شب

فیلمی متوسط با پایان خوش


مهدی صالح پور
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

آخرین ساخته تنها هنرمند زنِ جشنواره سی و سوم، یک فیلم معمولی بود. شیفت شب، روایتِ مصائب زنی که همسرش دچار مشکلاتی شده اما چیزی نمی گوید؛ پر از تعلیق است و در انتها هم، با یک پایان خوش، مخاطبانش را بدرقه می کند. قصه اصلی بسیار جذاب و پرکشش است؛ جایی که محمدرضا فروتن بعد از یک گافِ کاریِ ۵۰۰ میلیون تومانی، به بحران می خورد اما این مسئله را با همسرش درمیان نمی گذارد. همه عوامل دست به دست هم می دهد که به لیلا زارع ثابت کند که شوهرش یا دارد به او خیانت می کند یا معتاد شده و احتمال دارد که خودکشی کند! نیمه اول، در پی یافتن چرایی سکوتِ فروتن، مخاطب قصه را به خوبی دنبال می کند اما در نیمه دوم، خرده داستان ها و پایان بندی، بسیار کش دار و کند پیش می رود و کمی آزار دهنده می شود.

نیکی کریمی در آخرین فیلمش می خواهد تعداد زیادی از مشکلات جامعه را به نمایش بگذارد اما در این راه موفق نیست. دعواهای بی منطقِ خیابانی یا دختر و پسری که مخفیانه در آسانسورِ ساختمان شیطنت می کنند، خرده پیرنگ های مناسبی برای شیفت شب نیستند. خرده پیرنگ هایی که ارتباط کمتری با قصه اصلی دارند و کمکی هم به داستان نمی کنند. تدوین غیرخطی و متفاوت کریمی در این فیلم هم که فلاش بک و فلاش فوروارد ندارد را نه می توان نقطه قوت دانست و نه نقطه ضعف؛ درست مانند حضور خودش و آتیلا حجازی که معلوم نیست ارتباطشان با قصه اصلی در کجاست؟ بازی لیلا زارع بسیار دیدنی و شگفت انگیز است. زارع التهاب ها و استرس های نقشش را خوب از آب درآورده؛ اما بازی فروتن چیز خاصی ندارد. صدایش که همان صدای فیلم های دهه ۷۰ است، جنس عصبانیتش هم کاملاً مصنوعی و نچسب! اما امیرحسین آرمان، فراتر از انتظار ظاهر شده است. نه از انفعال من مادر هستم نشانی دارد و نه از بازی های بی خاصیتش در فیلم های دیگرش!

شیفت شب

من به شبفت شب، سومین اثر نیکی کریمی، نمره ۶ از ۱۰ ، یا ۳ ستاره می دهم.

نقطه اوج: خرده پیرنگِ تفنگِ ساچمه ای، و تیر خلاصی که در انتهای فیلم به مخاطب می زند، نقطه اوج شیفت شب است… هر چند شاید پایان خوشش به مذاق خیلی ها خوش نیاید.

نقطه ناامیدکننده: ترلان پروانه، نیکی کریمی و آتیلا حجازی سه نفری هستند که نه کمکی به روند قصه می کنند و نه بازی خاصی انجام داده اند. جز یک دیالوگ با مضمون خوش و بر و روییِ نیکی کریمی که از زبان فروتن می شنویم(!)، حضور او در فیلمش کارکرد دیگری ندارد!

بستن

با شیفت شب زندگی درست برخورد کنیم!


سیدمحسن میرزاترابی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

نیکی کریمی بازیگر ۴۴ ساله سینمای ایران که در فیلم های متعددی به ایفای نقش پرداخته است، این بار با چهارمین فیلم سینمایی خود «شیفت شب»، بر روی پرده سینما ظاهر شده است.

شیفت شب داستان زندگی ناهید است. مدتی است فرهاد رفتارش عوض شده، تندخو و پرخاشگر شده است، حوصله زندگی ندارد. ناهید متوجه می شود فرهاد فریب یکی از همکارانش را در شرکت خورده و پانصد میلیون تومان از حساب شرکت برداشته اند تا از ترکیه پرده وارد کنند و یک ماهه پول را سرجایش بگذارند. رفیق فرهاد بعد از گرفتن پول متواری می شود. فرهاد در صدد جور کردن بدهکاریش به شرکت است. ناهید به او کمک می کند تا زندگیشان را دوباره بسازند…

فیلم شیفت شب

نکاتی چند پیرامون این فیلم ذکر شدنی است:

۱- شیفت شب از نظر هنری ایرادات بسیاری دارد. از جمله ریتم بسیار کند فیلم که به واقع تماشاگر احساس خستگی و کسلی می کند. شخصیت پردازی فوق العاده ضعیف کاراکتر های فیلم. مخصوصا حضور دو سکانس خانم کریمی و دیالوگهای بی ربطشان با ناهید. البته آتیلا حجازی هم دو سکانس بدون دیالوگ حضور دارد. باز هم دوربین روی دست در فیلمی که اصلا احتیاج به این تکنیک ندارد. اگر هم کارگردان تشخیص می دهد دوربین روی دست باشد بهتر است از فیلمبرداری نسبتا حرفه ای استفاده کند که اینقدر دوربین تکان تکان نخورد. فیلمنامه ای ضعیف که ارتباط بین دیالوگ ها مشخص نیست. ناهید وسط صحبت با مادر خود ناگهان می گوید: «تازه آدم میفهمه کسی که عزیزترینشه چقدر ازش دوره» دیالوگی بی ربط به سایر گفتگوها.

در کل از نظر هنری اصلا حرفی برای گفتن نداشت و به قول فراستی عزیز: «مجبورید مگر فیلم بسازید؟ این همه کار در عالم است. مثلا بازیگری»

۲- شیفت شب روایت زنی است که برای بقای زندگی خود می جنگد اما بدون شوهر. فرهاد همه ماجرا را سه ماه از شریک زندگی خود پنهان کرده است. مقوله ای که متاسفانه در خیلی از خانواده ها رواج دارد. پنهان کاری زوجین از یکدیگر بیشترین اثر را در از بین رفتن اعتماد متقابل دارد. اعتمادی که باید پایه و ستون زندگی باشد با پنهان کاری در حال فرو ریختن است. اما ناهید جسورانه این پایه را نگه میدارد و به شوهرش برای حل مشکل بدون آگاهی او کمک می کند. شیفت شب روایت مردی است که برای رسیدن به خوشبختی مسیری غیر از صلاح را انتخاب کرده است. توهم یک شبه ره صد ساله را رفتن در بین جوانان ما به وضوح یافت می شود.

۳- شیفت شب بر خلاف فیلم های رایج که انتهایی باز دارند، به نظر من انتهایی بسته دارد و آخر فیلم معلوم است. ناهید با فروش اثاث منزل و باز پس گیری پول رهن و کمک برادر فرهاد، به فرهاد کمک می کند تا بدهی اش را بپردازد. این یعنی امید به ادامه با هم بودن. شاید اگر این فیلم با خودکشی یکی از طرفین به پایان می رسید، اقبال عمومی به آن بیشتر می شد چراکه به نوعی عادت کردیم در این فضا فیلم هایی سیاه ببینیم. اما شیفت شب روایت امید جاری در زندگی ناهید و فرهاد است. فرهاد حتی بعد از اخراجش از کار، کارهای متعددی را انجام می دهد. حتی موش کشی در سطح شهر تهران با تفنگ ساچمه ای!! البته این آخری را باید بررسی کرد که وجود دارد یا نه. به هر حال شیفت شب روایت زندگی هایی است که اگرچه زوجین اشتباهاتی دارند اما سعی در جبران آن هستند و برای بقا می جنگند. پایان فیلم راه حل مشکل ناهید و فرهاد را به راحتی نشان می دهد به گونه ای که یک ربع انتهایی فیلم همه مشکلات حل می شود. شاید این برداشت را بشود کرد که:

به جای آنکه مشکلات را آنقدر برای خود بزرگ کنیم، با کمی فکر و تامل درباره مشکلات راحت آنها را می توان حل کرد.

بستن

گذری بر فیلم "شیفت شب"


Erfan erfan.amirsoleimany@gmail.com
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

گذری بر فیلم "شیفت شب"

پایم را که از سینما بیرون گذاشتم اولین چیزی که به ذهنم رسید ساخت یک فیلم در اسرع وقت بود. بعد از تماشای فیلم "شیفت شب" این حس به من دست داد که به راحتی می توانم یک فیلم بسازم و در سینماها به نمایش بگذارم. فیلم به حدی در اوج خداحافظی می کند و به پایان می رسد که انگار یک سریال است و این داستان ادامه دارد. از نظرات دیگر تماشاگران داخل سینما بعد از اتمام فیلم صحبتی نکنم بهتر است. دوربین روی دست دیگر واقعا از آن کارها بود واقعا یعنی چه؟ برای نشان دادن ترس و استرس و دلهره از اله مان های دیگری هم می شود استفاده کرد بهتر است خودمان را محدود به یکسری کارها نکنیم مثلا نگوییم دلهره و نگرانی را فقط با دوربین روی دست می توانیم به مخاطب منتقل کنیم.

ابتدا به معرفی فیلم می پردازم که با کلیات فیلم آشنایی پیدا کنید. فیلم "شیفت شب" به کارگردانی نیکی کریمی که چهارمین فیلم اوست اما این بار تم مستند گونه ای ندارد. این فیلم در شصت و نهمین جشنواره فیلم ادینبرو اسکاتلند و سی و یکمین جشنواره فیلم ورشو لهستان حضور داشت. محمدرضا فروتن و لیلا زارع نقش های اصلی را به عنوان یک زوج در "شیفت شب" بازی می کنند. پخش این فیلم بر عهده ی رسانه فیلمسازان مولود است. نیکی کریمی پیش از این فیلم، ساخت فیلم های "یک شب"، "چند روز بعد" و "سوت پایان" را در کارنامه ی خود ثبت کرده است. این فیلم در بخش سودای سیمرغ سی و سومین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و توانست دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن (لیلا زارع) و جایزه ویژه هیات داوران برای نیکی کریمی به عنوان نویسنده کارگردان و تهیه کننده را کسب کند. موضوع فیلم جدید نیکی کریمی روایت زنی ست به نام ناهید که در خیابان های تهران به دنبال شوهرش فرعاد می گردد تا رازهای زندگیش را بیابد و دلیل بی حوصلگی های او را پیدا کند.

زن(ناهید) کنجکاو است تا درباره ی خستگی ها و بی حوصلگی های فراوان شوهرش(فرهاد) بداند و این کنجکاوی منجر به کشف اشتباه هولناک مرد می شود و بعد از چند بحران زناشویی داستان با گذشت و فداکاری ناهید روند بهبودی پیدا می کند. اما نکته ی قابل توجه این است که فیلم همین است و به عمق نمی رسد. لحظه های به یاد ماندنی ندارد و در حد خودش باقی می ماند. شاید به این خاطر که نیکی کریمی خیلی کارگردان حاذقی نیست و به همین خاطر هم هست که خیلی او را جدی نمی گیرند. اما اشاره به زن همسایه ی مطلقه _که نقش آن را خود نیکی کریمی بازی می کند_ ، رفت و آمدهای پنهانی گوشه و کنار پارکینگ، اله مان هایی مثل دوختن لحاف و رانددگی مزون عروس و ... نشان از دقت نگاه فیلم ساز و فیلمنامه نویس دارد ولی همین پتانسیل ها با تمهید های سرسری مانند پیدا کردن کارت محل کارت مرد در کیف زن یا حل بخشی از مشکل با پول خواهر و یا پنهان شدن در کمد و ... مخدوش می شود. محدوده ی فیلم بسیار کم است می شد با پیچیدگی های بیش تر در فضای درام و انگیزه های شخصیتی این محدوده را وسیع تر و پر و پیمان تر کرد.

نیکی کریمی همچون آثار گذشته اش نشان داده است که دغدغه مسائل اجتماعی را دارد و در همین فیلم "شیفت شب" هم با یک داستان زن محور نوشته خودش و علی اصغری این دغدغه را پررنگ تر نسبت به قبل به تصویر کشیده است. در مرکز این درام زنانه "ناهید" با بازی لیلا زارع قرار دارد که فیلمبرداری علیرضا برازنده و موسیقی کارن همایونفر تماشاگر را با لحظات شک و ترس و دلهره و تردید این زن همراه می کند. نقطه مقابل این او "فرهاد" همسرش قرار دارد که محمدرضا فروتن این نقش را به عهده دارد. مردی که ورشکسته است و میلی به زندگی و خانواده اش ندارد. علاوه بر این دو بازیگر بازیگرانی چون گوهر خیراندیش، سحر قریشی، امیر آقایی و امیرحسین آرمان در نقش های مادر ناهید ،خواهر ناهید، طلبکار و برادر شوهر ناهید هستند که هر کدام از آن ها در دامن زدن به حوادث و یا آرام کردن ناهید نقشی دارند و باعث می شوند که ناهید تا آخرین لحظه در تب و تاب باشد. "شیفت شب" با داستانی که دارد و پرده برداری اش از راز فرهاد بر این مسئله تاکید می کند که برای داشتن یک رابطه مستحکم و جامعه ای سالم باید از حال هم باخبر بود و از یکدیگر حمایت کرد. نیکی کریمی از آنجایی که افکار فمنیستی اش را در فیلم خود گنجانده است می توان گفت فیلم از آنجایی برایش جذاب می شود که شخصیت خود را زنی انتخاب می کند که با وجود سختی ها و دشواری های زندگی اش در کمال استیصال پشت مرد خود می ایستد و او را حمایت می کند و قصد ترک وی را ندارد در حالی که اگر سری به دادگاه های خانواده بزنیم متوجه می شویم که حتی برای مشکلات کوچک تر از این هم زن قصد جدایی را دارد و توان ادامه زندگی با مشکلات را به همراه همسرش ندارد، اما ناهید قصه ی ما کاملا برعکس عمل می کند و نه تنها همسرش را تنها نمی گذارد و رها نمی کند بلکه دنبال کارش را می گیرد و در پی حفظ بنیان خانواده اش شب و روز در خیابان ها در تلاش است تا به راه حلی برای نجات زندگی اش برسد. کارگردان برای نشان دادن لحظات سخت و دشوار ناهید با استفاده از فیلمبرداری موسیقی و صدا توانسته این کار را برای خودش آسان تر کند و پیچیدگی های ذهن مشوش ناهید را با این عناصر نشان دهد. نیکی کریمی در "شیفت شب" سعی در نشان دادن مشکلات اقتصادی درون جامعه و باز کردن مشکلات درون جامعه بعد از تحریم ها را دارد که چه بلایی سر مردم آمده و آن ها چگونه با این مسائل و مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. کارگردان با توجه به افکارش نقش اول را یک زن انتخاب می کند تا بگوید در تحکیم و انسجام خانواده زن نقش اصلی و مهم را ایفا می کند و توانایی های یک زن در یک خانواده فراتر از آن چیزی ست که ما در جامعه می بینیم. در واقع این افکار بسیار به افکار فمنیستی او نزدیک است. اگر کمی در عمق فیلم در لحظات پایانی فرو برویم و دقت کنیم و در همین حین فیلم اصغر فرهادی را به یاد آوریم متوجه این مهم می شویم که نیکی کریمی یک تقلید مغلوط از سبک پایان باز اصغر فرهادی کرده است. در جدایی نادر از سیمین فرهادی شاهد بودیم در پایان فیلم انتخاب با خود بیننده است که دختر پیش پدر می رود یا مادر، اما در شیفت شب ما هیچ حق انتخابی نداریم و در اوج داستان تیتراژ پایانی فیلم را مشاهده می کنیم و این نشان دهنده این تقلید اشتباه است. فیلم زمانی تمام می شود که ناهید همسرش را پیدا می کند و او را در حال کشتن موش ها با تفنگ می بیند که یکی از شغل های شهرداری تهران است و این فرصتی می شود تا پس از چند روز غیبت فرهاد اکنون با او به سخن گفتن بنشیند و حرف های مهمی را به او بزند اما بدون دانستن آن چه میان این دو رد و بدل می شود فیلم به اتمام می رسد. به قول بعضی این همه کار در این وجود دارد چرا حالا کارگردانی؟ چه اصراریست؟ مگر بازیگری ایرادش چیست که رو به کارگردانی آوردید؟ دوستی دیگر هم می گفت که تهیه کننده این فیلم کیست؟ گفتم خودش نیکی کریمی. در جواب گفت می دانستم که کسی حاضر نیست روی این فیلم سرمایه گزاری کند!

اینکه نیکی کریمی به ساخت فیلم سینمایی با مضمون اجتماعی آورده خود جای بحث دارد که چرا اجتماعی؟ سینمای ما به اندازه کافی فیلمسازان اجتماعی دارد که بتوانند نیاز مخاطب را بر آورده کنند اما آنچه نایاب است فیلم سازانی با سبک خاص است. فیلم کریمی بدون داشتن ویژگی خاصی متمرکز بر مضمون و روایت قصه است. همین که در بعضی لحظات دقت کنیم می بینیم در قسمت هایی از فیلم اشتباهات فاحشی صورت گرفته است مانند مهربان شدن طلبکار خشن و تندخو که داد و بیداد راه انداخته بود با ایجاد ترس و وحشت در دل ناهید قصد ترساندن او را داشت و حتی یکی از وسایل خانه را هم شکاند که بسیارغیرقابل باور است و با عقل جور در نمی آید که آن امیر آقایی شرخر با خریدن یک گلدان شیشه ای بشود انسانی پشیمان و درستکار و مهربان. اما از همه ی این ها که بگذریم نکته ی قابل توجه بازی زنانه و زیر پوستی لیلا زارع است که میان بازیگران این فیلم برجسته است.

صحبت های نیکی کریمی درباره فلیم جدیدش "شیفت شب"

خیلی ها فیلم سازی من را جدی نمی گیرند. 10 سال است که کارگردانی می کنم اما فیلم سازی من را جدی نمی گیرند و این موضوع باعث شده خیلی ها گمان کنند من فیلم اولی هستم. چرا نباید من را در لیست کارگردان ها قرار دهند؟

فیلمنامه این طرح را در مدت زمان یک ماهه نوشتم مراحل پروانه ساخت انجام شد و شهریور ماه 93 آن را بازنویسی کردم. به موازات طی شدن مراحل پیش تولید به دنبال بودجه بودیم و در نهایت مهر امسال "شیفت شب" را کلید زده و در 45 جلسه فیلمبرداری کردیم. نیکی کریمی در ادامه اضافه کرد: به هیچ عنوان در فیلم شعار زدگی دیده نمی شود. این فیلم مسائل جامعه را در زمان بحران ها و مشکلات ناشی از تحریم های اقتصادی نشان می دهد. در این فیلم تاثیری که جامعه بر کانون خانواده می گذارد برایم مهم بود و می خواستم آن را نشان دهم. وی افزود: بازی بازیگران در "شیفت شب" نه تنها گل درشت نیست بلکه کاملا زیر پوستی است. در فیلم من، شخصیت زن محترم، فداکار و مسئول است. "شیفت شب" درباهر یک زن ایرانی است که خود را در کانون خانواده نشان می دهد. مخاطبان ما فیلم هایی را می پسندند که شبیه به خیانت های موجود در جامعه است اما من ترجیح می دهم در مورد درد جامعه صحبت کنم و فیلم بسازم.

حاشیه های "شیفت شب"

محمدرضا فروتن درباره نقشش در فیلم «شیفت شب» گفت: در این فیلم، نقش مردی را دارم که در بحران‌های مالی و فشارهای اقتصادی قرار می‌گیرد‌ و همین موضوع فشارهای روانی بر او تحمیل می‌کند و باعث می‌شود رابطه‌اش با همسرش تحت الشعاع قرار بگیرد.

فیلم‌نامه‌ی فیلم «شیفت شب» با طرحی از محمود آیدن توسط نیکی کریمی و علی اصغری به نگارش درآمده است.

علی اصغری درباره مخاطبان فیلم «شیفت شب» گفت: فیلمی است که تمام اعضای خانواده به راحتی با آن ارتباط برقرار می‌کنند. این فیلم حاوی هشداری است مبنی بر اینکه سعی نکنیم طبقه خانواده‌مان را تغییر دهیم.

فیلمبرداری فیلم «شیفت شب» در مهر ۱۳۹۳ در تهران شروع شد و در ۴۵ روز، انجام گرفت.

حبیب اسماعیلی، مدیر رسانه فیلمسازان مولود درباره فیلم «شیفت شب» گفت: «شیفت شب» از معدود فیلم‌هایی است که موضوعش در پی وفاق و تحکیم خانواده است و برخلاف فیلم های سال های اخیر که تنها بحران خانواده را نشان می دهند این فیلم راه چاره را نیز نشان می دهد.

نیکی کریمی علاوه بر کارگردانی و تهیه کنندگی «شیفت شب»، در این فیلم به ایفای نقش نیز پرداخته است.

نیکی کریمی در ارتباط با خشونت کاراکتر فرهاد نسبت به ناهید در فیلمنامه فیلم «شیف شب» گفت: کاراکتر فرهاد آن‌قدر درمانده شده بود که ناچار شد به چنین خشونتی متوسل بشود. خوب است نگاهی به آمار خشونت علیه زنان بیندازیم.

محمدرضا فروتن در فیلم «دو زن»، «زن دوم» ،«شبانه روز» و «برباد رفته» با نیکی کریمی هم‌بازی بوده است.

یلا زارع درباره ی بازی با یاس نوروزی، بازیگر خردسال فیلم «شیفت شب» گفت: دختر بچه فیلم ما آنقدر باهوش و حرفه‌ای بود که هیچ مشکلی در همکاری با او نداشتیم.

محمد احسانی، معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی از پشت صحنه فیلم‌ «شیفت شب» بازدید کرده است. اودر این بازدید گفت: آسیب شناسی و پرداختن به موضوع زوج های جوان که ازموضوعات مبتلا به روز است. هم میتواند باعث تحکیم بنیان های خانواده شود و هم به جذب مخاطب سینما کمک کند. هر کارگردانی از منظر خود به این موضوع نگاه و به آن می پردازد. از ویژگی فیلم «شیفت شب» نگاه یک کارگردان زن به این مقوله است که توقع می رود توأم با نوعی شاعرانگی، دیدن لطافت ها و زیبای های زندگی مشترک خانوادگی و دغدغه مندی برای حفظ و تحکیم نهاد خانواده باشد.

نیکی کریمی بابت تاخیر اکران فیلم «شیفت شب» به علت اکران فیلم «محمد رسول الله(ص)» از مردم عذرخواهی کرد و نوشت: مردمِ خوبم، اكران فيلم وزين محمد رسول الله ( ص) با استقبال شما عزيزان روبرو شده است كه باعث تمديد پخش آن در گروه سينمايي آزادى گرديده است، همان سينماهايى كه وعده كرده بوديم فيلم شيفت شب را تقديمتان كنيم. ما به احترام نام عزيز پيامبر و علاقه شما فرهنگ دوستان، براى اكران شيفت شب صبورى مي كنيم و مسوولانه بابت اين تاخير خوش يمن، عذرخواهى ميكنيم .دوست دارِ شما و فرهنگ خوبمان. نيكى كريمى، كارگردان شيفت شب

این فیلم در زمان جشنواره با 133 رای از سوی کاربران، امتیاز 5.17 از ۱۰ را در بین فیلم‌های سی و سومین جشنواره فیلم فجر در سایت سلام سینما بدست آورد.

عوامل "شیفت شب"

کارگردان، تهیه‌کننده، نویسنده: نیکی کریمی/ نویسنده: محمود آیدن، علی اصغری، نیکی کریمی/ صدابردار: یداالله نجفی/ صداگذار: رضا نریمی‌زاده/ طراح چهره پردازی: افروز بوجاریا/ طراح صحنه:سولماز صدقی/ تدوین: هایده صفی‌یاری/ منشی صحنه: شهره مفیدی/ مدیر تولید پیمان جعفری/ مدیر صحنه: جواد داودی/ دستیار صحنه: پدرام کریمی/ موسیقی: کارن همایون فر/ مشاور رسانه‌ای: شیما غفاری، مسعود نجفی/ عکاس: پیام ایرایی

بازیگران: محمدرضا فروتن، لیلا زارع، سحر قریشی، امیرحسین آرمان، ترلان پروانه، امیر آقایی، گوهر خیراندیش، حسین پاکدل، اکبر رحمتی، روح‌الله محرابی، سعیده عرب، شایان خلیلی، یاس نوروزی، نیکی کریمی

بستن

ابهام در یک حادثه


مهیار محمد ملکی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰


نقد و تحلیل فیلم سینمایی 

نام اثر :شیفت شب

تحلیلگر :مهیار محمد ملکی


۱:معرفی عوامل :

بازیگران:محمد رضا فروتن

لیلا زارع.امیر حسین ارمان

امیر اقایی.سحر قریشی.

نیکی کریمی.گوهر خیر اندیش.حسین پاکدل.ترلان پروانه


فیلمنامه نویسان:نیکی کریمی 

و علی اصغری

براساس طرحی از محمود آیدن


تهیه کننده و کارگردان:

نیکی کریمی


۲:معرفی اثار نیکی کریمی:

آثار 


کارگردانی :

شیفت شب (۱۳۹۳)

روزی روزگاری فوتبال (مستند، ۱۳۹۱، شبکه نمایش خانگی)

سوت پایان (فیلم، ۱۳۸۹)

چند روز بعد (فیلم، ۱۳۸۵)

یک شب (فیلم، ۱۳۸۳)

داشتن یا نداشتن (مستند، ۱۳۸۰)

تهیه‌کننده: 

آذر (۱۳۹۵)

شیفت شب (۱۳۹۳)

بازیگری سینما 

آذر (۱۳۹۵)

ربوده شده (۱۳۹۴)

چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت (۱۳۹۳)

مرگ ماهی (۱۳۹۳)

تمشک (۱۳۹۲)

زندگی جای دیگری است (۱۳۹۲)

لاله (۱۳۹۲)

بشارت به یک شهروند هزاره سوم (۱۳۹۱)

تلفن همراه رئیس‌جمهور (۱۳۹۰)

من همسرش هستم (۱۳۹۰)

سوت پایان (۱۳۸۹)

در امتداد شهر (۱۳۸۹)

خیابان‌های آرام (۱۳۸۹)

جرم (۱۳۸۹)

دموکراسی تو روز روشن (۱۳۸۸)

سلام بر عشق (۱۳۸۸)

شکلات داغ (۱۳۸۸)

همبازی (۱۳۸۸)

آقای هفت رنگ (۱۳۸۷)

بیداری (۱۳۸۷)

خیابان بیست و چهارم (۱۳۸۷)

دو خواهر (۱۳۸۷)

شبانه روز (۱۳۸۷)

محاکمه در خیابان (۱۳۸۷)

جعبه موسیقی (۱۳۸۶)

زن دوم (۱۳۸۶)

زن‌ها فرشته‌اند (۱۳۸۶)

چند روز بعد (گریز) (۱۳۸۵)

سه زن (۱۳۸۵)

بر باد رفته (۱۳۸۴)

پرونده هاوانا (۱۳۸۴)

چه کسی امیر را کشت؟ (۱۳۸۴)


شام عروسی (۱۳۸۴)

نوک برج (۱۳۸۴)

باج خور (۱۳۸۲)

دیوانه‌ای از قفس پرید (۱۳۸۱)

واکنش پنجم (۱۳۸۱)

نیمه پنهان (۱۳۸۰) (بازیگر و سرمایه‌گذار)

هزاران زن مثل من (۱۳۷۹)

ای‌بی‌سی آفریقا (۱۳۷۹) 

بازیگر (۱۳۷۸)

دختران انتظار (۱۳۷۸)

میکس (۱۳۷۸)

نسل سوخته (۱۳۷۸)

دو زن (۱۳۷۷)

سیب سرخ حوا (۱۳۷۷)

باد و شقایق (۱۳۷۶)

جهان پهلوان تختی (۱۳۷۶)

روانی (۱۳۷۶)

ابر و آفتاب (۱۳۷۵) 

برج مینو (۱۳۷۴)

سایه به سایه (۱۳۷۴)

بوی پیراهن یوسف (۱۳۷۴)

پری (۱۳۷۳)

سارا (۱۳۷۱)

ردپای گرگ (۱۳۷۰)

عروس (۱۳۶۹)

وسوسه (۱۳۶۸)

بازیگری تئاتر:



شام با دوستان (به کارگردانی آیدا کیخایی، تماشاخانه ایرانشهر ۱۳۹۲)

عاشقانه‌های نا آرام (به کارگردانی مریم جلالیان، تالار وحدت ۱۳۹۴)

بازیگری تلویزیون :

کیمیا (سریال، به کارگردانی جواد افشار، ۱۳۹۴)

سرزمین کهن (سریال، به کارگردانی کمال تبریزی، ۱۳۹۲)

خرده جنایت‌های زن و شوهری (تله تئاتر، به کارگردانی فرهاد آییش - ۱۳۸۷)

زندگی (مجموعه تلویزیونی، به کارگردانی محمدرضا اعلامی، ۱۳۷۴)


فروش گیشه:

۱٬۲۶۹٬۷۷۸٬۴۹۹ تومان


۳:معرفی شیفت شب:


شیفت شب فیلمی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی نیکی کریمی و نویسندگی نیکی کریمی و علی اصغری ساخته سال ۱۳۹۳ است. این فیلم مسائل و مشکلات جامعه ایران را در زمان تحریم‌های علیه این کشور به تصویر می‌کشد.


ایده اولیه این فیلم بر اساس طرحی از محمود آیدن در مهر ۱۳۹۲ شکل گرفته که نیکی کریمی اقدام به نوشتن فیلمنامه این فیلم بر اساس این طرح کرد. فیلمبرداری این فیلم در مهر ۱۳۹۳ در تهران شروع شد و در ۴۵ روز، انجام گرفت. این فیلم در ۲۷ آبان ۱۳۹۴ در سینماهای ایران اکران شد


خلاصه داستان:


این فیلم داستان زنی به نام ناهید است که در اثر تغییر رفتار همسرش و خبرهایی که از دوستان او می شنود به او شک می کند و به دنبال او می رود و متوجه می شود که شوهرش به دلیل برداشت مبلغ زیادی از حساب شرکت اخراج شده و در آژانسی که کار می کرده نیز مبلغ ۵۰۰ میلیون تومان نزول گرفته و به دنبال شریکیش که از او کلاه برداری کرده می گردد. همسر ناهید مدتی ناپدید می شود و در این مدت ناهید و برادر همسرش مبلغ نزول گرفته شده و بدهی شرکت را باز پس می دهند و او را می یابند تا به خانه بازگردانند


۴:معرفی جوایز دریافتی در سی و سومین جشنواره فیلم فجر :

۱:جایزه ویژه هییت داوران برای 

تهیه کنندگی نیکی کریمی 

۲:جایزه ویژه هییت داوران برای 

کارگردانی نیکی کریمی

۳:دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن 

برای لیلا زارع


۵:پیش گفتار و مقدمه:


شیفت شب یک درام اجتماعی  است که حقیقتا در مرحله ایده بسیار جذاب و جالب توجه عمل کرده است اما زمان پرداخت کار اونطور که باید و شاید مورد توجه قرار نمیگیرد این بدان معناست که فیلم به وضوح در زمینه پردازش داستانی و کشمکش های درون قصه به میزان زیادی ضعیف عمل کرده است فراموش نکنید بنده به عنوان منتقد سعی بر ان دارم تا از مباحث زیبایی شناختی فیلم سخن به میان بیاورم اما گاها ممکن است بین من منتقد و شمای مخاطب اختلاف نظر وجود داشته باشد این موضوع چند دلیل عمده دارد که به بخشی از ان مختصر اشاره ای دارم :

۱:اختلاف سلیقه 

۲:همزاد پنداری زیاد  مخاطب به دلیل حضور شرایط مشابه 

همه این عوامل دست به دست هم میدهند که به نوعی  بین نظرات من به عنوان منتقد و حامی تماشاگر  با شما به عنوان مخاطب تفاوت وجود داشته باشد,کما اینکه  باید به این باور برسیم که گوش ها و چشمان ما


در تماشا و شنیدن بسیار تنبل شده اند و نیاز به تربیت دارند 

با من.مهیار محمد ملکی و نقد شیفت شب همراه باشید


۶:بررسی تکنیکال اثر:

۱:انتخاب نام شیفت شب چه از حیث بحث اکران و چه از حیث محتوا بسیار درست و هوشمندانه بوده است


۲:متاسفانه چند زمانیست که بین کارگردانان بزرگ و صاحب نام این سرزمین سنت شروع فیلم بدون پیش در امد رواج پیدا کرده است که این موضوع به شدت غلط و باعث ایجاد لطمه به بدنه اصلی فیلم میشود شیفت شب از این قاعده مستثنی نیست و شروع قصه مساوی است با یک پرداخت هول هولکی و پر شتاب به سمت نقطه بحران .....


۳:تکرار پی او وی های دزدکی  به میزان زیاد که مارو به این فکر وا میدارد که چرا نیکی کریمی در یحث پلان بندی هنرمندانه تر عمل نکرده است !(تنوع در میزانسن پلان ها )


۴:خرده اکت هایی از بازیگران در جهت شخصیت پردازی بهتر که این موضوع بیشتر در فرهاد (محمد رضا فروتن)و گاها ناهید (لیلا زارع  )رویت میشود


۵:بازی نسبتا واقع گرایانه لیلا زارع که اصلا رنگ و بوی تیپ شدن رو به ما نمیده چرا که همش شخصیته و هویت داره برعکسش بازی نقش فرهاد (محمد رضا فروتن )است که همچنان در بحث کلامی تیپ شده است و به نوعی در بحث بیان و وقفه های کلامی ایجاد شده مارو یاد کار هایی همچون قرمز یا دو زن میاندازد این به این معناست که فروتن نتوانسته به درستی نقشو در بیاره 

نقشو در اوردن یعنی اینکه باید از خودش بگذره و ادم جدیدی بسازه اما فروتن توی همون تیپ.های قدیمش مونده


۶:بک گراند های خوب صدایی در صحنه رو داریم که فکر شده بوده است


۷:اوج بحران دقیقا زمانیست که خانم عبدی بحث خودکشی فرهاد را به زبان میاورد این موضوع همراهی یک موسیقی دلهره اور و ترسناکو با خودش داره که به شدت با میزانسن سکانس دچار تناقض است این به این معناست که قصه به اجبار میخواد این شک رو در دل ما بندازه که شوهر این خانم قصد کشتن همسرش رو دارد که اصلا قابل باور نیست علاوه بر این موسیقی بهتر است زمانی استارت بخوره که منطق داستانی هم به اندازه اون نوع موسیقی کمی جلو رفته باشد


۸:سکوت بی منطق ناهید و فرهاد در هم صحبتی با یکدیگر


۹:فیلمنامه در زمینه ایده خوب و جذاب بوده اما پرداخت داستانیش (اوج و فرود های قصه )خوب در نیومده است ضمن اینکه شخصیت پردازی غیر از یکی دو سکانس مثل سکانس خانه مادری ناهید وجود ندارد اونجا هم سحر قریشی تعداد زیادی دیالوگ در صف مانده رو به یک باره مطرح میکنه که البته در بحث زمانی فیلم خیلی قابل توجیه نیست اما بحث داستانی خوبه


۱۰:دوربین خیلی جاها بهتر بود به جای روی کول بودن ثابت میموند تا هم لرزشه گرفته بشه و هم دکوپاژ بهتر باشه


۱۱:از انجا که در این فیلم با حادثه خیلی طرف نیستیم و فیلم حول بحث عواطف و احساسات میچرخد در بعضی سکانس ها جای خالی موسیقی و یک تدوین خوب رو میتونیم حس کنیم


۱۲:ترس بی امان ناهید از همسرش و پرسش های گاها ترسناک او که به نوعی فضای سیاه و چرک الودی به شخصیت فرهاد میدهد اما واقعیت قصه اینجاست که فرهاد به این میزان تلخ و سیاه نشون داده نشده است


۱۳:حضور کمرنگ  و یکنواخت موسیقی بک گراند رو در کار شاهد هستیم


۱۴:فیلم به ظاهر براساس دو گره جلو میرود 

۱:گره اول:ماجرای ناهید و فرهاد 

۲:گره دوم :ماجرای خانم همسایه و مرد غریبه 

به عبارتی تیم فیلمنامه نویس خیلی سعی بر این موضوع داشتند,که به نوعی داستان دوم و گره دوم خط ارتباطی با منطقی با گره اول به صورت سایه وار داشته باشد,اما واقعا سطحی است


۱۵:فیلم به شیوه معمایی و راز الود جلو میرود در این قسم کار ها سیستم توزیع اطلاعات رو شاهد هستیم که به صورت قطره چکانی تا پایان قصه ما را همراهی میکند که در این مورد هم این قصه مانند بمب انفجاری عمل میکند فقط ترکیدن بمب را شاهد هستیم و چیزی از قبلو بعدش نمیدونیم یعنی داستان هر چه دارد به یک باره دقایق پایانی با یک ریتم تند رو میکند


۱۶:پلان خوب ورود به مترو


۱۷:دیالوگ های مشابه کودک که از ابتدا تا پایان  در مورد خرگوشش حرف میزند به عبارتی اون کودک هیچ نقش مثبتی در جهت پیشبرد فضای قصه ندارد صرفا فقط,هست مثل میز یا صندلی ای که در طراحی صحنه به کار رفته است


۱۸:برخورد خشونت بار فرهاد با همسرش که خبر از حال درون او میدهد نسبتا خوب بوده است


۱۹:بازی امیر حسین ارمان نسبتا خوب و قابل قبول است


۲۰:خانم همسایه (نیکی کریمی)کاراکترش بسیار سطحی است


۲۱:دیالوگ ها و اکت خوب سر میز شام بین ناهید و فرهاد


۲۲:کلوز اپ های خوب احساسی ناهید و فرهاد


۲۳:شخصیت رحیم همش تیپ بوده و البته در بعد داستانی توی همون سطح مونده (به عبارتی فیلم خیلی زمان مناسبی به ما برای شناخت این شخصیت نمیده )کنش و واکنش بهتر و ی کمی شخصیت پردازی شاید بد نبود


۲۴:تا دقیقه چهل تا قبل از رویت اسلحه قصه خیلی با ریتم پایینی حرکت میکند به محض رویت اسلحه و قوت گرفتن فرضیه خودکشی فرهاد و خانواده اش بار دیگر موتور قصه به ح


رکت در میاید اما اینبار خیلی زود خاموش میشود چرا که اسلحه خیلی زود توسط برادر فرهاد پیدا میشه و ماجرا ختم به خیر میشود که کاش اسلحه پیدا نمیشد و این شک و تردید با والیوم بهتر به دل قصه تزریق میشد


۲۵:بازی خوب و قابل باور

 گوهر خیر اندیش


۲۶:فیلمنامه تا حدودی به شیوه کلاسیک روایت میشود یعنی با تمام کمرنگ بودن قصه اش اما چارچوبی دارد :

۱:پیش در امد (حدود ۱۰ دقیقه ابتدایی )که ما بهش میگیم ارامش قبل طوفان


۲:نقطه عطف اول:درست زمانیست که خانم عبدی  در تزریقاتی شک رو در دل ناهید میاندازد 

۳:بحران (طوفان) :حدود, شصت دقیقه از فیلم رو به خودش اختصاص میده تا قبل از رویت فرهاد در زمان موش کشی 

۴:نقطه عطف دوم :مشاهده فرهاد در حال موش کشی 

۵:ارامش بعد از طوفان :سکانس بی کلام داخلی اتومبیل


۲۷:عدم اگاهی ناهید که گاهی واقعا غیر قابل باور  و تصنعی میشود


۲۸:گریه خوب ناهید و ترکیدن بغضش پیش مادر (گوهر خیر اندیش )اما دیالوگ بد و ناشیانه فیلمنامه نویس از زبان گوهر خیر اندیش همه چی را خراب میکند و ی جورایی حس و حال خوب اون صحنه رو میگیرد ضمن اینکه بهتر بود برای صحنه های تراژیک این چنین کلوز اپ های خوبی داشته باشیم تا حس و همزاد پنداری  بهتر انتقال پیدا کند


۲۹:قصه دوم که بسیار در حاشیه است


۳۰:قاب بندی ها اکثرا مدیوم کلوز یا کلوز است و به قاب بندی تلویزیونی نزدیک است اگر چه باید قویا به این موضوعم اشاره داشت که برخی فیلمنامه ها نمیتواند قاب بندی به شکل مدیوم پرده با لانگ شات های انچنانی و جذاب داشته باشد چرا که داستان اجازه نمیدهد


۳۱:خشونت بیش از حد فرهاد گاهی بی منطق میشود انگار که کارگردان تنها ابزار جذاب سازی یا اتراکسیونش همین بوده است


۳۲:بیاییم سر صحنه درگیری اصلی فرهاد با ناهید که جذابه چون:

۱:بک گراند خوب موسیقی

۲:درشت نمایی و اغراق در برخی صدا ها مثل بازشوی در 

۳:اکت خشونت بار و جذاب فرهاد


۳۳:در بحث فیلمنامه های کلاسیک عمدتا قهرمان یا پرسوناژ دیده میشود در تعریف پرسوناژ خیلی کوتاه عرض کنم نقشی که به نوعی  ضمن قهرمان بودن زبان کارگردان در قصه است  که گمان میشود ناهید قصه ما نقش نیکی کریمی در دنیای واقعی را ایفا میکند


۳۴:سینک بد صدایی پلان های سکانس ورود زورکی رحیم به داخل خانه ناهید


۳۵: گاهی ضرب کات ها مشکل دارد و سر زمان درست نیست


۳۶:دیالوگ های  بد پایانی برادر فرهاد که به نوعی میخواهد حرف قلمبه سلمبه بزند اما حرفه اندازه دهنش نیست و جای خوبی هم نیست 

(ارجاع به سکانس تسویه حساب با مدیر شرکت فرهاد در دفترش با حضور حسین پاکدل عزیز)


سخن پایانی :شیفت شب به عنوان یک اثر سینمایی حتما میتواند حرفای زیادی برای گفتن داشته باشد و تماشای این فیلم رو به شما دوستان گرامی توصیه میکنم از اینکه بنده رو همراهی میفرماییدنهایت سپاس را دارم 

نمره ارزشیابی از ده :شش

 

روز و شبتون خوش 

منتقد و تحلیلگر :

مهیار محمد ملکی

بستن